گنجور

حاشیه‌ها

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

فسحت . [ ف ُ ح َ ] (ع اِمص ) گشادگی و فراخی مکان . (فرهنگ فارسی معین )

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۹:

قیاس صحیح است و غیاث غلط است

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۹:

سلام من فکر میکنم سعدی این حکایت را از باب طعنه بیان کرده است ( سعدی چون به سفر زیاد رقبت داشت اکثر حکایاتش واقعی است ) شیخ که زرنگی اصحاب را میفهمد انکار نمیکند که بر روی دریای مغرب راه رفتن دروغ است بلکه با کمی تامل و فکر بلافاصله خود را با پیامبر غیاث کرده و میگوید پیامبر هم بعضی مواقع در حالتی فرو میرفت که جبرییل را هم نمیدید ولی بعضی موقع به خوش وبش با حفضه و زینب میگذراند.شیخ به تین زرنگی نوبر است . میگه چون در فکر دنیا رفتم پایم لغزید و به حوض افتادم وگرنه وقتی از روی دریای مغرب قدم میزدم فکر خدا را میکردم .
در مقابل حکایت عارف واقعی بایزید جالب است که میگویند اصحاب
سوال کردند شما برروی دریا راه میروی؟ گفت از اذان گوی مسجد بپرسید و آذان گو گفت من فقط یادم است روزی اگر من نودم و شیخ را از حوض آب بیرون نمی آوردم غرق شده بود .

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

از غزل های پیش از ملاقات شمس و از نوع عرفان کلاسیک خالی از معنا های آتشین و نوروزی و صاف شده و جانانه

سعید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

...سلام به ساحت روحانی دوستان فرهیخته .
تفسیر افشین را می پسندم ...مجید براستی گفته نقاشی سالوادر دالی گوشه ای از غزل مولانا را دراماتیک کرده ...ولی تفسیر خانم دکتر زهر ا سلیمان پور به راستی حق مطلب را ادا کرده ...فربه ترین معنا را در قالب کمترین کلمات ریخته اند ! دست مریزاد.
گنجور عزیز آرزو می کنم ...چراغی را که روشن کرده ای همیشه فروزان بماند .

حمید اسماعیلی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش:

با عرض سلام برهمه دوستان و علی الخصوص آقای پرویز شهبازی به جهت معلمی و راهنمایی ما
ضمنا از آقای فر هاد هم به جهت تبیین ساده و معنوی شعر تشکر ویژه میکنم

محمد مهدی نشاطی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

باسلام خدمت همه دوستان و علاقه مندان شعر حافظ،
شهید مطهری می گوید : عرفا معتقدند به زبان دیگری سخن می گویند به قول قرآن عُلِّمنا مَنْطِقَ الطَّیر : (از قول سلیمان نبی) به ما زبان پرندگان آموخته شده این عرفان از زمان محی الدین عربی آغاز شده که تقریبا هم عصر عطار بوده و این ادبیات می و مطرب و ساقی و غمزه و پیاله وارد شد و بعد ابن فارض مصری و حافظ از ایران همزمان آنرا تعالی بخشیدند. اشعار ابن فارض بسیار شبیه حافظ است. آیت الحق مرحوم قاضی اعتقاد داشت از لحاظ عرفانی شعر ابن فارض بالاتر است. اما شعر حافظ زیباتر است. اکثر عرفای معاصر مثل رجبعلی خیاط، کربلایی احمد، مرحوم قاضی، و علامه طباطبایی و شهید مطهری بسیار علاقه مند به شعر حافظ بوده اند. خود علامه طباطبایی اشعاری دارد می گوید : بود کیش من مهر دلدارها. شهید مطهری می گوید ایرانیها دیوان حافظ را بعداز قرآن و مفاتیح سومین کتاب در خانه نگهداری می کردند ومعتقد بودند این کتاب مقدس است. و اما بعد.
مرحوم حاج شیخ جعفر مجتهدی می فرمود حافظ برای همهء 14 معصوم شعر دارد.مرحوم رجبعلی خیاط می گفت شبی حافظ را در خواب می بیند و حافظ می گوید شعر شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان را برای ابالفضل العباس سروده ام ( رجوع کنید به کتابش)
درجای دیگری حافظ درباره حاجی قوام می گوید:
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
این غزل هم چند نشانه دارد تا ببینیم حاجی قوام کیست می گوید : کشتی هلال = سفینة النجاة.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق_ ثبت است بر جریدهء عالم دوام ما چه کسی مانند امام حسین اسمش در این عالم ثبت شد؟
چرا می گوید حاجی؟ چون تمام امامی که حج اش از بیم شکستن حرمت کعبه ناتمام ماند امام حسین است

همیرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۴:

در مقالهٔ «در حاشیهٔ دیوان حافظ خرمشاهی و جاوید» به قلم «رضا ضیاء» منتشره در مجلهٔ «آیینهٔ پژوهش سال 28م شمارهٔ 3م، مرداد و شهریور 96» قابل دریافت از این نشانی صفحهٔ 89 بخش «عدم ذکر غزلهایی که در نسخ شش‌گانهٔ مشورتی هست و در قزوینی نیست» این غزل از غزلیات مسلم حافظ دانسته شده.

همیرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

در مقالهٔ «در حاشیهٔ دیوان حافظ خرمشاهی و جاوید» به قلم «رضا ضیاء» منتشره در مجلهٔ «آیینهٔ پژوهش سال 28م شمارهٔ 3م، مرداد و شهریور 96» قابل دریافت از این نشانی صفحهٔ 89 بخش «عدم ذکر غزلهایی که در نسخ شش‌گانهٔ مشورتی هست و در قزوینی نیست» این غزل از غزلیات مسلم حافظ دانسته شده.

همیرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲:

در مقالهٔ «در حاشیهٔ دیوان حافظ خرمشاهی و جاوید» به قلم «رضا ضیاء» منتشره در مجلهٔ «آیینهٔ پژوهش سال 28م شمارهٔ 3م، مرداد و شهریور 96» قابل دریافت از این نشانی صفحهٔ 89 بخش «عدم ذکر غزلهایی که در نسخ شش‌گانهٔ مشورتی هست و در قزوینی نیست» این غزل از غزلیات مسلم حافظ دانسته شده.

همیرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

در مقالهٔ «در حاشیهٔ دیوان حافظ خرمشاهی و جاوید» به قلم «رضا ضیاء» منتشره در مجلهٔ «آیینهٔ پژوهش سال 28م شمارهٔ 3م، مرداد و شهریور 96» قابل دریافت از این نشانی صفحهٔ 89 بالای صفحه بخش «2. غزلهایی که نبودنش در نسخ شش گانه ذکر نشده» این غزل از آن حیدر بقال شیرازی و انتساب آن را به حافظ منتفی دانسته شده.

همیرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

در مقالهٔ «در حاشیهٔ دیوان حافظ خرمشاهی و جاوید» به قلم «رضا ضیاء» منتشره در مجلهٔ «آیینهٔ پژوهش سال 28م شمارهٔ 3م، مرداد و شهریور 96» قابل دریافت از این نشانی صفحهٔ 88 بخش «2. غزلهایی که نبودنش در نسخ شش گانه ذکر نشده» نیز این غزل از آن سلمان ساوجی دانسته شده.

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:

«یار شاطر» از عبارتی در گلستان سعدی گرفته شده (حکایت پنجم، باب دوم در اخلاق درویشان) که می‌گوید: «... که من در نفس خویش این‌ قدرت و سرعت می‌شناسم که در خدمت مردان یار شاطر باشم نه بار خاطر.» شاطر در عربی به معنی چابک است و از این‌رو به کسانی می‌گفتند که جلوی اسب بزرگان یا ارباب عمائم برای راهنمایی می‌دویدند و همچنین کسانی که در سنگک‌پزی خمیر را که پهن کرده بودند، با چابکی داخل محوطه‌ای که با ریگ‌های گرم مفروش بود و تنور زیر آن قرار داشت، می‌کشیدند.

ا . ن .ن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

این همه حرف و حدیث به چه؟؟
قرآن کلام خدا هست # ماها رو چه کار که حکمی صادر کنیم در مورد زن و خیلی قشنگ و واضح توضیح داده
این همه درگیر کردین خودتون رو بهتره برین قرآن رو مطالعه بفرمایین

محسن مردانی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ - در مطایبه فرماید:

این شعر تصویر دقیق و باجزئیاتی از حمام های کثیف در دوره قاجار ارائه می‌دهد که از نظر جامعه شناسی میتواند بسیار مهم باشد. البته نگاه هرزه قاآنی به افراد هم زنگ طنز به شعر میدهد

ابراهیم م در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

در شرح جلالی بر حافظ به جای بیت ششم این بیت آمده است:
به روز حادثه غم با شراب باید گفت
که اعنماد به کس نیست در چنین زمنی
کدام نیکو تر است؟

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲:

غزل هستی گردان
فرهنگ جلال دین دانش و بینش ویژه ای است که او سازنده و گرداننده آن است و چشمه آب زندگی و شمع روشنی بخش هستی که هرگز خاموشی پذیر نیست را با خود پوسته همراه دارد
اگر کسی با دانش دیگری با این فرهنگ در ستیز است وآنرا باور ندارد هیچ از اعتبار آن کاسته نمی شود
آنقدر اعتماد و باور سرشار است که او در نیمه غزل پارسی گویی را رها میکند و به عربی شادی و اطمینان خود را بروز میدهد
ارتباط او با هستی در حد اعلا ست و حداقل با دید ظاهری ما که سدها سال پس ازشعر او هستیم آنرا تایید میکنیم
وظیفه ماست که این فرهنگ را هرچه بیشتر بشناسیم و آشنا شویم

شادان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

شاعر منظورش از شعر حالی چی بوده؟

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

جناب هادی عزیز . سپاس از شما که می خوانید . هرچه بیشتر این غزلیات گرانبها را بخوانیم به درک بهتری از ابیات زیبای آن رسیده و حظ بیشتری میبریم . خدا را شکر که فارسی زبان هستیم .

همایون در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۲:

اگر غزل از جلال دین باشد در وصف حالات و باور های خود پیش از تحول اساسی با همنشینی شمس تبریز است
مقایسه ای است از دیروز و امروز خود شاعر که بسیار از باور های مذهبی گذشته خود پشیمان است و توبه می کند

۱
۲۰۶۲
۲۰۶۳
۲۰۶۴
۲۰۶۵
۲۰۶۶
۵۷۲۵