گنجور

حاشیه‌ها

کامبیز در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

بنده فکر می کنم منظور از «کف خاران» دراویش و فقرا باشند.

رضا عباسی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

اینکه دوستان میگویند شمس تبریزی نه شمس است و نه تبریزی ،حیرت آور است.
شمس شخصیتی شناخته شده و معلوم در تاریخ است و از قضا زندگی مولانا هم به برکت خیل شاگردان و اعقاب و مورخینش نکته مغفول و ناگفته ای ندارد.

میثم در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴:

در مورد مصرع سوم نکته جالب اینه که در تمام خوانش هایی که در همین صفحه وجود داره "می گذری" استفاده شده و در تمام صفحات کتاب هایی که باز هم در همین صفحه اومده "می گذرد" نوشته شده

دختر پاییز در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

برای اولین بار تو تفال بامداد امشبم این شعرو خوندم و فال برایم نیک شد چقدر زیبا و روح نوازه غزلیات حافظ هرچقدر هم که بخوانی بازهم کمه و از شیریتیش کم نمیشه
امیدوارم که این غزل تفال حافظ آغاز شادی و پایان دوران غم انگیزیم باشد.ممنون از سایت خوبتون

علیرضا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۶:

سلام.وقت بخیر. از روی اتفاق سایت یونسکورو دیدم که درباره ی دوازده کشوری که رسما نوروز رو جشن میگیرن مطلبی گذاشته و در کنار نام هر کدوم از این کشورها ، کلمه ی نوروز رو بنا به لهجه ی مردمِ اون کشور ، باحروف انگلیسی آورده.. از Nowrouz ایرانیها گرفته تا Nawrouz افغانستانیها و گفته تمام این دوازده واژه ی نوروز ، newday معنی میدن... و جالب اینکه یک فایل صوتی هم گذاشته که بیت اولِ این غزل مولوی ، در اون خونده میشه... امیدوارم در این روزهای گرم آخر بهار ، این مطلب رو بپسندین.

علی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۴:

لطفًا این مصرع را تصحیح کنید:
ما و من نغمهٔ قانون خیال است اینجا
...

مهدی مجتهدپور در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:

بیت دوم از مصرع سوم به گمان من سکته ی وزنی دارد. ضمن اینکه از نظر معنایی هم ضعیف است. در نسخه ی زنده یاد عباس اقبل آشتیانی نیز به همین شکل ثبت شده. آیا کسی ضبط دیگری از این مصرع دارد؟

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۸ - قاعده در بیان سیر نزول و مراتب صعود آدمی:

اگر گردد مقید اندر این دام
به گمراهی بود کمتر ز انعام
این بیت به مبحث جبر و اختیار پرداخته و میگوید انسان اختیار دارد در من ذهنی خود که تشکیل آن برای بقا بوده است و شیخ آنرا دام می نامد خود را مقید به ماندن کند و یا خود را از این توهم جدا کرده و بنا بر عهد الست مجدداً اقرار کند که از جنس خدا بوده و این من ذهنی توهمی نمی باشد و اگر چنین نکند درگمراهی از چهارپایان نیز کمتر خواهد بود چرا که چهارپایان و حیوانات ذاتاً تسلیم بوده و ستیزه گر نیستند وعلاوه بر آن دارای عقل زندگی و برهان نیستند .
وگر نوری رسد از عالم جان
ز فیض جذبه یا از عکس برهان
اما اگر از روی لطف نوری از عالم غیب و ملکوت به انسان رسد و یا از فیض جذبه که برابر قانون آن هر چیزی به اصل خود مجذوب میگردد حذب خدا یا زندگی شود و یا از بازتاب برهان و عقل زندگی یا خدا ، انسان خود دریابد که از جنس من ذهنی نیست و به سوی خدا رجعت کند پس اتفاق دیگری خواهد افتاد .
دلش با لطف حق همراز گردد
از آن راهی که آمد باز گردد
و آن اتفاق این خواهد بود که انسان ارجعی را خواهد شنید و از همان راه یعنی راه زندگی به سوی منشاء هستی یا خدا باز خواهد گشت و با لطف حق همراز و هم داستان خواهد شد ، یعنی که با او یکی و به او زنده خواهد شد .
ز جذبه یا ز برهان حقیقی
رهی یابد به ایمان حقیقی
جذبه یا کشش از سوی عرفای دیگری نیز بیان شده است از جمله مولانا که میفرماید:
آب را آبیست کو می راندش
روح را روحیست کوتاه می خواندش
و این کشش برای همه انسانها وجود دارد با این تفاوت که برخی ستیزه و مقاومت میکنند و برخی تسلیم میشوند و این اختیار است و آنان نیز که از راه برهان و عقل حقیقی و خدایی و از راه تحقیق به این خرد و آگاهی میرسند در همین جرگه هستند و به ایمان حقیقی یا خرد کل متصل خواهند شد .
اصطلاح من ذهنی توسط استاد شهبازی به کرات در برنامه گنج حضور واکاوی شده و میشود .

محمد دره شوری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

گل نماد صورت و ظاهر است. که در بازار شاهدی میکند و عمرش کوتاه است. گلاب نماد معنا و باطن ماندگاری است که در پشت پرده اسرار پنهان است و هرکسی به اندازه ی فهم خودش به آن دست پیدا می کند.

حسین امیری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

سلام و درود به همه دوستان
واقعا ناراحت کننده است این بخش حاشیه ها در گنجور. هر بار یک کلام خالص میخونم و مست و خمار از اون کلام حاشیه ها را دنبال میکنم تا کسی مستیم را افزون کند و یا اطلاعات بیشتری از وضع حال شاعر در زمان فرمودن غزل به من یاد دهد اما هر بار به جدال بر سر یک کلمه یا حرف یا جدال بر سر مخاطب شعر یا خودستایی دوستان و بسیاری دیگر موارد، تمامی شور و حال من را می گیرد. شعر رو از بر کردن برای پز دادن نه به خودت کمکی میکند نه به مخاطبت. آخر مگر فرقی میکند مخاطب شما ایرانی باشد یا افغانی یا عرب یا آفریقایی که در جواب دادن شما تاثیری داشته باشد؟ آن یکی چرا می گوید اگر این طور بود که شمس مولانا میشد.مگر شما می دانید که کدام والاترند؟ مگر حضرت مولانا خود را مرید شمس نمیدانست؟ مگر برتری به سروده و نام و شهرت است؟ آن یکی دارد حتما شوخی میکند که میخواهد عمر خدا را محاسبه کند! و بعد از آن به این برسد که خدا خیلی پیرتر از انسان است و انسان نمیتواند عاشق او شود. مگر خدا جسم است که فرسوده شود؟ واقعا با خودمان فکر میکنیم که ما مولانا را میشناسیم؟ ما حتی کلاغان درخت باغش را هم نمیشناسیم! کی میخواهیم قبول کنیم که دیوان شمس تبریزی برای شمس تبریزی گفته شده؟ وقتی در زمان بازگشت شمس این شعر را سروده است شما میگویید نه این تفسیر آیه قرآن است؟ خداوند عزیزترین است.قرآن برترین است. حضرت علی (ع) والاترین است و این چیز دیگری است. تاریخ را که نمیشود تحریف کرد. مولانا شمس را به عنوان انسان کامل و مظهر حق میداند و برای این انسان کامل شعر میگوید. به نظر شما کسی میتواند به خداوند بگوید خورشید؟ یا اینکه تو مثل خورشیدی؟ خورشید فقط ذره کوچکی از خلقت عظیم خداوند است. پس شمس تبریزی فقط شمس تبریزی است. کاش مدیر گنجور لطف می کرد و حاشیه را خاموش میکرد و خود فقط اطلاعاتی از منابع معتبر در مورد وصف حال شاعر در هنگام سرودن شعر درج می نمود.

* در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان:

با سلام
با توجه به اینکه قالب شعر مثنوی است، مصراع ها در هر بیت باید هم قافیه باشند
و به نظر بنده در این بیت باید از کلمۀ "حجیب" استفاده شود تا قافیه درست دربیاید:
انگ حق اندر حجاب و بی حجاب
آن دهد کو داد مریم را ز جیب
که این کلمه در اشعار شاعران دیگر نیز به کار رفته و ممال حجاب است و وزن یکسانی هم با آن دارد
در نتیجه جایگزینی این دو کلمه، نه تنها به وزن آسیب نمی زند بلکه قافیه هم جور در می آید

آیینه در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

شعر به طور واضحی در مصرع دوم بیت اول سکته دارد.
به گمانم بی سر و سامانی بوده که بی سر و سامان تایپ شده

جواد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور:

یک غزل شبیه این هست که گمان میکنم سروده معینی کرمانشاهی باشه
خانمانسوز بود برق نگاهی گاهی
ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی
لطفاً اساتید اگر اشتباهی شده لطفاً اصلاح کنند. با تشکر

جواد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور:

یک غزل معینی کرمانشاهی داره شبیه همینه
خانمان سوز بود برق تگاهی گاهی ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی
دوستان اندیشمند اگر اشتباهی هست لطفاً اصلاح کنند با تشکر

مبین در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

سلام
در مصراع اول بیت پنجم لطفا "آتش و شش" را به "آتش وَشش" به معنای مانند آتش تغییر دهید.مثالهایی از این قبیل کلمات:پریوَش،مهوَش،شاه وَش

امین در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۷:

بیت آخر شعر باید به:
آن که نشنیده ست هرگز بوی عشق / گو به شیراز آی و خاک ما ببوی
تغییر داده شود.
حتی روی جلد کتاب "شیراز شهر جاویدان" نوشته "علی سامی" هم این بیت معروف نوشته شده.
با سپاس

وحید رحمتی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

در بیت از مضیق جهات درگذری وسعت ملک لامکان بینی بهتر است بگوییم از مضیق حیات در گذرد... بیند، زیرا این اشاره به مقام موت و فنا دارد و جهات در اینجا احتمالا حیات مادی منظور بوده است. جناب آقای محمد خواجوی — مولف، محقق، مترجم، و مصحح محترم — در آثار خود مثلا در کتاب اسرار نقطه سید علی همدانی از انتشارات امیر کبیر این چنین بیت را آورده اند.

Dr Gharib در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

:I would have rewritten the last line as
حافظا در دل تنگت چون فرود آید یار؟
خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه؟
فکر میکنم زیبا تر میبود،
چگونه انتظار داری یار در قلب تو ظهور کند، وقتی قلب خود را پاک و مطهر نکرده ای؟
اشعار حافظ بدون ایراد نیستند، ایرانی باید دست از نگاه پرستش آمیز از بزرگان خود بر دارد و آنها را آنگونه که بوده اند ببیند، 'انسان'هایی بزرگ.

ساکن خرابات در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸:

غزل شماره 27 فخرالدین عراقی تقریبا با این غزل یگانه است. معمایی است که آیا این غزل برای عراقی است یا برای نزاری. گمان من آنست که برای عراقی باشد. تا ببینیم صاحب نظران چه حکم خواهند کرد.

سیامک یوسفی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۶:

آسمان چون خرقِه ِ(یِ) رقصان و صوفی ناپدید
ای مسلمانان که دیده خرقهْ رقصان بی‌بدن

۱
۲۱۷۴
۲۱۷۵
۲۱۷۶
۲۱۷۷
۲۱۷۸
۵۷۲۵