گنجور

حاشیه‌ها

 

بین نظیـــــــــــــــر بود.

قد ِ آغوش ِ خودم در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹


خیلی زیبا بود. :)

قد ِ آغوش ِ خودم در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶


صورت صحیح بیت اول چنین است:
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ
رجوع شود به تصحیح علی راستگو

هدایت قاسمی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۳


این دو بیتی زیبا را استاد ناظری در کاست کنسرتی دیگر اجرا کرده اند

نیما در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۴۶


با درود به آقای قاسمی
نوشته حاضر در متن ، مطابق با نسخه اصلی است( ای جان جان، جان جان جان) که اینگونه ترکیبات در اشعار مولانا بوفور به چشم می خورد.

نگین شکروی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


همایون شجریان بیت دوم را اینگونه میخواند : ” گرد یک یک حلقه ی گردان او “

هدایت قاسمی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۷۴


در بیت چهارم بایستی” ای جان جان ای جان جان “نوشته شود که به اشتباه ” ای جان جان جان جان ” نوشته شده است.

هدایت قاسمی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


در بیت چهارم بایستی” ای جان جان ای جان “نوشته شود که به اشتباه ” ای جان جان جان جان ” نوشته شده است.

هدایت قاسمی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


به نظرمیرسد درمصراع دوم بیت چهارم “خورشید” ودر مصراع اول بیت بیستم “زمین” صحیح است

غلامحسین در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳


این شعر یکی از زیباترین اشعاریه که تا به امروز شنیدم
فقط میتونم بگم فوقالعاده ای استاد شهریار

کاوه در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران


مصراع دوم از بیت هشتم ” کو روی نپوشاند زان پس که بر آرد سر” صحیح است.

نگین شکروی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲۷


فکر می‌کنم برای اینکه وزن شعر درست باشد بیت
آنکه با نمرود، این احسان کند

ظلم، کی با موسی عمران کند
بهتر است به صورت:
آنکه با نمرود، این احسان کند

ظلم، کی با موسی عمران می‌کند
از لحاظ معنی نیز به صورت درست‌تر می‌باشد،‌چون زمان بیت دوم را به گذشته برده است.

حسامپور در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۸:۱۴ دربارهٔ لطف حق


لطایف حکمی با نکات قرآنی
درست است.

احسان در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع


با سلام
در مصراع “گر باد دگر ز من خلافی بینی” گمانم کلمه دوم “بار” باشد, با سپاس…

جلیل در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳


سلام
به جای کلیله دو بار کلیه درج شده لطفا اصلاح شود
ا- بخش ۲
۲- بخش ۳

محمد از بهبهان در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ بخش ۳ - کلیه و دمنه


اینجا منظور شاعر عرفانی میباشد یعنی من که این همه راز ونیاز کردم واشک ریختم روا نیست که ازاین درگاه فیضی نبرم واز دیگران عقب بمانم و منظور از گلاب احتمالا گرفتن حاجات است

یوسف صادقی کیا در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۷۲


به نظر این حقیر مصرع دوم بیت اول بایستی بدین گونه اصلاح شود:
آن را نه بدایت نه نهایت پیداست

محسن در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۴


استقامت و پشتکار در تذهیب نفس

Anonymous در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۷


زان پس که بر آرد سر کور وی نپوشاند؟ میشه درباره قافیه این مصرع توضیح دهید که چرا حرف د در قافیه اش استفاده شده؟ ممنون

لطیف در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲۷


برای اطلاع جناب امیر ،مختصری میاورم.
این غزلی است عرفانی که شاعر احساسات و عواطف خود را نسبت به معشوق (خداوند) اینگونه بیان مینماید:
یاد و نام ترا همواره در دل داریم و حتی نسیمی که از لابلای گیسوی تو گذشته باشد برای پیوند دلهای ما کافی است.
با وجود ادعای کسانی که مارا از عشق تو منع میکنند، زیبایی و ملکوت چهرهُ تو بهترین دلیل ما برای ادامهُ عشق ما به توست.یعنی چون آنها زیبایی تو را ندیده اند از این دلیل موجه ما بعشق تو بیخبرند.
غده یا برامدگی کوچک زیر غبغب را سیب زنخدان و گودی کوچک گونه یا چانه را چاه زنخدان میگویند و یکی از مظاهر زیبایی بوده اند. یوسف هم که از زیبارویان افسانه ای دنیای شعر و شاعری است. در بیت سوم شاعر زیبایی معشوق را در حدی توصیف میکند که از قول سیب زنخدان یار نقل میکند که هزار یوسف را در چاه زنخدان او میبیند. یعنی زیبایی هزار یوسف مصری بپایُ زیبایی یک فقره چاه زنخدان یار نمیرسدچه برسد به تمام اندام یار.
شاعر در بیت بعد از عدم دستیابی خود به معشوق گلایه نمیکند و آنرا از بخت پریشان و دست کوتاه خود میداند. بقول سعدی دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
در سه بیت آخر شاعر از معشوق میخواهد که این مطالب را به دربان در خلوت سرای خاص خود بگوید: اینکه فلانی(شاعر/عاشق) از گوشه نشینان درگاه ما(معشوق) است، اگرچه بصورت ظاهر در مقابل ما در پردهُ حجب است و روی ما بر او مکشوف نیست،اما همواره ما او را در خاطر خود داریم، و بالاخره اینکه اگر سالی گاهی حاقظ (عاشق) دری زد(خواست بدیدار ما بیاید) در بروی او باز کن چرا که سالهاست مشتاق زیارت ماست.
اینها همه شوق خواجه را در وصل یار و دیدار معبود میرساند که بیقرارانه و در عالم تخیل خود اینچنین با معبودش راز و نیاز میکند.

شادان کیوان در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳


[صفحهٔ اول] … [۲۴۸۱] [۲۴۸۲] [۲۴۸۳] [۲۴۸۴] [۲۴۸۵] … [صفحهٔ آخر]