علی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
محبت با کسی دارم کز او با خود نمیآیم
چو بلبل کز نشاط گل فراغ از آشیان دارد
منظور آن است که شاعر در اثر وجود معشوق خود را فراموش میکند. درست مثل بلبل که وقتی به کنار گل می رسد آشیانه خود را به کلی فراموش می کند. این مرتبهای از شیدایی است که عاشق غرق در وجود معشوق میشود.
جواد توسلی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۱:
در بیت آخر بجست به معنی پریدن به کار رفته است. در افغانستان جستن به فتح ج به معنی پریدن در گفتار روزمره به کار می رود.
جواد توسلی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۱:
بجست به معنی پریدن به کار رفته است. در افغانستان بجست به معنی پریدن به کار می رود.
علیرضا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۲۳:
لطفا املای احسنت را در مصرع اول تصحیح کنید .
تیمور ناصری در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۳:
بیت دومِ مصرعِ اول:
بر خو چیدن تو متاع دکانکیست (نادرست)
بر خویش چیدن تو متاع دکانکیست (درست)
جاوید مدرس اول رافض در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
( وجود ) و معمای وجود
*********
وجود ما معماییست حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه
*********
حافظ در غزل های دیگر با ترکیب ( اقلیم وجود ) بیت خود را میسراید.
در هر صورت حقیر مباحثی را در مورد (وجود)- (هستی) دراین رابطه عرضه میدارم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
**
در اصل عالم هستی شامل 1- عالم فیزیک (عالم ماده یا بعبارتی کثیف) که مصادیق آن در حوزه علوم تجربی از جمله فیزیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی مورد بحث قرار میگیرد 2 - عالم متافیزیک (عالم پاک از ماده و آثار ماده) که مصادیق آن میتواند شامل مفاهیم ذهنی و انتزاعی باشد.
حقیقت عالم هستی (وجود)، (ژلاتین هستی)
عوالم سهگانه
دنیای مادّی (فیزیکی) عالم کثیف.
دنیای نور و امواج (تشعشعات)، (اولترافیزیک) عالم خفیف آثار مادّی.
دنیای غیر مادی (متافیزیک) یا همان شعور کیهانی عالم (امر) عالم پاک از ماده.
وجود (جهان هستی) از ترکیب این عوالم سهگانه پدیدار گشتهاست. در واقع بخش متافیزیکی عالم هستی هم نقش پوست و هم نقش مغز جهان مادی و آثار آن را را بازی میکند که از آن بعنوان شعور کیهانی و عالم امر یاد کردیم و آن هم محیط بر جهان مادّه است و هم محاط.
عالم مادّی (جهان فیزیکی) اگر بعنوان یک اسفنج تصور شود و جهان متافیزیکی بعنوان دریای (نامحسوس) درون مایه و برون مایه این اسفنج از جنس این دریاست.[نیازمند منبع]
قدما با فرضیه (فضای اتری) از آن (دریا) صحبت کردهاند که بعدها این نظریه اعتبار خود را از دست دادهاست.
حال اگر این اسفنج را بدن تصور کنیم (سختافزار) و جهان متافیزیکی روح این بدن (نرمافزار) آن میباشد. و نتیجه آن هستی (وجود) میشود.
با مثالی دیگر (هستی ژلاتینی) این ترکیب هستی را مطرح میکنیم؛ که در آن جهان مادّی پودر جامد ژلاتین و جهان متافیزیکی همانند آب در این ترکیب است که تودهای ژلاتینی را ایجاد میکند.
آب (جهان متافیزیک) در این ترکیب درون مایه و برون مایه میباشد. بهطوری که مولکولهای آب در سراسر آن پراکنده و موجود است؛ و (ژلاتین هستی) را ایجاد میکند.
صور مختلف وجود (موجودات) (خلق) تحت مدیریت عالم (امر) همان شعور کیهانی و با مصالح مادّی جهان فیزیکی پا به عرصه ظهور مینهند (لبس جدید) و بر حسب اقتضای وجودشان ماهیت پیدا میکنند. بنابر این خلقت از عدم نیست از (وجود) است فقط ماهیت است که در اثنای خلق شدن ظهور پیدا میکند؛ که همان کیفیت خلق بر حسب اقتضای ذاتی مخلوق است.
مسایل مدرن ما بعد الطبیعه در التزام دانش جهان اطلاعات و سایبری و دادهها و مکانیزم سختافزاری و نرمافزاری ماشینهای مربوط (کامپیوترها) و برنامههای کنترل این ماشینها مطرح میشود و معین میکند که کلیه نرمافزارها و اطلاعات (دادهها) جنس فیزیکی ندارند و ماهیت متافیزیکی دارند جنس دادهها و اطلاعات غیر فیزیکی میباشد. همانند انسان که دوبعد فیزیکی و متافیزیکی دارد. این سیستمها نیز با دارا بودن دو بخش سختافزاری و نرمافزاری یعنی دو بخش (فیزیکی و متافیزیکی میباشند).
عوامل متافیزیکی (بعنوان نرمافزار) میتوانند در عالم فیزیکی و مادی آثارشان ظاهر شوند و از طریق سختافزار مادی امکان یابند، در واقع متافیزیک با پوشیدن لباس فیزیکی (قالب) میتواند در عالم فیزیکی ظاهر شود اما قابل روئیت نیست فقط آثارش قابل درک میباشد. حتی اتمها در بطن خود تحت قوانین متافیزیکی و الگوریتم خاص خود برای پایداری میباشند. متافیزیک بعنوان مغز ماده و ماده نقش پوست را بازی میکند؛ و از آن بعنوان (شعور کیهانی) و در قرآن از آن بعنوان (عالم امر) یاد شدهاست.
احسان الله در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش:
(حیرت اندر حیرت آمد *زین قصص) فکر کنم درست باشد.
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۱۳) حکایت موسی علیه السلام در کوه طور با ابلیس:
5
آرزوی پسر دوم پادشاه( مقاله 5):
دلم آرزوی جادو دارد تا با آن همه جا را تماشا کنم و از ماهی تا ماه حکمرانی کنم.پاسخ پادشاه:
پدر گفتش که دیوت غالب آمد
دلت زان جادویی را طالب آمد
دیو( شیطان- تاریکی) بر تو چیره شده و این آرزوی اوست اگر از او برهی سعادتمند وگرنه شوربختی. پسر( مقاله 6):همه هواخواه نفسند، من هم جادویی می خواهم سپس تویه می کنم.
پدر: ای فریفته خویش امروز زندگی حقیقی ات را تباه نکن.هاروت و ماروت که استاد سحرند، خود در چاهی در بابل واژگونه اند و آب در کنارشان ولی نمی توانند بنوشند. وقتی استاد چنین پریشان است چه کسی شاگردی آنان را می کند؟
پسر(مقاله 7): این آرمانی بلند است و من نمی توانم شوق جادو را از خود دور کنم.
پاسخ پدر؛ مشتاق چیزی باش که خواستن آن درست باشد وگرنه تباه می شوی.
فرزند: جادو چیست که لحظه ای شوقش رهایم نمی کند؟و چرا در پیش تو معیوب است؟
پادشاه:شیطان در درونت شوق رانهاده و شوق از تو نیست.اگر دیو از درونت رخت بربست، همه دلها به سویت شوق دارند و سحر حلال برایت فراهم است.
تو را در سینه شیطانی است پیوست
که گردد ز آرزوی جادویی مست
اگر شیطان تو گردد مسلمان
شود سحر تو، فقه و کفر، ایمان
آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@
سیروان در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
واقعا از نظرات خوبتون سپاسگزارم.
به راستی از فر و سیمای این بزرگان پیداست که همگان از یک می نیوشیده اند و آن می اولین مشخصه اش احدیت هست.
