سئنا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۹:
مصراع اخر همان «گذاری» درست است که شکل امروزین آن اینگونه است: تا کی مرا در انتظار میگذاری
فراز در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:
این حاشیه گذاری های گنجور واقعا ملال آوره. همش دارید غلط املایی میگیرید، اگر 4 تا معنی و تفسیر بگذارید بازخورد و استقبال بیشتری نصیبتون میشه.
احمد نیکو در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:
بسیار تحیر است در دور فلک
اوهام شده است عاجز از غور فلک
چون می نرهد هیچ کس از جور فلک
فریاد چه سود از حمل و ثور فلک
کامران در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
برداشت این حقیر در مورد بیت اول چنین است ؛
تصور میشود که اعیان و اشراف در رختخواب نفیس بهتر میتوانند بخوابند و از خواب خود چنان لذت می برند که متوجه درازی شب نیمشوند، در حالی که فقرا بر رختخواب بوریا و حصیر، خوابی ناخوش دارند و از خواب خود هیچ لذتی نمیبرند و به کرات در طول شب از خواب بیدار میشوند و آرزو میکنند زودتر صبح شود بلکه از این وضعیت بد رهایی یابند...
اما استاد سخن با ظرافت این مضمون را نقل میکند که نه تنها لحاف ابریشمی بلکه هیج رختخوابی آنقدر راحت نیست که بتوان در شب فراق در آن خوابی راحت داشت و متوجه گذر زمان نشد.
در شب فراق در نفیس ترین رختخواب هم نمیتوان راحت خوابید و نیمه شب به کرات از خواب بیدار شده و آرزو میکند که زودتر صبح شود تا از شر این وضعیت رهایی یابد طوری که آنان که در آن شب بدون درد فراق بر حصیر و بوریا خوابیده اند خوابی راحتتر را تجربه میکنند.
بنابر این هر دو مفهوم شب دراز ، همزمان در این تعبیر صدق میکند.
آباندخت در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
چاوشی با یک واو!
کامران در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
یا درود... بیت الغزل بلامنازع بیت سوم است :
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
.
شاهد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵:
این شعر را در آهنگش به نام "ای صبا آنچه شنیدی" استاد ناشناس خوانده.
آدریان در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳:
بیتی که تکرار شده لب کلام این شعره...!!!
مهدی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
موسی حقانی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:
در پاسخ جناب یوسفی که پرسیده است مگردر آن زمان هم قطار بوده، عرض می کنم با توجه به قرینه: ای مهار عاشقان در درست تو،مراد قطار شتران و تشبیه خیل عاشقان به قطار شتران است که در یک صف حرکت میکنند.قطار در گذشته به صف و ردیف شتران گفته میشد.
M در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
سلام
مفهوم مصراع «اشیان در عالم عنقاست اوهام مرا» چیست؟
محمدرضا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱ - سر آغاز:
شاید اصطلاح ،،«ذهن سوختن »فعلی از همین زیت سوختن آمده باشد !؟ روغن زیتون را میتوان سوخت اما ذهن را خیر!
سید عماد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۸:
...درست هست اینها را برای شمس میگوید ، برای حسام الدین میگوید ، برای صلاح الدین میگوید ، اما خیر ، اینها را برای او میگوید ، برای آن ولی مطلق...
مخاطبش چه کسانی هستند؟...
...میگوید با کسی که سینه اش شرحه شرحه از فراق باشد ، پاره پاره از فراق باشد ، درد فراق سینه را تکه تکه کرده باشد... با اینها حرف میزنم ، نه با آن آقای دکتری که در دانشگاه سوربن نشسته است...
...هر چه میگوید حسام الدین ، صلاح الدین... اینها خیر ، میخواهد بگوید《 مهدی 》میخواهد بگوید من به او رسیدم . توصیفاتی که دارد میکند ، توصیفات مناسب با انسان معمولی نیست ، مناسب با ولایت مقیده نیست ، مناسب با ولایت مطلق هست...
