محمد دهاقین در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
من تعجب می کنم چرا هنوز هم برخی اصرار دارند که حافظ بزرگوار عارف بوده و شریعتمدار یا شراب خوار و رند ؟ اصلا چه اهمیتی دارد مهم لذت نهفته در هنر و ادب است و در ضمن هر انسانی می تواند در عمر خود بارها و بارها تغییر رویه دهد یا حتی همزمان اهل هر دو مسلک باشد و اینها به خود فرد مربوط است .
محمد یگانه در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۹:
به دوستی که معنی سه بیت اول را خواستند:
معنی بیت اول از ظاهر سخن برداشت میشود و بیت دوم کمی در باب نفی فلسفه نیاز به موشکافی است که مجال نیست. اما در مورد بیت سوم توضیحی در مورد «مرغ صراحی» زیبایی این بیت را برای شما روشن میکند. صراحی جام یا کوزه ای بوده که گردن آن بلند تر و باریکتر تر از حد معمول بوده و زمانی که می یا آب از آن میریختند صدایی منحصر و خاص تولید میکند. ظاهرا شاعر زبان به ستایش نوع بشری بازکرده که گویی در پی سحر خیزی و شنیدن صدای بلبلان خوش آواز قدحی را با صراحی پر میکنند و مینوشند، حال اینکه این قدح و مافیهای آن صراحی معنویت است و یا مادیت الله اعلم...
یوسف گمگشته در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:
با تشکر از آقای عباسی از فسا تمام گفته های ایشون و متن تصحیح از ایشون کاملا صحیحه
اکبر رضوانی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۸:
درود... مصراع آخر باید اینگونه باشد
((من بی سر و سامان توام دستم گیر))
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۸:
کنون ازخواب بیدارم،چو من عاشق،چسان زارم
خدا مشتاق دیدارم غریب،عاشق، چه پربارم
من اینک بار بربستم،چه کم بارو سبک حالم
بغیر از تو ندیدستم،که میبیند تورا جانم
نشانت را نمیجویم،،چو بر ذاتت یقین دارم
اگر جز تو سری دارم سزاوار همین دارم
اکبر رضوانی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۶:
به نظر می رسد این رباعی بدون حرف ربط ( واو ) در ردیف خوش لحن تر باشد.
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۸:
کنون ازخواب بیدارم،چو من عاشق،چسان زارم
خدا مشتاق دیدارم غریب،عاشق، چه پربارم
من اینک بار بربستم،چه کم بارو سبک حالم
ندیدست غیر تو چشمم،که میبیند تورا جانم
نشانت را نمیجویم،،چو بر ذاتت یقین دارم
اگر جز تو سری دارم سزاوار همین دارم
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۸:
خدا مشتاق دیدارم غریب،عاشق، چه پربارم
کنون ازخواب بیدارم،چو من عاشق،چسان زارم
من اینک بار بربستم،چه کم بارو سبک حالم
ندیدست غیر تو چشمم،که میبیند تورا جانم
نشانت را نمیجویم،،چو بر ذاتت یقین دارم
اگر جز تو سری دارم سزاوار همین دارم
کیومرث کبودوند در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
خال،اشارتی ست لطیف به اول جلوه عالم هستی که روح محمدی ست که آینه تمام نمای ذات اقدس الهی می باشد، که در عرفان اسلامی به انسان کامل اطلاق میشود، که در هر دوره تقاضای ظهور دارد و حضرت حافظ به کامل زمان خود کنایتی شیرین زده و تو گویی قرب بیشتری را میطلبد ، چو مولانا که سروده،،پس به هر دوری ولی قائمست،،این آزمایش تا قیامت دائم است،، آن را ترک شیراز،ترک غارت گر ، یا ترک اعظم هم نامیده اند، چون عزم هدایت کسی کند،اول در نگرد که آیا قابلیت فطری دارد ، آیا عنایت ازلی ره توشه اوست یا نه و استعداد پذیرش قرب الهی را دارد،اگر چنین بود عشق مجازی او را به عشق حقیقی مبدل گرداند تا عاشق بتواند وارد جرگه حق پرستان شود و سفر خود را به نا کجا آباد شروع کند،البته این مهم در سایه انسان کامل آن زمان واقع شود ، که سالک او را بشناسد یا نشناسد،،و اما سمرقند و بخارا این هم اشاره ایست به او یعنی همان کامل زمان در اواخر سیرو سلوک که سالک بی نوا در راه وصول وصل حضرت حق(به اندازه سعه وجودی هر سالکی مقام ایشان با هم متفاوت است)همه هستی خود را باخته و چیزی برای پیش کش ندارد تا عرضه کند باز با شوخ طبعی و کنایه میگوید،،این دو شهر که در زمان خود از زیبا ترین و بهترین شهر های آن دوره بوده ودر تمثیل بهشت زمان خود بوده را بطرز لطیفی پیشکش کرده و همانند شهر های جابلقا و جابلسا که در شرق و غرب عالم واقع است ، و هر کسی بجز اندکی ندانند چیست را