گنجور

حاشیه‌ها

 

ممنون از تلاش های بی دریغتان برای این سایت با کمالات من خیلی به دنبال شعر کامل بیتی که شنیده بودم گشتم و به لطف این سایت به صورت بسیار آسان دست یافتم

نیوشا در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۶۳


مرتضی ومجتبی هم خودرسول الله است.

عبدالمنان فطرت افغانستان در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند


من خیلی معذرت میخواهم منظورشماازامیرالمومنین حضرت علی است اشتباه است به خاطریکه لان لم ینته آیتی است ازاواخرآیات سوره علق وآیه های آخراین سوره همه درمورد ابوجهل است که چطوررسول الله (ص) راآزارمیدادند. من ازمسؤل این سایت خواهشمندم تااینکه کامنت های که به اشعارمولانا بی ربط است درج نکند.

عبدالمنان فطرت افغانستان در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند


دراین شعرمولانا کسانیکه ازخداوند ناشکری میکند ودرمقابل نعمت های خداوند شکرنمیکند تشبیه به بی ادب کرده است وکسیکه درمقابل نعمت های خداوند ناشکری کند مثل قوم موسی ازتمام نعمت های خداوند محروم میگردد. وفرزند خانواده هم که بی ادبی کند ازتمام نعمتهای خانواده محروم است.

عبدالمنان فطرت افغانستان در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ بخش ۴ - از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی


این بیت مرا به رحمت خداوندی بیشتر امید وار می سازد و من این خلاصه این شعر را بر سنگ قبر پدر مرحومم نوشتم شاید خداوند عنایتی بکند و او را بیامرزد
هر فرض که از من به همه عمر قضا شد
در یک رکعت جمله قضا کردم و رفتم

احمد در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۸


به نظرم در مصراع دوم « نشئه » باشد نه نشوه

سعید در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲


آتش درینجا به چند معنی آمده اول آتش عشق است. و عشق را عرفا به چهار نوع تقسیم نموده اند عشق خداوند با خود؛ یعنی خداوند از کمال خود عاشق ومعشوق خود است. ودر مظاهر حق همواره بصورت حبیب ظاهر شده و محبوب مخفی بوده مگر بظهورش در اسم اعظم که بظهور محبوب ظاهر شده. قسم دوم عشق ، محبت حق است بسوی خلق خود که عالم وجود دورنمای آنست و ظهور مظاهر مقدسه همه حکایت از آن و حدیث قدسی “کنت کنز….”گویای این حقیقت و مصداق دیگر آن حدیث قدسی”کسی که مرا طلب کند می یابد و هر که مرا یابد میشناسد و هر که مرا شناخت دوست دارد و هر که مرا دوست دارد به من عشق میورزد و هر که به من عشق ورزد من هم به او عشق میورزم ***و هر که را عاشق شوم میکشم.
هر که را بکشم خونبهای او بر من است وهر که خونبهای او بر من باشد “خود نیز خونبهای اویم”.
. قسم سوم عشق، محبت خلق بسوی حق است. وأین نیز در نهایت کمال خود، عبارت از فدای جان است و آیه” فتمنوا الموت أن کنتم صادقین” که شهادت حضرت مسیح وحضرت امام حسین نشانه آنست حاکی ازین قسم عشق است. قسم چهارم عشق، محبت خلق به خلق است. زیرا کسی نمیتواند در حب بکمال برسد مگر به خلق او که میبیند محبت داشته باشد. سپند در این ابیات اشاره به هویت فداست و از جنس آتش شدن نفس عبارتست از گذشت او از مراحل طلب، عشق، معرفت، توحید، استغنا ، حیرت است تا بمرحله فنا میرسد واز نفس اثری نمیماند و هویتش همان هویت آتش میشود.

نادر در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۳:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۴۹


بر روان فخر الین گرگان درود از اندک سخنوران است که فارسی میانه میدانسته و اینجا اشکارا ست

امین کیخا در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲:۳۲ دربارهٔ برون آمدن سلطان از اصفهان و داستان گویندهء کتاب


و البته می خورانند

امین کیخا در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۱ دربارهٔ گزیدهٔ غزل ۹


با درود بر روان مولانا که مایه فخر دری زبانان می باشد و نمونه همریشگی ما همه ، باید دانست امروز کجاییم و کی هستیم و از شکافتن ریش و زخم کهنه رنجمان افزوده میگردد سلام به تو برادر افغانمان

امین کیخا در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۰ دربارهٔ بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را


