گنجور

حاشیه‌ها

سرو در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:

این که یه عشق مجازی هست که عارف رو کوک میکنه شکی نیست.
ولی اون شعله عشق از دم پیر طریقت یا حق تعالی در دل او روشن میشه...
چون سالک بدون عشق مجازی نمیتونه عشق حقیقی رو درک کنه.
در اصل یه نوع بیان اخساسات عمیق اوست که در معشوقش میبینه.
میتونه این معشوقه پیر و استاد یا هر کسی باشه.
مهم اینه بدون این آتش راه به جایی نمیبریم.و این آتش در چاکرای ناف بیدار میشه.
مولوی میگه هر که این آتش ندارد نیست باد.
حافظ میگه از آن به دیر مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست.
دنبال بیداری این آتش و این چاکرا باشیم تا همه ی ابهامها برطرف بشه.
این اتش عقل دوم رو که خرد هست در ما بیدار میکنه.
و از عقل اول که در سر جا داره بی نیاز میکنه.
تو چاکرای ناف زنجیری هست که اگر عاشق پاره کنه دیگه به مستی مدام میرسه.
چنون اهسته آهسته میاد و خوشا به حال کسی که پاره کنه زنجیر عشق رو .

سرو در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:

سلام و درود
دوستان اهل ادب و نظر
اول باید شعر عارفانه و عاشقانه سروده باشی تا بتونی معنا رو دریابی.
در ثانی
حضرت حافظ میگه با زهد و پارسایی کاری به پیش نمیبری.
راه عشق هم سخته همه نمیتونن همیشه مست باشن .
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت
و ....مصادیق بسیاری شرب مدام عارفان و پیاله نوشان.
حالا توقع نداریم ازتون مثل ما باشی.ولی حداقل یه وقتی هم بدای عاشقی و مستی بذار.
اگه میخواست معنی شراب انگور رو بگه میگفت حالا نمیتونی همیشه زاهد باشی
و با خدا باشی سه ماه بیا پیش خدا با خدا باش نه ماه برو سراغ اوباشی و ولگردی.

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۳:

غزل عجیبی است گویی باور های قدیمی خود را یکی یکی بازگو میکند و همه را به سنایی و گذشتگان وا می سپارد و ناگهان شمس را در پایان خورشید آسمان معرفی می کند کند و روز تازه ای را با نور دیگری می آغازد
و اگر گفته سنایی را فقط مصرع بعدی آن یعنی 'جان باز چو طالب عیانی' بدانیم آنگاه غزل روال منطقی خود را از دست میدهد و معلوم نمیشود تمامی غزل که حرف ندای 'ای' را در هر بیت دارد چه منظور و خواسته ای را دنبال میکند

بهتیس جعفری در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

با درود
همان طور که خانم غزل نوشته ، دون به معنای پست و فرومایه است آقای رضا هم که همه ابیات را معنی کرده اند دون را پست و پایین معنی کرده اند .
اما دو پاسخ به خانم غزل داده شده که هیچ کدام مناسب پهنه ادب و ادبیات نیست .

خسرو در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس:

آن مگس بر برگ کاه و بول خر * همچو کشتیبان همی افراشت سر
گفت من دریا و کشتی خوانده‌ام * مدتی در فکر آن می‌مانده‌ام
اینک این دریا و این کشتی و من * مرد کشتیبان و اهل و رای‌زن
بر سر دریا همی راند او عمد * می‌نمودش آن قدر بیرون ز حد
عالمش چندان بود کش بینشست * چشم چندین بحر همچندینشست
بود بی‌حد آن چمین نسبت بدو * آن نظر که بیند آن را راست کو
ماند احوالت بدان طرفه مگس * کو همی پنداشت خود را هست کس
ازخود، او سرمست گشته بی شراب * ذرۀ خود را بدیده آفتاب
وصف بازان را شنیده درعیان * گفته من عنقای وقتم بی گمان
ما و اصحابم چو آن کشتی نوح * هر که دست اندر زند یابد فتوح
صاحب تاویل باطل چون مگس * وهم او بول خر و تصویر خس
گر مگس تاویل بگذارد برای * آن مگس را بخت گرداند همای

خسرو در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:

سلام ، در قرآن از شیطان مجسم نیز بعنوان فرعون و از رسولش بعنوان طاغوت نام برده شده و هرکسی با حضرت موسی که هدایتگر خداست و به عمر جاودانه رسیده ، دشمنی کند فرعون است

احسان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:

درود
این رباعی از رباعیات یغمای جندقی است

حماسه ایرانی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:

با درود به همه کسانی که بر این شعر حاشیه گذاشته اند، عرض می کنم به آقای محمد که با لحنی خود پسندانه به خانم سارا ایراد گرفته اند که وزن و قافیه نمی داند و ایشان را رجوع به عروض و قافیه داده اند، که همه نه عروض و قافیه می دانند و نه متخصص در ادبیاتند. همینکه کسی از گنجینه شعر فارسی لذت ببرد کافی است. از نظر خانم سارا شعر به صورتی که در گنجور آمده است وزنش مخدوش است. این بر می گردد به این که عالم در اول بیت دوم باید عالمٍ تو (م با کسره خوانده شود) خوانده شود تا وزن شعر درست شود. یاد دادن در همه کاری درست است ولی خودفروشی به قول بزرگترین ادیبان ایران درست نیست

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۷:

مصرع دوم «ز» باید تبدیل به «از» شود:
غافلیم از جان بی‌تقصیر، در زندان تن / یوسف مصر، «از» فرامش گشتگان چاه ماست

زَوار در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

آیا امکان دارد که حکیم شاگردانی داشته باشند و آنها پس از مرگ ایشان این ابیات را نوشته باشند ؟ و بخواهند با این شعر استادشان را معرفی کنند و بی احترامی سلطان محمود را محکوم کنند ؟

کیومرس در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مسمطات » امان از من و تو:

“ما چنین مردمانی هستیم و بس”
خرد یارمان!!؟؟

هادی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۰:

با درود
واقعا عجیب است که جز یکی حاشیه ای زیر این شعر زیبا و سوزناک نمیبینم.

مرتضی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۳:

دربیت اول مصرع دوم
قافیه باید مشک سای باشد نه مشک ساری

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۶:

کلاه تتری
کلاه تاتاری، کلاهی که خانم های تاتار (مغول) بر سر می نهادند.

زهره در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:

با عرض پوزش این توضیح مربوط به غزل 313 میباشد.
که عشق خلعت جان است و طوق کرمنا...

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۶:

مسحی
( اسم ) نوعی از موزه که صلحا و امرا در پا میکردند ( غیاث ) : مسحی در پای ور کوه در دست از دور سلام کرد و بنشست
برکی . [ ب َ رَ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب به برک که بفتحتین است و آن قماشی باشد از پشم اشتر که اکثر لباس فقرا بآن باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || کلاهی دراز که زهاد بر سر گیرند و بتازی بریس نامند، و باین معنی با کاف فارسی هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) :
دلقت بچه کار آید و تسبیح و مرقع
خود را ز عملهای نکوهیده بری دار
حاجت بکلاه برکی داشتنت نیست
درویش صفت باش و کلاه تتری دار

زهره در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:

در بیت 8 منظور، آیه 10 سوره اسرا:
و لقد کرمنا بنی آدم... (و به درستی که فرزندان بنی آدم را گرامی داشتیم...) و این آیه مانند طوق و گردنبند عشق زیبایی آویزه هر انسان است.

حمید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

فضالة. [ ف ُ ل َ ] (ع اِ) باقی و زائده ٔ از چیزی. (منتهی الارب ). ج ، فضالات. (اقرب الموارد) : من از شراب این سخن مست و فضاله ٔ قدح در دست. (گلستان سعدی )

محمد صادق احمدی فر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

اجرای استاد محمد رضا شجریان با نی جناب عندلیبی در کنسرت گروه عارف از این شعر بسیار زیباست....

امیر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - از من جدا شد ناگهان بر من جهان شد چون قفس:

باعرض سلام خدمت اهل ادب
به نظر می‌رسد که اولین کلمه از بیت اول المستغاث بوده که با اشتباه تایپی المستغات نوشته شده است.

۱
۲۰۶۱
۲۰۶۲
۲۰۶۳
۲۰۶۴
۲۰۶۵
۵۷۲۵