گنجور

حاشیه‌ها

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

با پوزش شروع مطلب اصلاح میشود ؛
در راستای یکی شدن ....
بنظر میرسد لپ کلام را مولانا در این بیت خلاصه نموده است .
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
و چه زیبا ست جهانی که همه رای و نظرها درآن یکی شده و همه انسانها با دید خدا به جهان نگریسته و مانند او بی نیاز از سایرین و همه باشندگان جهان می شدند.

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:

دردهایت راستای یکی بودن کل هستی در دفتر اول میفرماید :
گر تو صد سیب و صد آبی بشمری
صد نماند یک شود چون بفشری
در معانی قسمت و اعداد نیست
در معانی تجزیه و افراد نیست
و در ادامه به پیدایش هستی مطلق پرداخته و منشاء جهان را نور واحد میداند
منبسط بودیم یک جوهر همه
بی‌سر و بی پا بدیم آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب
بی گره بودیم و صافی همچو آب
چون بصورت آمد آن نور سره
شد عدد چون سایه‌های کنگره
گنگره ویران کنید از منجنیق
تا رود فرق از میان این فریق
و کار انسان را ویران کرده این کنگره ها میداند که تنها قدرت عشق و مهربانی میتوان همه باشندگان عالم را از جنس خدا و زندگی دانسته و این اختلاف نظرها و سپید و سیاه دیدن ها را از میان بردارد و تنها با این جهان بینی جنگ بین انسان با انسان و انسان با طبیعت و انسان با حیوانات پایان خواهد پذیرفت . زیرا فقط انسان است که میتواند از جمادی و حیوان و نباتات چیزهایی را بخواهد که گمان میکند خوشبختش میکنند ، هیچکدام از سایر باشندگان عالم چنین تقاضایی از یکدیگر ندارند . انسان حتی با باور سایر انسانها نیز کار داشته و میخواهد که او نیز مثل او بیندیشد . تنها اگر انسان کنگره های جدایی را ویران کند علی و عمر نیز یکدیگر را در آغوش خواهند گرفت یعنی بین رای و نظرها دیگر اختلافی باقی نخواهد ماند .

فرجاد خوشبین در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

این شعر را استاد محمدرضا لطفی با تک نوازی تار و بداهه‌نوازی در بیات اصفهان خوانده اند که بسیار زیبا و تأثیر گذار است. تعجب کردم که اسمی از ایشان ندیدم.

محمدرضا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

این شعر را برای اولین بار خواندم ودرابتدا تعجب نکردم چون انتظار داشتم درآخر ،سعدی با شیوایی سخن ضعف و اشتباه آنمرد را درمقابل علم لدنی مولا به اثبات رساند ...ولی باکمال تعجب اینگونه نبود...قضاوتی ندارم فقط یادمان باشد این داستان در باب تواضع بوستان آمده است.

شاه مردان در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:

مُراد از این می و جام و سبوها
غرض پیمانه و جام و سبو نیست
بدان معنی که عارف زُلف گوید
مراد از پیچ و تاب هیچ مو نیست
....
هاتف، ارباب معرفت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
از می و جام و مطرب و ساقی
از مغ و دیر و شاهد و زنار
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار
پی بَری گر به رازشان دانی
که همین است سِرّ آن اسرار
که یکی هست و هیچ نیست جز او،
وحده لااله الاهو

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل
یا علی..

محمدامین در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

سلام و‌ درود
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
روح استاد شجریان شاد باشد!

اصلان در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:

تشکر از شرح هایی که بر این غزل گفته شده

محراب li.mshaykh@gmail.com در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

با سلام خدمت حافظ دوستان خوس قریحه . با توجه به اینکه حافظ از لفظ این استفاده می کند مشخص است که منظور از شاهد بازاری گل است و منظور از پرده نشین گلاب است و لف و نشر مشوش زیبایی به کار برده . ممنون از توجه شما .

کرده در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

راهیست راه عشق کە هیچش کناره نیست.به نظره بندە راه و کناره زیباتر و دلنشین تر است به بحر و کرانه.مگر ادمی فقط در بحر جان میسپارد..راهی که جز رسیدن به معشوق کناره ای ندارد و جز جان سپاری چاره ای نیست.

دلباخته‌ی ادبیات فارسی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:

دوست عزیزی که فرمودید خوانش صحیح "نیست زبان، خامه را" اصح است؛ احتمالاً اطلاعی از عروض ندارید. اگر خارج از نظم بود می‌شایست که هر دو را از دید دستوری بررسی کرد و شاید هر دو درست بود. به‌هر روی حرف نون پس از مصوت بلند چون در تلفظ خفیف است در وزن هم لحاظ نمی‌شود. بدین ترتیب امکان ندارد که این‌جا به‌سکون نون شعر را خواند. چون کسره‌ی اضافه‌ی "زبان" در این‌جا نقش وزنی بازی می‌کند. نیست زبانِ خامه را: مفتعلن مفاعلن / نیست زبانْ خامه را: مفتعلن فاعلن.
همایون چون جان عزیز است اما گه‌گاه اشتباهاتی می‌کند. مرعوب نشوید.

مهدی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

جناب همایون جان شجریان، این غزل را یک پله بالاتر از عرش جای داد...

ارس آرامی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۸:

درودها/ غزلی به غایت زیبا و گیرا
"یاد باد آن بی‌حقیقت را که یاد ما نکرد_!"

شعیب حازم در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

با حرمت / فکر می کنم اینجا خدا قافیه است تا مفهوم . و یک قسم/ سوگندی
(( به خدا قسم ( سوگند ) که راست می گویم ))
روزگار را می بینم / از زبان استفاده می کنم ..

zenon در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:

ساقی غم فردای قیامت چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد

zenon در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:

ساقی غم فردای قیامت چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد

مسلم فلاح در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:

با سلام
من هر روز پنج وعده نماز میخوانم ودر هر وعده دوبار از خدا میخواهم مرا به راه راست هدایت کند .آیا این دعا سخیف است؟ در مورد هریک ازعزیزانی که بخواهم درحق او بهترین آرزو را بکنم میگویم خداوند تو را به راه راست هدایت کند.این حرف سخیف است؟ خدا خودش به ما آموخته که از بین خواسته ها این بهترین خواسته است .اعوذ بالله یعنی خدا حرف سخیف به ما یاد داده ؟استغفرالله

محمد در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:

باسلام
در بیت دوم (مگری و مگوی)مگریو و مگوی درست هست که یک واو جا اوفاده است. گریو به معنی گرسشتن و مگریو به معنی گره نکردن است.

رضا س در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴:

غزل بسیار زیباست ولی ممکنه استاد شفیعی کدکنی بیت اول و اشتباه در قافیه رو مد نظرشون داشتند. در بیت اول رندان با خوبان هم قافیه شده که هر دو اشتباهه. ابیات بعدی کاملا درسته و پریشان، گریان، سوزان، پنهان، باران، ایوان، گدازان و... مشکلی ندارند. این از معدود اشتباهات حافظه و احتمال داره این غزل مربوط به اوایل دوره شاعری حافظ باشه.

محمد در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:

هیچکدومتون متوجه نشدید شعرش راجب به یک شخص نیست داره از یک قدرت بزرگ حرف میزنه

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - قصیده در مدح شاه ولایت، امیر مؤمنان (ع):

یک دم بر وی نعش حسینت قدم بگذار
( یک دم به روی نعش) درست است .

۱
۲۰۸۸
۲۰۸۹
۲۰۹۰
۲۰۹۱
۲۰۹۲
۵۸۱۳