گنجور

حاشیه‌ها

 

مصرع آخر از سعدی است:
«جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال …»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۹۱


مصرع اول بیت سوم مشابه مصرع اول این بیت از سعدی است:
«فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محنتم به مثل بیستون شود»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۱


مصرع آخر غزل از سعدی است:
«سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس
کاندوه دل سوختگان سوخته داند»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۱


آخرین مصرع از سعدی است:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی»
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
همچنین:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد»
و خواجو نیز از آن استقبال کرده است.

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳۹


آخرین مصرع از سعدی است:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی»
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
همچنین:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد»
اوحدی هم از آن استقبال کرده است.

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۸۶


مصرع دوم بیت ششم با مصرع دوم این بیت سعدی همانند است:
«دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۸


مصرع دوم بیت یکی به آخر مانده با مصرع دوم این بیت سعدی مشابهت دارد:
«توحاکم همه آفاق و آن که حاکم توست
ز تخت و بخت و جوانی و ملک برخوردار»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق


مصاریع دوم نقل قول از سعدی هستند:
مواعظ » قصاید » قصیده شماره ۲۵ - در وصف بهار

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید


مصرعهای دوم بیتهای آخر و یکی به آخر مانده نقل قول از قصیده‏ای از سعدی است با این مطلع:
«جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد
غلام همت آنم که دل بر او ننهاد»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۳


مصرع های دوم بیتهای ۵ و ۶ نقل قول از این غزل معروف سعدی هستند:
«می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۸


عبید در این شعر از این غزل سعدی استقبال کرده:
«هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر
که من از دست تو فردا بروم جای دگر

بازگویم نه که دوران حیات این همه نیست
سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۷


مصرع دوم بیت هفتم از سعدی است:
«در عهد لیلی این همه مجنون نبوده‌اند
وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحق اینجو


مصرع دوم بیت هشتم از سعدی است:
«دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب»

حمیدرضا در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلال‌الدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان


بخش ۳۳ بیت های :

۵- بادشه >>>> پادشه

۱۰- چونتوان >>> چون توان

۱۲- کز و چو نمی گدازد>> کزو چون می گدازد.

۱۶- بخود >>>> بخود راه

۱۸- بران >>>>> بر آن

۱۹- تازان >>>> تا زان

۳۰- چو بد خودوست >>> چو بدخو دوست

پاسخ: با تشکر، مطابق فرموده اصلاح شد، ضمن آن که در مورد بیت ۵ شاید «باد شه» درست باشد.

خلیل در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ بخش ۳۳ - گفتگوی خسرو و شیرین


بخش ۳۲ بیت های :

۲= خانه زاغ>>>> خانه ی زاغ

۵= براورد >>>> بر آورد

۶= در برداشت >>> در بر داشت

۸= با رگی >>>> بارگی ؟

۱۱= برامد >>>> بر آمد

۲۲= بر سر و گلندام >>> بر سرو گلندام

۳۸= فروماندند >>>> فرو ماندند

پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهادهای شما جایگزین شد.

خلیل در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو


بخش ۳۱ بیت های:

۱۶= در نگست >>>> درنگست

۲۷= براری >>>> بر آری . همچنین ۳۰

۳۳= پرده ه >>>> پرده ی

۴۳= دراید >>>> در آید

۴۹= بر اور >>>> بر آور

پاسخ: با تشکر، اصلاح شد.

خلیل در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۹:۴۸ دربارهٔ بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق


مصرع دوم بیت نخستین مصرعی از خسرو و شیرین نظامی است:
«پری پیکر نگار پرنیان پوش
بت سنگین دل سیمین بنا گوش»

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۲


مصرع اول بیت ششم، مصرع اول بیتی از سعدی است:
«صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست»

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۴


مصرع دوم بیت پنجم از آن سعدی است:
«سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی»

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۶


مصرع دوم بیت سوم از آن سعدی است:
«سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری»
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۴۳

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۱


[صفحهٔ اول] … [۲۴۸۱] [۲۴۸۲] [۲۴۸۳] [۲۴۸۴] [۲۴۸۵] … [صفحهٔ آخر]