خدارا سپاس که این چراغها در این ظلمات افروخته شدند.
همیرضا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ وفات (امیذ جود):
معادل ابجد «امید جود» برابر 68 است که مطمئنا معادل ماده تاریخ نخواهد بود. من حدس میزنم «امید» باید به شکل «امیذ» با ذال معجم نوشته شود که در این صورت «امیذ جود» معادل 764 خواهد بود.
سیروس در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶:
سلام
منظور از واژه جود در مصراع آخر چیست یا کیست؟
صدرا فقیه در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۵:
چرا حضرت سعدی میفرمایند ندیدم در جهان چون خاک شیراز، وزین ناساز تر آب و هوایی؟
ناساز تر یعنی آزار دهنده؟
شیراز به این خوبی/:
محمد در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
غم فراق که پیش تو پر کاهی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
Nariman Farmanfarma در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:
در مصراع دوم بیت سوم استفاده از فروتر مشین بجای فروتر نَشین ارجح گفتاری و نگارشی دارد و با رسایی کلام سعدی در ارائه مفهوم در تعارض است
حامد در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:
درود به روان سعدی
اگر نصیب نبخشی نظر دریغ مدار
شکر فروش چنین ظلم بر مگس نکند
مدرسی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۴۲:
ابوسعید ابوالخیر در حال احتضار به سر میبُرد یکی از افراد که اونجا بود گفت آیتی از قرآن بازگو تا بر سنگ قبرت نگارش کنیم ،ابوسعید گف این کاری بس بزرگ باشد بر سنگ قبر من این ابیات باید نوشت
خوبتر اندر جهان ازین چه بود کار
دوست بر دوست رفت و یار بر یار
آن همه اندوه بود و این همه شادی
آن همه گفتار بود و این همه کردار
محسن اسدی طاهری در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲:
در باب شهرت کاشان به مصر, از محتشم کاشانی:
در زمان تو اگر یوسف مصری باشد
خویش را بهر شرف نام کند کاشانی
همچنین:
کاشان که مصر روی زمین است در جهان
میخواست در ولای چنین یوسفی چنان
حامد در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴:
ادرود به روان پاک سعدی
خدمت جناب 7 عرض شود که نظر به اینکه خودتان استاد هستید بهتر از من واقفید که کلمه "میزند"ردیف این شعر است لذا برای اصلاح ایراد دستوری مصرع قابل تبدیل به "میزنند"نمیباشد،سالها قبل روزی در محضر دوست خوشنویسی راجع به خدمت خوشنویسان در طول تاریخ به اثار مکتوب چیزهایی میگفتم که دوست خوشنویس گفت از خیانتهاشونم بگو ،پرسیدم چه خیانتی؟گفت اینهمه تغییر و اختلاف و اشتباه در نسخ شاعران یک نمونه ریز و کوچکش هستش که دهها ساله تصحیح کننده های ریز و درشت رو در گیر خودش کرده که خدا میدونه سرانجام این تصحیحات به کجا ختم شه و چه زمینه هایی برای جنگ حیدری نعمتی ایجاد کنه .
و در خصوص بیت:
انگبین رویان نترسند از مگس
نوش میگیرند و نشتر میزند
واضح و مبرهن هستش که مصرع دوم ایراد دستوری داره و اظهر من الشمس هم هستش که مقام سعدی از این اشتباهات مبراست و زحمتکشان تهیه و تدارک این فضا و صفحه هم حفظ امانت کردند پس ایراد کار کجاست؟ایراد کار به احتمال زیاد همونجاایه که اون دوست خوشنویسم بهش اشاره کرده.
طالب حق در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد:
حضرت میفرمایند هر کس از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من.وچه زیبا فرموده بودند در هفتصد سال پیش انگار میدونستن که با خوندن این ابیات تمام انسانها روشن نخاهندشد و عده ای همنجوری که میبینم گمراه میشوند.البته که اگر دنبالش باشن روشن خواهد شد دلشون.
سید میثم تمار در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۱: