بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال
درخت برومند چون شد بلند
گر آید ز گردون برو بر گزند
شود برگ پژمرده و بیخ سست
سرش سوی پستی گراید نخست
چو از جایگه بگسلد پای خویش
به شاخ نو آیین دهد جای خویش
مراو را سپارد گل و برگ و باغ
بهاری به کردار روشن چراغ
اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک
تو با شاخ تندی میاغاز ایک
پدر چون به فرزند ماند جهان
کند آشکارا برو بر نهان
گر او بفگند فر و نام پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
کرا گم شود راه آموزگار
سزد گر جفا بیند از روزگار
چنین است رسم سرای کهن
سرش هیچ پیدا نبینی ز بن
چو رسم بدش بازداند کسی
نخواهد که ماند به گیتی بسی
چو کاووس بگرفت گاه پدر
مر او را جهان بنده شد سر به سر
همان تخت و هم طوق و هم گوشوار
همان تاج زرین زبرجد نگار
همان تازی اسپان آگنده یال
به گیتی ندانست کس را همال
چنان بد که در گلشن زرنگار
همی خورد روزی می خوشگوار
یکی تخت زرین بلورینش پای
نشسته بروبر جهان کدخدای
ابا پهلوانان ایران به هم
همی رای زد شاه بر بیش و کم
چو رامشگری دیو زی پردهدار
بیامد که خواهد بر شاه بار
چنین گفت کز شهر مازندران
یکی خوشنوازم ز رامشگران
اگر در خورم بندگی شاه را
گشاید بر تخت او راه را
برفت از بر پرده سالار بار
خرامان بیامد بر شهریار
بگفتا که رامشگری بر درست
ابا بربط و نغز رامشگرست
بفرمود تا پیش او خواندند
بر رود سازانش بنشاندند
به بربط چو بایست بر ساخت رود
برآورد مازندرانی سرود
که مازندران شهر ما یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست
به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار
نه گرم و نه سرد و همیشه بهار
نوازنده بلبل به باغ اندرون
گرازنده آهو به راغ اندرون
همیشه بیاساید از خفت و خوی
همه ساله هرجای رنگست و بوی
گلابست گویی به جویش روان
همی شاد گردد ز بویش روان
دی و بهمن و آذر و فرودین
همیشه پر از لاله بینی زمین
همه ساله خندان لب جویبار
به هر جای باز شکاری به کار
سراسر همه کشور آراسته
ز دیبا و دینار وز خواسته
بتان پرستنده با تاج زر
همه نامداران به زرین کمر
چو کاووس بشنید از او این سخن
یکی تازه اندیشه افگند بن
دل رزمجویش ببست اندران
که لشکر کشد سوی مازندران
چنین گفت با سرفرازان رزم
که ما سر نهادیم یکسر به بزم
اگر کاهلی پیشه گیرد دلیر
نگردد ز آسایش و کام سیر
من از جم و ضحاک و از کیقباد
فزونم به بخت و به فر و به داد
فزون بایدم زان ایشان هنر
جهانجوی باید سر تاجور
سخن چون به گوش بزرگان رسید
ازیشان کس این رای فرخ ندید
همه زرد گشتند و پرچین بروی
کسی جنگ دیوان نکرد آرزوی
کسی راست پاسخ نیارست کرد
نهانی روانشان پر از باد سرد
چو طوس و چو گودرز کشواد و گیو
چو خراد و گرگین و رهام نیو
به آواز گفتند ما کهتریم
زمین جز به فرمان تو نسپریم
ازان پس یکی انجمن ساختند
ز گفتار او دل بپرداختند
نشستند و گفتند با یکدگر
که از بخت ما را چه آمد به سر
اگر شهریار این سخنها که گفت
به می خوردن اندر نخواهد نهفت
ز ما و ز ایران برآمد هلاگ
نماند برین بوم و بر آب و خاک
که جمشید با فر و انگشتری
به فرمان او دیو و مرغ و پری
ز مازندران یاد هرگز نکرد
نجست از دلیران دیوان نبرد
فریدون پردانش و پرفسون
همین را روانش نبد رهنمون
اگر شایدی بردن این بد بسر
به مردی و گنج و به نام و هنر
منوچهر کردی بدین پیشدست
نکردی برین بر دل خویش پست
یکی چاره باید کنون اندرین
که این بد بگردد ز ایران زمین
چنین گفت پس طوس با مهتران
که ای رزم دیده دلاور سران
مراین بند را چاره اکنون یکیست
بسازیم و این کار دشوار نیست
هیونی تکاور بر زال سام
بباید فرستاد و دادن پیام
که گر سر به گل داری اکنون مشوی
یکی تیز کن مغز و بنمای روی
مگر کاو گشاید لب پندمند
سخن بر دل شهریار بلند
بگوید که این اهرمن داد یاد
در دیو هرگز نباید گشاد
مگر زالش آرد ازین گفته باز
وگرنه سرآمد نشان فراز
سخنها ز هر گونه برساختند
هیونی تکاور برون تاختند
رونده همی تاخت تا نیمروز
چو آمد بر زال گیتی فروز
چنین داد از نامداران پیام
که ای نامور با گهر پور سام
یکی کار پیش آمد اکنون شگفت
که آسانش اندازه نتوان گرفت
برین کار گر تو نبندی کمر
نه تن ماند ایدر نه بوم و نه بر
یکی شاه را بر دل اندیشه خاست
بپیچیدش آهرمن از راه راست
به رنج نیاگانش از باستان
نخواهد همی بود همداستان
همی گنج بیرنج بگزایدش
چراگاه مازندران بایدش
اگر هیچ سرخاری از آمدن
سپهبد همی زود خواهد شدن
همی رنج تو داد خواهد به باد
که بردی ز آغاز باکیقباد
تو با رستم شیر ناخورده سیر
میان را ببستی چو شیر دلیر
کنون آن همه باد شد پیش اوی
بپیچید جان بداندیش اوی
چو بشنید دستان بپیچید سخت
تنش گشت لرزان بسان درخت
همی گفت کاووس خودکامه مرد
نه گرم آزموده ز گیتی نه سرد
کسی کاو بود در جهان پیش گاه
برو بگذرد سال و خورشید و ماه
که ماند که از تیغ او در جهان
بلرزند یکسر کهان و مهان
نباشد شگفت ار بمن نگرود
شوم خسته گر پند من نشنود
ورین رنج آسان کنم بر دلم
از اندیشهٔ شاه دل بگسلم
نه از من پسندد جهانآفرین
نه شاه و نه گردان ایران زمین
شوم گویمش هرچ آید ز پند
ز من گر پذیرد بود سودمند
وگر تیز گردد گشادست راه
تهمتن هم ایدر بود با سپاه
پر اندیشه بود آن شب دیرباز
چو خورشید بنمود تاج از فراز
کمر بست و بنهاد سر سوی شاه
بزرگان برفتند با او به راه
خبر شد به طوس و به گودرز و گیو
به رهام و گرگین و گردان نیو
که دستان به نزدیک ایران رسید
درفش همایونش آمد پدید
پذیره شدندش سران سپاه
سری کاو کشد پهلوانی کلاه
چو دستان سام اندر آمد به تنگ
پذیره شدندنش همه بیدرنگ
برو سرکشان آفرین خواندند
سوی شاه با او همی راندند
بدو گفت طوس ای گو سرفراز
کشیدی چنین رنج راه دراز
ز بهر بزرگان ایران زمین
برآرامش این رنج کردی گزین
همه سر به سر نیک خواه توایم
ستوده به فر کلاه توایم
ابا نامداران چنین گفت زال
که هر کس که او را نفرسود سال
همه پند پیرانش آید به یاد
ازان پس دهد چرخ گردانش داد
نشاید که گیریم ازو پند باز
کزین پند ما نیست خود بینیاز
ز پند و خرد گر بگردد سرش
پشیمانی آید ز گیتی برش
به آواز گفتند ما با توایم
ز تو بگذرد پند کس نشنویم
همه یکسره نزد شاه آمدند
بر نامور تخت گاه آمدند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
کیکاووس جمشید (اشاره) ضحاک (اشاره) کیقباد (اشاره) طوس گودرز کشواد گیو خراد گرگین رهام فریدون (اشاره) منوچهر (اشاره) زال سام (اشاره) رستم (اشاره) اهریمن (اشاره)
هوش مصنوعی: در این بخش از شاهنامه، کیکاووس، پادشاه ایران، تحت تأثیر وسوسهٔ دیو رامشگر تصمیم میگیرد به مازندران لشکرکشی کند. دیو به او اطلاعاتی دربارهٔ زیباییهای مازندران و هنرمندان آنجا میدهد و کیکاووس را به جنگ دعوت میکند. پس از مشورت با پهلوانان و بزرگان ایران، آنان ابتدا تردید نشان میدهند اما در نهایت تصمیم میگیرند که لشکری به رهبری زال، پدر رستم، به مازندران بفرستند تا این چالش را حل کنند. در این راستا، زال به خواستهٔ آنان پاسخ مثبت میدهد و برای آمادهسازی نبرد عزم میکند.
وقتی یک درخت تنومند رشد می کند ، اگر از آسمان آسیبی به آن برسد
هوش مصنوعی: برگ درختان پژمرده و ریشههای آن ضعیف میشوند و سر درخت به سمت پایین میمیرد و گرازش میکند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی از جای خود حرکت کند و پایش را از زمین جدا کند، به مانند درختی که شاخ و برگ تازهای میدهد، او نیز به راهی نو و شیوهای تازه میرسد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که به آن که در بهار گل و برگ و باغ را میسپارد، مانند روشنایی یک چراغ است. این تشبیه نشان از زیبایی و روشنی بهار و زندگی دارد.
اگر از ریشه نیکی شاخه بدی بروید تو به هیچ روی با شاخه تندی آغاز مکن ( ایک و ایچ شکل های دیگری از واژه هیچ هستند به معنی اصلا و ابدا )
هوش مصنوعی: پدر وقتی در دنیا به فرزند شبیه میشود، کارهایش از روی پنهانی آشکار میشود.
اگر او (پدر تو) مقام و نامش را از دست بدهد، تو او را بیگانه بخوان و به او پسر نگو.
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر یادگیری و آموزش گم شود، سزاوار است که در زندگی خود بتواند سختیها و مشکلات را تجربه کند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، رسم و قانون زندگی این گونه است که هیچ کس از اصل و حقیقت زندگی خبر ندارد و آنچه از ظاهر دیده میشود، نمیتواند نشاندهندهٔ عمق و ریشههای واقعی آن باشد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی رسم ناپسند را از بین ببرد، دیگر هیچکس نخواهد ماند که در این دنیا زندگی کند.
هوش مصنوعی: وقتی کیکاووس به مقام پدرش رسید، تمام جهان به نوعی در خدمت او قرار گرفت.
هوش مصنوعی: کیکاووس تمام آن چیزهایی را که به عنوان نشانههای پادشاهی اوست، اعم از تخت، گردنبند، گوشواره و تاج زرین که با سنگ زبرجد زینت یافته، را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: هیچ انسانی در دنیا وجود نداشت که بتواند به پای این اسبهای شگفتانگیز با یال زیبا و رخشنده برسد.
هوش مصنوعی: در باغ زیبا و رنگارنگ، روزی شاد و خوش به قدری بد و ناخوش میگذرد که هیچکس انتظارش را نداشت.
هوش مصنوعی: شاه کیکاووس بر تختی از زر و بلور نشسته است که نماد سلطنت و قدرت اوست و او را در برابر جهان به عنوان رئیس و حاکم مینمایاند.
هوش مصنوعی: شاه با پهلوانان ایران مشورت کرد و دربارهٔ میزان قدرت و امکانات خود و دشمنان در آن منطقه بحث کردند.
هوش مصنوعی: زمانی رامشگری دیو که پردهدار و پنهانکار است، به نزد شاه آمد تا از او درخواست کند.
هوش مصنوعی: او میگوید که از شهر مازندران، یکی از نوازندگان خوشصدا و مجرب در میان رامشگران (نوازندگان) وجود دارد.
هوش مصنوعی: چنانچه منش و بندگی من نسبت به شاه قبول شود، پس فرصتی برای نشستن بر تخت او فراهم میشود.
هوش مصنوعی: سالار (سرور و رئیس) از پشت پرده (جایی که پنهان بود) خارج شد و با ناز و ظرافت به نزد شهریار (شاه) آمد.
هوش مصنوعی: دیو رامشگر به درستی گفت که او با ساز بربط و نغز (زیبا) است.
هوش مصنوعی: کیکاووس دستور داد تا سازندگان ساز، پیش آن رامشگر بیاورند و آنها را بر کنارهٔ رود بنشانند.
هوش مصنوعی: وقتی ساز بربط نواخته شد، مازندرانیها شعری را به یاد مازندران و شجاعت خود خواندند.
هوش مصنوعی: مازندران، سرزمین ما، همیشه یادش گرامی باد و امیدوارم سرزمینش همیشه آباد و رونقیافته باشد.
هوش مصنوعی: در باغ این سرزمین همیشه گلها شکوفا هستند و در کوههای آن لاله و سنبل میرویند.
هوش مصنوعی: هوا دلپذیر و زمین زیبا و رنگارنگ است؛ نه گرما دارد و نه سرما، و همواره حالتی بهاری دارد.
هوش مصنوعی: بلبل در باغ آواز میخواند و آهو در دشت به چرا مشغول است.
هوش مصنوعی: زندگی همیشه در آرامش و آسودگی است و در هر سال در هر جا، رنگها و بویهایی تازه به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بوی گلاب از جوی آب در حال جاری شدن است و این بو باعث شادی و خوشحالی او میشود.
هوش مصنوعی: زمین در ماههای دی، بهمن، آذر و فروردین همیشه پر از لاله است.
هوش مصنوعی: هر سال در کنار جویبارها و نهرها، مردم همیشه خوشحال و خندان هستند و به هر گوشهای میروند تا شکار کنند.
هوش مصنوعی: تمام کشور زینت داده شده است به پارچههای نرم (دیبا) و سکههای طلا (دینار) و از خواستههای فراوان پر شده است.
هوش مصنوعی: بتها (آلههای پرستش) به همراه تاجهای طلا در حال ستایش هستند و همهٔ نامآوران نیز برای خود کمربندهایی از طلا به تن دارند.
هوش مصنوعی: وقتی کاووس این سخن را از او (دیو رامشگر) شنید، اندیشهای تازه و جدید در ذهنش شکل گرفت.
هوش مصنوعی: کاووس تصمیم گرفت که به مازندران لشکرکشی کند و دلش به جنگ و نبرد گشوده شد.
هوش مصنوعی: کاووس به دلاوران جنگ گفت که ما همهٔ نیرو و توان خود را معطوف به جشن و خوشگذرانی کردهایم.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تنبلی و بیعملی عادت کند، هرگز دلیر نخواهد شد و از آسایش و خوشیها سیر نخواهد گردید.
هوش مصنوعی: من از جمشید و ضحاک و کیقباد (پادشاهان اسطورهای ایران) در بخت، شایستگی و عدالت بالاتر هستم.
هوش مصنوعی: من باید از آنها (جم، ضحاک و کیقباد) در هنر بالاتر باشم، زیرا در جستجوی جهانی بهتر، باید سر تاجوری (یعنی پادشاهی) را به دوش بکشم.
هوش مصنوعی: وقتی این پیشنهاد به بزرگان رسید، هیچیک از آنها این نظر خوشایند و خوب را ندانستند.
هوش مصنوعی: همه از ترس و نگرانی به رنگ زرد درآمدند و کسی برای جنگ با دیوان، آرزویی نداشت.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست به او (کیکاووس) پاسخ درست و مناسبی بدهد، زیرا در دل همه، ترس و ناامیدی وجود داشت.
هوش مصنوعی: طوس، گودرز، کشواد، گیو، خراد، گرگین و رهام از جنگجویان و پهلوانان ایرانی هستند که در کنار کیکاووس قرار دارند و به او یاری میرسانند.
هوش مصنوعی: آنها با صدای بلند اعلام کردند که ما در مقام یک فرمانده یا سرپرست هستیم و هیچ زمین و جایی را بدون فرمان تو (کیکاووس) رها نخواهیم کرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، گروهی جمع شدند و به سخنان او گوش کردند و دلهاشان به سوی او (= کیکاووس) جذب شد.
هوش مصنوعی: آنها گرد هم آمدند و دربارهٔ سرنوشت خود صحبت کردند و میخواستند بدانند که چه بلایی بر سر بخت آنها آمده است.
هوش مصنوعی: اگر شاه (کیکاووس) این سخنان را که اکنون میگوید، در شرابخواری خود پنهان نکند،
هوش مصنوعی: از ما و ایران یک هلاگ (خطر) به وجود آمده است که دیگر بر این سرزمین و آب و خاک باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: جمشید به دستور کیکاووس، با قدرت و شکوه و همچنین حلقهای که نشاندهندهٔ مقام اوست، موجودات شریر مانند دیو، مرغ و پری را تحت فرمان خود قرار داد.
هوش مصنوعی: کیکاووس هرگز از یاد مازندران برنمیخاست و به جنگ با دلاوران دیوان نمیرفت.
هوش مصنوعی: فریدون، که هم دانشمند و هم جادوگر بود، نتوانست این موضوع را به درستی درک کند و راهنمایی برایش پیدا نشد.
هوش مصنوعی: اگر ممکن است این بدی را به خاطر مردی، ثروت و شهرت و هنر به دست بیاوری، اقدام کن.
هوش مصنوعی: منوچهر، پادشاه پیشین، با این کار خود به تو از پیش، در دلش بدی و پستنفسی نشان نداده است.
هوش مصنوعی: باید در این شرایط فکری برای مقابله با این مشکل کرد تا این پلیدی از سرزمین ایران دور شود.
هوش مصنوعی: طوس به همراه دیگر سران و فرماندهان جنگی گفت: ای دلاوران شجاع و جنگدیده، باید چه کنیم؟
هوش مصنوعی: اکنون تنها یک راه برای حل این مشکل داریم، بیایید تلاش کنیم و این کار سخت را به انجام برسانیم.
هوش مصنوعی: باید یکی از دلاوران شجاع را به نزد زال سام (پدر رستم) فرستاد تا پیام مهمی را به او برساند.
هوش مصنوعی: اگر اکنون در وضعیتی دشوار و گرفتار هستی، ناامید نشو، بلکه با هوشیاری و تیزهوشی فکر کن و خود را نشان بده.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که کاو، فردی خردمند، لب به سخن بگشاید و پندهایی را به دل پادشاه بزرگ بزند؟
هوش مصنوعی: او (کاووس) میگوید که نباید به یاد و نصیحت اهرمن (دیو) گوش داد و در دلش را به او باز کرد.
هوش مصنوعی: اگر زال (پسر سام) از این سخن منصرف شود، در غیر این صورت، آیندهٔ این کار (لشکرکشی) به پایان خواهد رسید.
هوش مصنوعی: گفتگوهایی از هر نوع و شکل ترتیب دادند و یک دیو زورمند (هیونی) به بیرون آمد و حمله کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به فردی است که به سرعت و با قدرت تا نیمروز به سمت زال، پسر سام، میتازد و در حال حرکت است. به نظر میرسد این فرد در حال انجام مأموریتی یا انتقال خبری مهم است.
هوش مصنوعی: پیامی از بزرگان به کیکاووس رسید که به او گفتند ای مشهور و معتبر که فرزند سام هستی.
هوش مصنوعی: کاری عجیب و شگفتانگیز پیش آمده است که نمیتوان به آسانی ابعاد و سختی آن را اندازهگیری کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو برای این کار کمر همّت نبندی، نه این بدن در اینجا باقی میماند و نه سرزمین و مکان.
هوش مصنوعی: فکری در دل شاه کیکاووس به وجود آمد و او را وسوسه کرد که آهرمن (نماد شر) او را از مسیر درست منحرف کند.
هوش مصنوعی: به خاطر زحمات و رنجهایی که نیاکانش (پدران و اجدادش) از دیرباز متحمل شدهاند، نمیخواهد که با دشمنان همداستان و همسخن شود.
هوش مصنوعی: او به خاطر منابع و ثروتهای بینقص و بیزحمت، به جستجوی چراگاهی در مازندران میافتد.
هوش مصنوعی: اگر هیچ کس از آمدن سردار (سپهبد) نگران نباشد، به زودی او به اینجا خواهد آمد.
هوش مصنوعی: رنج و زحمت تو بیهوده خواهد شد و به هدر میرود، چون که تو از ابتدا به کیکاووس (پادشاه) اهمیت ندادهای.
هوش مصنوعی: تو با رستم، پهلوان بزرگ و نیرومند که هنوز به جنگ نرفته سیر و سیر مطلق هستی، پیوندی برقرار کردی و او را به خاطر دلیریاش مانند شیر نیرومند دانستی.
هوش مصنوعی: اکنون همهی مشکلات و خطرات به سمت او آمده و فکر بدخواه او را دربر گرفته است.
هوش مصنوعی: وقتی کاووس داستانها را شنید، بسیار متأثر شد و بدنش لرزید مانند درختی که در باد میلرزد.
هوش مصنوعی: کاووس، پادشاه مستبد و خودخواه، میگفت که نه از جنگ و نبرد ترس دارد و نه به طور کلی از دنیا و تجارب آن آگاه است.
هوش مصنوعی: کسی در دنیا وجود ندارد که مانند کاووس در پیشگاهش بزرگتر از او باشد و زمان و روزگار تحت تأثیر او بگذرد.
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود کسی که از تیغ او، یعنی شمشیر او، به ترس و لرز بیفتد، بهطوری که همه بزرگزادگان و شخصیتهای بزرگ در جهان بخواهند از او بترسند.
هوش مصنوعی: نباید تعجب کرد اگر به من توجه نکند و از شنیدن نصیحتهایم خسته شود.
هوش مصنوعی: اگر این رنج را بر دلم آسان کنم، از فکر و اندیشهٔ شاه دلتنگیام بریده میشود.
هوش مصنوعی: خدای جهان، نه من را میپسندد و نه شاه و نه مردم ایران زمین.
هوش مصنوعی: اگر من هر نظر و پندی که به ذهنم میرسد را به او بگویم و او حرفهایم را بپذیرد، برایش مفید خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر کاووس تند و تیز شود، راه برای تهمتن (زال) باز خواهد بود و او نیز با سپاه خود به اینجا میآید.
هوش مصنوعی: در شب دیرهنگام، کیکاووس بسیار فکر و اندیشه میکرد تا اینکه خورشید از افق بالا آمد و تاج را نشان داد، به این معنا که صبح زود فرارسیده است.
هوش مصنوعی: کیکاووس آمادهٔ جنگ شد و به سمت شاه روانه گردید و برخی از بزرگان نیز با او به راه افتادند.
هوش مصنوعی: خبر به طوس، گودرز، گیو، رهام، گرگین و گردان نیو رسید.
هوش مصنوعی: دستان (قهرمان بزرگ) به نزدیک ایران رسید و پرچم شکوهمند او آشکار شد.
هوش مصنوعی: سران سپاه برای استقبال از کیکاووس آماده شدند و کلاه پهلوانی را بر سر او گذاشتند.
هوش مصنوعی: وقتی دستان سام (پسر سام) به تنگنا افتاد، همه سرداران سپاه به سرعت به او پیوستند و به کمکش آمدند.
هوش مصنوعی: به سراغ سرکشان (مردم سرکش و شورشی) رفتند و آنها را به احترام و ستایش کیکاووس (شاه) دعوت کردند و همگی به سوی او حرکت کردند.
هوش مصنوعی: طوس، ای مرد بزرگ و سرافراز، به تو میگویم که این همه زحمت و مشقتی که کشیدی، به خاطر چه بوده است؟
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگانی که در سرزمین ایران هستند، این مشقت و سختی را برگزیدی تا آرامش آنها را تأمین کنی.
هوش مصنوعی: همهٔ ما بهطور کامل خیرخواه و دوستدار تو هستیم و به خاطر بزرگی و شایستگی تو ستایشگر تو هستیم.
هوش مصنوعی: زال به نامآوران و شخصیتهای برجسته گفت که هر کسی که او را از سر ناامیدی رنجیده باشد، زمانش را تلف کرده است.
هوش مصنوعی: کیکاووس به یاد میآورد همه نصیحتهای نیک دیگران، و پس از آن، چرخ گردون (زمان یا سرنوشت) به او پاسخ میدهد و عذاب میدهد.
هوش مصنوعی: نمیتوانیم از او پند بگیریم، زیرا ما خود به این پند نیاز نداریم و بینیاز هستیم.
هوش مصنوعی: اگر سر آدمی از عقل و نصیحت منحرف شود، عاقبت، پشیمانی به سراغ او خواهد آمد.
هوش مصنوعی: آنها به کیکاووس گفتند که ما در کنار تو هستیم و نباید به نصیحت کسی توجه کنی.
هوش مصنوعی: همه بهطور یکپارچه و با احترام نزد شاه کیکاووس حاضر شدند و به کاخ معروف او رفتند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۷
گر او بفگند فر و نام پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
پسر کو ندارد نشان از پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.