نوید گروهی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:
خانم سیمین بهبهانی در شعر "نتوان مُرد" از کتاب "مجموعه اشعار جلد دوم" انتشارات نگاه چاپ 1394 صفحه 190 (که تنها به چاپ اول رسید و دیگر مجوز چاپ نگرفت) سروده اند:
نتوان مرد به آسانی / گفت آن توانا به سخن دانی
گویم این جای که من زادم/ میتوان مرد به آسانی
دست و پا بسته و دل خسته/ گنه خویش ندانسته
مرگ را دیده به نزدیکی/ چه کند زنده ی زندانی
چوبه ی دار فراوان است/ میوه ی او سَر انسان است
صحبت از "حُبّ وطن" اینجا/ نه شریف است و نه انسانی
با توجه به تضمین به کار رفته در این شعر خانم بهبهانی، به نظرم در بیت آخر غزل 371 واژه "شریف" به جای "صحیح" ارجح هست.
هادی ارشدی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
با سلام خدمت فرهیختگان گرامی
در مورد "دیر مغان" میتوان گفت با توجه به علاقه حافظ به جام می و قدح؛ و همچنین آزاد بودن نوشیدن می در آیین زردشت؛ چنین که نوعی عبادت محسوب میشده. حافظ عبادتگاههای زردشتی یا دیر مغان را به عنوان محل عبادت و ارتباط با محبوب در نظر گرفته؛ و در بیشتر اشعار خود از دیر مغان نام برده است.
مطلب به درازا کشید
سپاس از همه دوستان
رضا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
آقای میر جلالالدین کزازی در کتاب زیبا شناسی سخن پارسی،بدیع این غزل را از عبدالواسع جبلی میدونن
کدوم درسته؟
رضا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
آقای میر جلال الدین کزازی در کتاب زیبا شناسی سخن پارسی این غزل را از عبدالواسع جبلی دانسته اند
علی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
با سلام
هنر حافظ شعر او را از هر معشوق قابل تصوری بالاتر می نشاند. در دنیای واقعی معشوقی با خصوصیات بیان شده در این غزل وجود ندارد، اما در عالمی که او می سازد این ممکن می شود. ما اگر چه تجربه ی چنین عشق هایی را نداشته ایم و چنین معشوق هایی را ندیده ایم ولی شعر حافظ عمیق ترین لایه های وجودی ما را متاثر می کند و به ارتعاش در می آورد.
سما در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
لطفا بیت (فریاد می دارد رقیب از دست مشتاقان او/آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را) را معنی کنید. سپاس فراوان
امیر در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
لطفا بیت سوم اصلاح شود:
سرو سرهنگ
در اصل سر و سرهنگ بوده است
با تشکر
فرخ مردان در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۲:
@مهدی@ افسون:
سطح زیر دست و پا میشه کف. یعنی کف دست و کف پا.
سمت دیگر میشه پشت. یعنی پشت دست و پشت پا( که دومی الان منسوخ شده و میگیم روی پا).
طرف داشته به روی پای خودش نگاه می کرده که منظور سر به پایین بودن هست
محمد متین غفوری در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:
اشاره به کلام امام شافعی:الوقت کالسیف ان لم تقطعه قطعک
محمدرضا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث:
سوال از نگار
یعنی در زمان سعدی ارتباط با نادان نوخاسته امری معمول بوده ؟
نونا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۹ - گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی:
اگر سر نهد بر خطت سروری
چو نیکش بداری نهد دیگری
معنی این بیت را کسی میداند
حسین مطهری در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۵:
منی بیت سوم جیست
امیرعلی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
این شعر رو استاد شجریات دو یار خوانده یکی به صورت تصنیف در کنسرت لندن یکی هم به صورت اواز در مراسمی خصوصی که اون اواز فقط اون نوایی که تو اون مراسم خصوصی خوندن رو گوش بدید تا ببینید اوج اینشعر کجست و چه کسی به بهترین نحو هر شعریر رو میخونه
محمدرضا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۴ - حکایت:
پریچهره ای بود محبوب من
بدو گفتم ای لعبت خوب من
این چگونه رابطه ای است؟؟؟؟
حسین شنبهزاده در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است:
به حمیدرضای عزیز و گرامی:
پیداست تصور صحیحی از عروض ندارید قربان. تقطیعاتی که نوشتید نه که به نظرِ من اشتباه باشه، بلکه واقعاً اشتباهه. منو نمیشناسید و ممکنه فکر کنید سوادم نمیرسه؛ بنابراین صورتی رو که من پیشنهاد میکنم، و صورت پیشنهادیِ خودتون رو، به هر عروضیدان معتبری که قبولش دارید (شامل شاعران برجسته یا استادان دانشگاههای معتبر) نشون بدید و نتیجه رو پیش خودتون محفوظ بدارید. پای زبان روسی و غیره رو نمیدونم چرا وسط کشیدید. البته حدسی میزنم، اما گفتنش خارج از ادبه. بههرحال این زبانها هر تلفظی داشته باشن ربطی به خوانش عروضی فارسی نداره.
خوانش مصرع ششم فقط به این شکل درست درمیاد: اگر مرا نِدیِ... الخ.
یعنی به سیاق عربی و به دلیل اختیار شاعری، ندا رو بخونیم نِدیٖ.
nēdyē
و مورد بعد، هم بر اساس تصحیح استاد مرحوم سجادی (زوار، تهران، 1382)، هم به لحاظ عروض، هم معنا، ایراد تایپی داره و «ببند» درسته؛ که تمام مشکلات رو حل میکنه و نیاز به اینقدر زورچپون کردنِ الفاظ در تقطیعی که از خودتون ساختید و بهکلی بیمعناست نداره.
با احترام فراوان و تشکر.
همایون در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۴:
این غزل مانند یک بیانیه و مانیفست است که در آن جلال دین آشکار میکند که با آمدن شمس و دوستی با او یک فرهنگ کاملن نوینی پایه گذاری میشود
زیبایی و عشق تعریف تازه ای پیدا میکند، راه نویی و وهروان نویی و عرفان و تصوف تازه ای پدیدار میگردد که تا کنون نبوده است و اگر هم بوده در دیگری باز شده است و روش کارآمد و برنامه ای جهانی برای انسان و هستی ارمغان آورده شده است
ایرج در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
بابت زحماتی که میکشید سپاسگزارم.
عدنان العصفور در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک:
گنگ دژ هوخت را ساخته ماردوش یا فریدون و یا جمشید میدانند - - اژدهاک بیور اسپ - و یا دهاک بیور اسپ است -
عدنان العصفور در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک:
در شاهنامه دو گنگ دز است یکی ساخته و پرداخته سیاوش است خراسان یا ختن یا پهله ایست پارسی در سرزمین ترکان اما سیاوش ساخت و دیگر در شام است که تازی همی خانه پاک دان و انرا گنگ دژ خوخت گویند گنگ دژ هوخت گفتند و نه هودج - هودج از لغزش نویسندگان نسخه شاهنامه بوده و نه گفته فردوسی -
همی گنگ دژ هوختش خواندند
به خشکی رسیدند سر کینه جوی
به بیتالمقدس نِهادند روی
که بر پهلَوانی زبان راندند
همی «کَنگْ دِژْ هوخْتَ» ش خواندند
محمود در ۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱: