گنجور

حاشیه‌ها

 

پورنو نگاری یا نوشتن داستان با مضامین و الفاظ سکسی و بقول امروزی ها مستهجن دامنه وسیعی در قدیم و امروزه داشته و دارد و این نوع سبک از قدیم برای بیان مقاصد گوناگون مورد استفاده قرار میگرفته و میگیرد چنانچه در زمان حال عمدتا” جهت بهره برداری های اقتصادی یا به عبارت صحیح تر کسب در آمد از هر طریق و بهر شکل مورد استفاده قرار می گیرد و هم جهت اعمال نیات سیاسی - اجتماعی بعنوان حامل استفاده میشود و الحق که برد زیادی دارد . مولوی در کنار استفاده از سایر روش های ارتباطی با شنونده یا خواننده و استفاده کننده از مطالبش از پورنو نگاری هم در بیان و تشبیه و تمثیل معانی بزرگ با استادی هر چه تمام تر در شکلی طنز آلود استفاده کرده ، چنانکه داستان های او چنان در خاطره شنوندگان نقش عمیقی می بندد که گاها در مکالمات و احتجاجات فقط با اشاره به موضوع عمق و شدت مطالب را می توان به شنوندگان منتقل کرد ، مثلا” به کسانی که بدون برنامه ریزی و تدارک امور ایده آلیستی شعار هائی را مطرح می کنند و ایده هایشان از مرز شعار تجاوز نمی کند با یک مثال و گفتن واژه های خاتونو و کدو و کنیزک اثر آن شعار های سطحی را در بین مخاطب یا مخاطبین خنثی و آنها را به عمق تلاش و کوشش و بدست آوردن رمز و راز کارهای بظاهر ساده آگاه ساخته و از فاجعه ای که در صورت برخورد سطحی با مسائل گزیبانگیر انسان خواهد شد آگاه کرد .

اصغر در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را ببهانه براه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد بفضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب


در بیت : چو بهرام بشنید بالای خواست

یکی جوشم خسرو آرای خواست

کلمه جوشم باید به جوشن تغییر یابد .

مهدی رفیعی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ بخش ۴۰


ب ۵} هسج} هیچ

بزرگمهر در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۴


هر مرغ به دستانی در گلشن شاه امد دستان بمعنی حیله است اما با هزار دستان هم نظری دارد .شاه هم به دلیل ملک یوم دین منظورش پروردگار بوده است.

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹۵


رویهمرفته در این شعر روندگی و سلوک با کیمیا این همان گرفته شده یعنی رونده می کوشد خود را به گوهری بالا تر بدل کند

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۷


هر چند روان بنویسی و هر چند روان بخوانی حافظ لسان غیب است باید گوش داشت باده که گفته شده هیچ نامی از پاکی برهمن هم امده که بلند نظری و تساهل واسانگیری در دینداری اشکار است که شیوه حافظ است

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۷


واقعا به سخن گفتن دری بر هر گویشگری پیشی گرفته و درود به حافظ درود به دری که مروارید نابند واژگانش

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۹


کلاه گوشه به معنی گاه و جلال امده اما کلاه شکستن به معنی تفاخر در نتیجه شعر تو دار و چند لایه شده است. درود بر پیر مغان که ذکرش به خیر باد. و این شعر ارمغان و رهاورد جانهای برگزیده است

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۹


خوش ندارم شعر پیر مغان را به پزشکی بیالایم اما یک بیماری بنام bone hunger هست که دقیقا با حرص استخوان می خواند

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۰


جناب خافظ می فرماید که شکل ماه نو بماننده کلاه شاهی سیامک و زو می باشد که دو شاه پیشدادی هستند که با وجود خورنه کیانی یا فره ایزدی حالا بیکلاه و بیجاه ودر گذشته اند پس در نیکی و خوشی در کوش

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۶


با درود . رحمت و بخشش که در ذات مبارک اللهی است و به دیگران صادر میشود خوبست به نزد مومنان اشکار تر باشد تا انان که خویش را نا باورمند می دانند .اینگونه زیبای و گذشت مومنان مایه کشش میشود ومگر این است که باورداران به سوی خداوند می خوانند و ناباورمندان دلهاشان پریشان است

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


اینجا خواجه با غنج ما را بازی داده نخست اینکه غنج به معنی کرشمه است و دودیگر بمعنی سرین حیوان است و. هردو را میتوان در بیت خواند

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۵:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۲


اینجا بخوبی گذر از خرد و در رسیدن به پایه و مرحله پس از خرد اشکار است یعنی به گفته مولانا سوختن پس از پختگی

امین کیخا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۵:۴۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۱


بیت ماقبل آخر مصراع دوم
ًبودمً بجاى ًمردمً

مصباح در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۳:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱


فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات هیچ
کاین کارخانه ایست که تغییر میکند

شهاب در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۰


با سلام
به نظر میرسد
فرصت دیدن گل آه (چه) بسیار کمست
صحیحتر باشد
در ضمن
یار ساقی شد و (صد) توبه به یک حیله شکست
صحیح میباشد
با تشکر

A L I در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۰:۵۲ دربارهٔ غزل ۳۶


نگارش ب۹ -اینک } این که

بزرگمهر در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۹


نگارش:
ب ۳- بدورت } به دورت
ب۴ - میخوارانند } می خوارانند

بزرگمهر در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۳


در جواب فاضل
شاعر به درستی گفت که
حضرت امیر از ابن ملجم بدش نمی آید
حضرت امیر مولای عارفان است
عارف همه چیز را از آلت حضرت حق می داند
دوست عزیز شیطا ن هم جزعی از آلت حضرت حق است

محمد در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیر المومنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم


من قبلا فکر می کردم که فقط حافظ شیرین سخن درون انسان را می خواند. این روزها بر اثر ظلم رئیس یکی از دانشگاه ها خانه نشین شده ام و با خود می گفتم که عاقبت چه خواهد شد که از روی ناراحتی به سمت ایترنت آمدم که تصادفا با این سایت برخورد کردم و این شعر بسیار زیبا را ملاحضه که جانا سخن از درون ما می گویی. خداوند رحمت خود شامل ایشان و شما عزیزان نماید

عبدالله در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲ - هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد


[صفحهٔ اول] … [۲۴۸۱] [۲۴۸۲] [۲۴۸۳] [۲۴۸۴] [۲۴۸۵] … [صفحهٔ آخر]