...به که سلام میکند؟
ای آرزوی آرزو ، آن پرده را بردار از او...
غیبت کرده ای رفته ای پشت پرده غیبت ، بردار آن پرده را...
...میگویی خیر ، من با او ارتباط ندارم ؟ بیا مرا بو بکش ، تا بویش را از من بشنوی...
...آنجا میگوید مرا بو بکش تا بوی او را از من... اینجا میگوید لبت را بر لب بگذار تا شرابی را که در مجلس آنها خورده ام از من احساس...
علامه مروجی سبزواری
برگرفته از جلسات #مثنوی
@shams_sabzevari کانال تلگرام
سید عماد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
...درست هست اینها را برای شمس میگوید ، برای حسام الدین میگوید ، برای صلاح الدین میگوید ، اما خیر ، اینها را برای او میگوید ، برای آن ولی مطلق...
مخاطبش چه کسانی هستند؟...
...میگوید با کسی که سینه اش شرحه شرحه از فراق باشد ، پاره پاره از فراق باشد ، درد فراق سینه را تکه تکه کرده باشد... با اینها حرف میزنم ، نه با آن آقای دکتری که در دانشگاه سوربن نشسته است...
...هر چه میگوید حسام الدین ، صلاح الدین... اینها خیر ، میخواهد بگوید《 مهدی 》میخواهد بگوید من به او رسیدم . توصیفاتی که دارد میکند ، توصیفات مناسب با انسان معمولی نیست ، مناسب با ولایت مقیده نیست ، مناسب با ولایت مطلق هست...
...به که سلام میکند؟
ای آرزوی آرزو ، آن پرده را بردار از او...
غیبت کرده ای رفته ای پشت پرده غیبت ، بردار آن پرده را...
...میگویی خیر ، من با او ارتباط ندارم ؟ بیا مرا بو بکش ، تا بویش را از من بشنوی...
...آنجا میگوید مرا بو بکش تا بوی او را از من... اینجا میگوید لبت را بر لب بگذار تا شرابی را که در مجلس آنها خورده ام از من احساس...
علامه مروجی سبزواری
برگرفته از جلسات #مثنوی
@shams_sabzevari کانال تلگرام
سید در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۴:
سلام .چه قدر نسل امروز محتاج نصیحتهای حکیمانه سعدیست.
رضا س در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
Sousan Fatai
بله اینطور به نظر میاد که بیت دوم دو معنی کاملا متضاد داشته باشه. همت در شعر حافظ هم به معنی نیت خوب و بلندنظری اومده و هم اراده و کوشش:
شاه منصور واقف است که ما/ روی همت به هرکجا که نهیم
دشمنان را ز خون کفن سازیم/ دوستان را قبای فتح دهیم
که کاملا مشخصه که همت در ابیات بالا فقط معنی نیت نداره و بیشتر کوشش و اراده و دلیری رو به ذهن میاره. یا:
بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است/ همت نگر که موری با آن حقارت آمد
دو پهلویی و در پرده سخن گفتن در اکثر ابیات حافظ وجود داره و تا جایی که از چارچوب معانی و مفاهیم خارج نشیم میتونیم به این کشفیات برسیم و لذت مضاعف ببریم.
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
گرامی اسماعیل
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
درین ماناست: در شوق دیدن یار سر از پای نشناختم تا به او رسیدم.
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
گرامی جعفر
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
وقتی اشک چشم از غم فراق رخ دوست را چون دریا توصیف می کند، جام باده ی او هم به جای لیوان باید کشتی باشد.
این گونه غلو در شعر نشان از احساس شدید شاعر دارد، البته برای زیبایی کلام و ابداع و نو آوری در سخن چنین خیال پردازی ها را جایز می شمارند.
علی شهیدی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۳ - گفتار اندر پروردن فرزندان:
مصرع اول پسر نیست دختر هست
محسن در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجا: