گنجور

حاشیه‌ها

 

درود بی پایان
قصیده بالا دارای مشکل های زیر است:(به دلیل کثرت نمیتوان همه را بر شمرد)
۱- ایراد های تایپی : «پاریار نه پار یار» یا«در دیار نه درد یار»
۲-جابجایی مصرع ها:
ظلمت ظلم ظالمان دیار//بی حد و بی شمار می بینم
قصه ای بس غریب می شنوم// غصه ای در دیار می بینم
۳-بسیاری از ابیات اضافی است: (در منابع معتبر ذکر نشده اند)
هر کجا رو نهد بفضل اله
دشمنش خاکسار می بینم
۴- بسیاری از دوستان صحبت از ابیات دارای نام قاجار و پهلوی و امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (مذ) میکنند که همه جعلی هستند و مصارف تبلیغاتی دارند پس جای آنها اینجا نیست

نخستین در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱


ضمن تشکر،فکر کنم مصراع اول بیت دوم “گر عاشق صادقی ز مردن نهراس “صحیح تر باشد.

nader در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۵۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۰۹


در قسمتی از سریال زیبای شهریار،این شعر توسط شهریار‏(بازیگر سریال‏)‏ و معشوقه اش‏(نوازنده سه تار‏)اجرا شد.واقعا رمانتیک بود

علیرضا در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز


ظاهر این شعر و باطن آن قابل تامل است. ظاهر از معاشقه حضرت حافظ با معشوق خاکی اش حکایت دارد و باطن آن در طلب وصال موعود است . بخصوص بیت آخر که طلب دولت دوست می کند . پس خوب است چشم دل باز کنی که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی. آنگاه همه اعضا و جوارح ات به ذکر او مشغول می شود و زمان نزدیک شدن ماه و مشتری زمان ظهور موعود است.
یاعلی

Anonymous در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۸


با سلام من متن شعر را جای دیگر به نحو زیر دیده ام ولی منبع درستی ندارم فقط سوال دارم که کدام درست است ..
ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وامی کنی

از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

بادوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی

آتش پرید از تیشه ات امشب مگر ای کوهکن

از دست شیرین درد دل با سنگ خارا می کنی

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می کنی

امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی

دیدم به آتش بازیت شوق تماشایی به سر

آتش زدم در خود بیا گر خود تماشا می کنی

آه سحرگاهم ترا ای شمع مشتاقم به جان

باری بیا گر آه خود با ناله سودا می کنی

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه ی میخانه هم ما را تو پیدا می کنی

ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن

شور افکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی

مصطفی در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی


عاشق مولانا و شعرهای پر از احساس و عرفان و حکمت آمیزش هستم
زندگی ام مدیون منش و بینش مولاناست

صابر در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ تکه ۲


این شعر در بالای سر مزار شریف سعدی نقش بسته است.

Anonymous در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت


آقای سروش در شرح این غزل بیت زیر را به عنوان بیت سوم میخوانند.

(www.bergfiles.com/i/bf11c71ef7h32i0 دقیقه ۲۷)

مگر تعلق خاطر به ماه رخسارى
که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است

جواد یاوری در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷


آقای شجریان در تصنیف “صنما” در آلبوم “مجنون” بیت سوم را “می پزیدم” میخواند .

جواد یاوری در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۶۷


در بیت آخر
بو که به معنی امید که صحیح است
اشتباها بوک درج شده است

مجید سیدی در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۱۷ دربارهٔ فی التوحید باری تعالی جل و علا


با احترام به جناب ق. مصلح باید بگویم که نظر ایشان کاملا غلط است و ضبط بیت به همین شکل (بدون “که”) کاملا صحیح است.

بهمن بنی هاشمی در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲


گاهی اوقات معناشو با تمام وجودم حس میکنم…

فرید در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰:۳۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - ای وای امیدهای بسیارم


۱-در بیت سوم این غزل در برخی نسخ معتبر به جای ” کرم کردی” دو واژه ی ” کم کردی” آمده است که با توجه به بروز اشکال در وزن شعر هنگام خواندن ” کرم کردی” … گویا گونه ی دومین، یعنی: ” کم کردی ” زیباتر و سخته تر می نماید…. تا دیگران را چه پسند آید و آن سرایشگر بی همال شیرازی به کگدام خرسندتر باشد ( کدامین بر زبان خود او آمده باشد!)
۲-در دومین مصرع از واپسین بیت نیز ” ناریک و ضعیف ” دور از معناست و درست آنست که آن بزرگمرد گفته باشد: باریک و نخیف” چرا که چراغ های پیه سوز کهن هنگام به پایان رسیدن سوخن شان(روغن) شعله ایی باریکتر و نحیف می داشته اند . تاریکتر بودن شعله منطقی نیست…..

lnikman nishabouri در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ غزل ۵۳۶


بسمه تعالی
این شع از زبان استاد نسبت به همسرش نوشته شده است من فقط به دو بیت ۱۴ و ۱۶ اشاره می کنم
دربیت ۱۴ از ضرب المثل به صورت فوق العاده استفاده کرده در مسیر زندگی ناهمواریهایی وجود دارد که نبتید تقصیر را به گردن شریک بیندازیم می گوید شریک زندگی باید بداند ناهمواری از آن روزگار است نه از طرفین ودر بیت ۱۶ می گوید در دیدگاه بزرگان (صاحبان حکومت) ما هیچ گونه حق زندگی نداریم حق ما زندان و اگر یک روشنایی بیابیم فقط می توانیم از آن نگاه کنیم وهیچ حقی در زندگی نداریم

محمد در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ بلالی باش


در این شعر اعتراض شاعر به وضع موجود شعر روشن است میگوید ما انقلاب کردیم آزاد باشیم نه آن آزادی اندک خود را از دست بدهیم و دربیت دیگر اشاره دارد انقلاب بدتر از دوران رژیم پهلوی است وبه سادگی مسلمان اشاره کرده است که یک آخوند با احساسات مردم بازی می کند

محمد در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ ایمان ایله گئتدی


این بیت جا افتاده است:
لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست
شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش
با تشکر

Anonymous در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۸


این دوبیتی یکی از بهترین دوبیتی های بابا طاهر است
دراین مجموعه(گنجور)جا دوبیتی های زیبای فایز دشتستانی خالیست
منتظر دوبیتی های دوبیتی های فایز نیز هستیم
ممنون از گنجورتان!

بهنام در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۴


درود بر شیخ اجل سعدی شیرین سخن سراینده ی این شعر و درود بر استاد مسلم موزیک ایران محمد رضا شجریان که به حق با تصنیف بسیا زیبایش این شعر را به تمام و کمال آراسته است

یعقوب صحرایی در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ غزل ۴۰۴


بیت سوم نیفتد، نبفتد تایپ شده

علی فیضی در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ سوگند


با سلام
سبک روحان عاشق درست است یا سبک بالان عاشق؟

سپهر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰۷


[صفحهٔ اول] … [۲۴۸۱] [۲۴۸۲] [۲۴۸۳] [۲۴۸۴] [۲۴۸۵] … [صفحهٔ آخر]