یکی ازدوستان دریکی ازکامنت ها نوشته کرده که مولانا سنی است . اگراین حرف را میزنم مراببخشید من میگویم به جای اینکه شما به عمرتوهین بکنید به ابولهب توهین کنید بهتراست چونکه ابولهب رسول الله راخیلی زیادآزارداده است اما عمربعدازاینکه اسلام راقبول میکند تمام عمرش را درخدمت رسول الله (ص)وخدمت مسلمین میگذراند. وتوآقای محترمیکه ازعمرخوشت نمی آید وحالاهم ازاینکه مسلمان هستی افتخارمیکنی این اسلام را کی برایت رساند ؟چراماحقیقت راماپنهان میکنیم آیااگرعمرکافرمیبود چرا رسول الله خبرنشد؟رسول الله ای که لیست تمام منافقین برایش وحی شد وچرا عمریکی ازاعضای عشره مبشره (یعنی کسانیکه بشارت بهشت به آنها داده شده است) است؟ باعرض معذرت شاید اینجا جای این موضوع نبوده باشد اما خدایی شما درمورد عمر اشتباه میکنید.

عبدالمنان فطرت افغانستان در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۰:۴۸ دربارهٔ بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را


سلام برکسانیکه این سایت راتهیه کرده وخیلی ممنونم ازایشان. دردومصرع آخرمولانا عشق عمررانسبت به رسول الله (ص) رابیان میکند که عمر(رض)چقدررسول الله(ص) رادوست داشته. واینکه دراینجاپادشاه بی حد عاشق کنیزک بوده وعشق شان مجازی بوده اما به مجردیکه عشق واقعی رامیبیند ازعشق مجازی صرف نظرکرده ودرپی عشق واقعی که همانا عشق خداوند است میرود.

عبدالمنان فطرت افغانستان در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۰:۲۳ دربارهٔ بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را


دکتر جلالیان اعتقاد دارد این غزب در امتداد عزل زیر و در جوانی و در کوبیدن صوفیان ریاکار سروده شده است.
سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق میکده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
دفتر دانش ما جمله بشویید به می که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود
دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود
مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود
می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

Anonymous در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۰:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۳


روایت از سایت “در حضور خواجه حافظ”
(http://www.darhozoorekhajehafez.com/?p=257#comment-7)
:
احتمالاً عماد بیمار بوده حافظ به عیادت او رفته ، او مشغول خواندن حدیث عاد و ثمود بوده حافظ داروی موثر خود را تجویز می کند شاهد نازک عذار عیسی دم پیدا کند شراب بنوشد ،‌با او به چمن برود مانند زرتشتیان مراسم سیزدهم فروردین را جشن بگیرید شادمانی نماید . دلیل اینکه عماد بیمار بوده احتیاج او به شاهدی عیسی دم است که بتواند مرده را زنده کند و بیمار را شفا بخشد در پایان از مراحم عماد که با اجازه اسحاق مشمول حال حافظ شده و هر آنچه می طلبیده در اختیارش گذاشته می شد قدر دانی می نماید و می گوید خدا تو را برای من زنده بدارد و مصرع دوم بیت دوم برای شکر خنده می گوید غبغب ساقی را ببوس شاید اشاره به سن بالای زوجه عماد باشد، به هرحال از آن بوی شکر خنده (شوخی) به مشام می رسد.

Mj در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۹


این بیت اغلبا اینطوری باشد:

هوس گر چاکی از دامان عریانی به دست آرد

کاشف در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲


مصرع اول بیت سوم احتمالاً افتادگی داشته باشد. من به نسخۀ چاپی دسترسی ندارم ولی احساس می‌کنم وزن مصرع ایراد دارد و شاید به جای «خلق»، «خلقی» درست باشد.

نفیسه موسوی در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۷


تا جایی که من یادمه در کتاب فارسی سال چهارم مدرسه، کلمه “نانی” امده بود.
“تایی” اینجا به چه معنی است؟

و در ضمن چون یک نفر چیزی میگوید، شما نباید فورا اثر بدهید، باید با نسخه های قدیمی و نظر اساتید بررسی کنید.

سید علی در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳۶


این جه استغناست، باید در مصرع بعد با “نیاز” بجای “مجال” تکمیل شود

Anonymous در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۱


می توانست بگوید:
یعنی که خموش،بستان،کارزان است.
که هم آهنگ شعر درست می شد و هم واژه بستان یعنی بگیر یا بخرفارسی و زیباتر از بیع عربی است

حبیب جلیلیان(سالک) در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۹


با سلام
سمانه هستم ۲۲ ساله از شیراز بسیار زیبا و روح نواز بود.

سمانه در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ قطعه شمارهٔ ۲۱


[صفحهٔ اول] … [۲۴۰۰] [۲۴۰۱] [۲۴۰۲] [۲۴۰۳] [۲۴۰۴] … [صفحهٔ آخر]