هدیه میدهد،، و در اخر هندو یا خال هندو، به حال اشارت کند یکی سیاهی،،، سیاهی تا بدانی نور ذات است،، به تاریکی در آن آب حیات است،،، و یکی ه ی هندو،، یکی از ها هویت در گذشتن،، یکی صحرای هستی در نبشتن پس بطور ساده اینطور شود،، ای غارت گر وجود من که به هویت اصلی تو کس را راهی نیست وبا وجود اینکه تمام هستی خود را در راه تو باختم ، و تا مقام فنای فی الله پیش رفتم،و برای قرب بیشتر چیزی ندارم که عرضه کنم و حتی از بهشت که جایگاه ویژه بزرگان است هم گذشتم و آتش لقای تو را به جان خریدم و حتی دلی ندارم که بین من و تو حائل شود پس چگونه است هنوز از من طلب چیزی را میکنی که ندارم و همه از آن توست پس چرا در تب و تاب تو میسوزم،،،،،،در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی،،ره بپرسیم تا مگر پی به مهمات بریم......
نوید در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس:
آن زمان کافغان مظلومان رسد
درستش اینه که: کان زمان افغان ز مظلومان رسد
با سپاس
رسو لزاده در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام کوچکتر از ان هستم که به شعر جناب حافظ نظر بدهم فکر مضمون شعر حضرت زینب س است وقتی بالای سر برادر می رسند هر قدر صدا می کنند جوابی نمی شنوند زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو ت این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مختوم بی عنایت
جوان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۷ - در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بود:
تا خط بغداد ساغر دوستگانی خوردهام
دوستان را دجلهای در جرعهدان آوردهام
با سلام ، دوستگانی به معنای جام شرابی که از روی دوستی و محبت بادوستان می نوشند. کلمه ی دجله هم اشتباه نوشته شده است.
براساس نسخه دکتر رضا اشرف زاده
باتشکر
علی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۸:
سلام و عرض ادب
غزل مکتوب مولانا با صدای این خانم گرامی تقریباً تندرست و صحیح خوانده شد. پشنهادی داشتم چون رفرنس دهی و ارجاع به سایت وزین گنجور تقریباً آمار خوبی داره، انتخاب صداها برای خواندن غزل ها با وسواس بیشتری انجام بشه. غزل آواهایی که تاکنون بر دیوان کبیر شمس استعمال شده اکثراً یا غلط می خوانند یا بسیار دبستانی و ابتدایی و یا غلوآمیز شعر را تلفظ می کنند
متشکرم
ایرج. در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
مُلَمَّع درست است.
ایرج. در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
قابل توجه دوستان تازه کار:
به این سبک ( یک مصرع فارسی و دیگری عربی یا برعکس ) میگویند: مُلَمًّع .
مهدی کرمانی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۷:
]چند خطای تایپی در شعر کمال خجندی:
به جای «رقیبم روزی از چشمت...» نوشته ریبم روزی از چشمت
به جای «ببویند استخوان من» نوشته ببوین استخوان من
به جای «مرغ خوش الحانی» نوشته مرغ خوش الحان
نوشته «بار اشکنه» که درست نیست. فکر کنم باراشکند درست باشه و احتمالا نام جایی است
صادق در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
بعد از تسلیم حضرت ابراهیم جهت قربانی حضرت اسماعیل و پذیرفتن این قرب توسط پروردگار ،خداوند مژده اسحاق را به ابراهیم داد.
Farad در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
گفتم که بر خیالش راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بر خیالش...
گفتا همین که گفتم به دست راه دانی اسیری
هم اوت رهبر آید
گفتم ...
گفت هیس خموش
جعفر خشنود در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
با سلام
خدمت دوستان گنجوری عرض کنم کہ بندہ معتقدم کہ حضرت حافظ یک عارف بزرگ بودہ و بر این باور و یقین داشتہ است کہ راہ عرفان را باید با یک پیر و مرشد طی کرد، اشعار ذیل گویندہ این سخن ھستند:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشہ ایی برون آی ای کوکب ھدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنھار از این بیابان وین راہ بی نھایت
و صریح تر از همه این بیت خواجه:
به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم
که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
نادری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴: