گنجور

حاشیه‌ها

همایون در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۶:

غزل دریافت و فهم عارفانه
فهمیدن فیزیکی و علمی با شناخت اجزا و محاسبه زمان و مکان و طرح مدل و ساخت دستگاه صورت میگیرد، اگر چیزی را نتوان ساخت و اندازه گرفت و یا تعریف نمود نمی توان هم فهمید
در عرفان و شناخت عارفانه فهمیدن عبارت است از گذر از شگفتی و هوشیاری به سرگشتگی حیرانی و مستی، نه قرار اندازه گیری و دقت است و نه ساختن و تولید و سود کردن

یگانه در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

سلام خوانش بیت خیلی غلط داره لطفا صدا رو عوض کنید

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۵:

سلام و عرض احترام
صالح بزرگوار بنده نه در مقام جسارت توضیح یا تفسیر ابیات نخستین که فرمودید بلکه تنها در مقام بیانداشت ما فی الضمیر چند جمله ای سیاه کاری کرده تصحیح رو به فرهیختگان گرانقدر میسپارم که در مقام فرصت و رجوع به منبعی بسیار بهتر و فراتر می توان نگاشت :
در غم یار، یار بابستی
یا غمم را کنار بایستی
غمخوارگی در مصیبت و غم که خود سنخیت می طلبد در پیشینه ی شعر و نثر پارسی نمونه های خارج از شماری دارد هر یک شکل و شیوه ای :
جناب مولانا در یکی از معانی منظور نظر خویش در بیت
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
و
محرم این هوش جز بیهوش نیست
به نوعی دیگر به این همدردی لازمه ی ادراک اشاره فرموده است
در خوردن غم معشوق دلیل آن هرچه هست که بماند غم شناس غمخواری باید تا بتوان با او از حال و روز و روزگار خویش گفت که بیان رمز و راز ارتباط با یار جز بر یار گفتن حرام طریقتی است چون او ادراکی از این مقام نخواهد داشت
تو در کنار فراتی چه دانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
بیت فوق الذکر هم به عنوان شاهد مثال و هم به جهت به کار بردن لفظ " کناکنار" به معنای ساحل و کناره ی آب و پایاب قید شد
اگر چنین یار و غمخوار آگاهی یافت نشود که چونان که منم بر یار و معشوق من عاشق و از غم او مغموم و غمگین باشد پس این غم عظیم را کنار و کناره ای و پایانی باشد بهتر است ....یا یاری غمخوار یا ما از غم بی امان و ثقیل و سنگین یار برکنار شدت غم یار در خور توش و توان چون من تنهایی نیست یاریگری باید ....
معنای دیگری که به مراتب بدیع تر و بی بدیل تر و بی سابقه تر هست و به تفکر مولانا شبیه تر به شکل بسیار مختصر :
یار در درون غم و غمخوارگیش نهان است و این دلیل غم خوردن ماست وگرنه این غمخوارگی ارزشی نداشت
درون غم یاری که می خوری باید وصال یار مستتر باشد وگرنه صرف غم خوردن منش و روش پسندیده ی حضرت انسان نیست خصوصا در لسان حضرت سرخوشان و فرحناکان عالم مولانای شادان و پای کوبان :
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
در شکرینه ی یقین سرکه ی انکار نیست
ای غم از اینجا برو ورنه سرت شد گرو
زانکه شب تیره را تاب مه یار نیست
*خون غم بر ما حلال و خون ما بر غم حرام
هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
و از این دست ابیات با محوریت گریز از غم و استقبال غم با معانی بینهایت ژرف و عمیق در اشعار مولوی خصوصا غزلیات فراوان است ...
که من از تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم ....
و شاه بیت گره گشای :
عاشق یا طالب جور یار شو عاشق لطف یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت ...

ناصر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

دوستان عزیزگنجوردمتون گرم لبتون خندون دلتون شادشاد زندگیتون توام باآرامش عشقتون افزون
چقدراین روزهایی که ویروس کرونابرهمه جاسایه افکنده که بایدآن راهم باصبوری پذیرفت وباتوکل به معشوق پشت سرگذاشت وازاودرس گرفت به من کمک می کنیدتاازلحظه به لحظه درخانه ماندن نهایت استفاده راببرم
دوستان عزیزی که بدون هیچ چشمداشتی اینگونه خالصانه نظراتتون رادراختیاردیگران قرارمیدهیدعمرتان به شادی وعشق
برپیشانی تک تک شما عزیزان بوسه میزنم به امیدروزگاری که همه همدیگرراصمیمانه دوست بداریم بدورازهرگونه مرزبندی
مستدام باشید

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۶:

تا بدانسته ای ز دشمن، دوست

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۷:

1: قطره ای باز رو سوی دریا
2: تا در اخلاق او بپیوندی
سنخ کلماتی چون قطره با همزه و یا به پیوندی به صورت جدانویسی و امثالهم هرچند در کلیت اثر به همین نحو درج شده اما اگر اصلاح بشه به خوانش متن کمک شایانی میکنه خصوصا برای کمتر آشنایان با وزن شعری خصوصا غزل دیریاب مولانا با اوزانی بدیع و خارج از عرف معمول شعر پارسی

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۹:

بزرگوار ناباور عزیز محبت میفرمایید معنای ماحصل از تصحیح درستی که فرمودید رو هم محبت کنید ؟! برداشت شما از معنای ماحصل بیت چیست ؟!
این سو ار کار و خدمتی باشد
تا که خدمت نمایی و رامی

سامان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

با احترام به همهٔ اساتید ولی استاد افتخاری توی این تصنیف غوغا کرده،اجرای زنده استاد رو هم شنیدم شاهکار هستش

امین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱ - دیباچه:

جناب پیمان شجاعی،
اگرچه با موضوع این جستار فاصله دارد اما در مورد اثبات علمی موجودی هوشمندتر از انسان... در ابتدا اگر منظور شما از هوشمندی را شعور در نظر بگیریم، دلایل علمی و منطقی بسیاری در اثبات یک موجود با شعور در این نظام هستی وجود دارد که می‌توانید وقتی گذاشته مطالعه بفرمایید. بنده تنها برای نمونه عرض می‌کنم یکی از هشت دلیل عقلی مبنی بر وجود خداوند "نظم" است. در بیان برهان نظم در ابتدا و به صورت حسی درک می‌شود که جهان ما خود پدیده‌ای منظم است اگرچه شامل پدیده‌های منظم بسیاری است. سپس بر اساس بداهت عقلی، هر نظمی از ناظمی با شعور برخاسته است. به عبارت ساده‌تر، همان علم و عقلی که شما از آن سخن می‌گویید، به من می‌گوید که پذیرفتن نظم با ناظم علمی‌تر است از پذیرفتن نظم بدون ناظم با شعور. موفق باشید.

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

با سلام و عرض ادب
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
برداشت هایی قطعا نیازمند جرح و تعدیل و تورین غث و ثمین فرهیختگان مولوی پژوه :
این کلمه مکرر و کلیدی کجایید یقینا به معنای پرسش از مصادیق مقامات و خصوصیات یاد شده نباید و نمی تواند باشد بدین معنا که من می پرسم تا شما پاسخ دهید به عنوان مثال اینجاییم یا آنجاییم یا ورای جا و مکان و زمان در بیجایی ساکن و متمکنیم
کجایید می تواند به این معنا باشد که بگویید ما چگونه باشیم و چه کنیم تا به چونان شمایی ملحق و واصل شویم و چرا در این عصر و زمان نشانی از چونان شمایی نیست ( گفتند یافت می نشود جسته ایم ما ) هرچند بلاتشبیه و مادون قیاس احدی با ذوات مقدس ائمه ی طاهرین و برمبنای روایات از وجود اطهر این ذوات مقدس کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست ...
نسبت میان شهیدان و خدایی بودنشان رمزگانی است بر مراتب شهود و مظهریت اسم الشاهد خداوند در گستره ی درازدامن هستی های موازی و طولی همه ی اعصار و امصار
آنکه می طلبد شاهد و شهید تام خدایی شدن را بلاجوست و این خود بیکرانی از معرفت پارادوکسیکال عاشقان است از هر امری ....
ای از همه ی دشت ها پسند شما دشت کرب و صحرای بلا ..... بیندیشیم در ارتباطات آشکار و پنهان کلمات و عبارات .....
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوایی
ابزار آسمان پیمایی در عالم مدرک حسی چونان ما بی بصرانی بال و مظهر تام آن پرندگان و بال داران مانوس به پرواز نه به ظاهر پرندگان بی بهره از طیران در اوج آسمانند و ابزار پریدن مخاطبان این خطاب نه پر و بال که جان و روان از ثقل و سنگینی رسته است و روح رسم و راه معراج دانسته و پرنده تر بودنشان برتری است از سنخ جوهر نه عرض محتاج ابزار و ملتزم به حدود بلند پرواز تر بودن صرفا ظاهری که از جنس دیگری پرنده بودن است و این یکی از بکرترین زیبایی های زبانی صاحب این کلام آسمانی است که گاه در تکرار ترهای تفضیلی و گاه در تکرار اسم نوع و جنس ها ظهور و بروزی رمزگانی و نمادین می یابد که اصل اصل خورشید سمایی که اصل اصل اصل هر ضیایی که مثنوی اصول اصول اصول است و قس علی هذا
از قیاس و وهم و استدلال دور
نور نور نور نور نور نور

ناصر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

آقارضاساقی همانندهمیشه ازتوضیحات شمادوست گرامی بهره بردم شادوپاینده باشید.

ناصر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

دوستان فعال گنجوردراین وانفسای کرونا ازسفره پربرکتی که پهن کردیدبسیاربهره می برم ودعاگوی تک تک شما عزیزان هستم.بی نهایت ازلطف همه شمایاران نازنیین سپاسگزارم

ناصر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

آقای مدرس ازتوضیحات جنابعالی درموردتفاوت واعظ وزاهدبسیاربهره بردم .چه زبیاست که درجای جای این شفره پربرکت گنجورازنظرات شمابیشتربهره ببریم.
شادوسلامت باشید

همیرضا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

@Polestar:
خلق به فتح خ به معنی مردم صحیح است. برای اطلاعات بیشتر مراجعه بفرمایید به «شرح غزلیات سعدی» از استاد فرح نیازکار، نشر هرمس، چاپ اول سال 1390، صفحهٔ 437 شرح غزل 117.

همیرضا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

@احمد: «از آب» مطابق چاپ تصحیح فروغی است و از لحاظ وزنی با وصل الف «از» هیچ مشکلی ندارد. اولین نسخهٔ خطی که تصویر آن زیر شعر قرار دارد ( کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در 934 هجری قمری شیراز) هم «از» نوشته. «ز» هم با توجه به تفاوت نسخه‌ها می‌تواند صحیح بوده باشد با این حال متن مطابق چاپ فروغی است.

خس و خاشاک در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۳ - حکایت سلطان تَکِش و حفظ اسرار:

* درست تره

خس و خاشاک در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۳ - حکایت سلطان تَکِش و حفظ اسرار:

به نظرم در بیت سوم "بر دار" اگر بصورت "بردار" از مصدر برداشتن نوشته بشه با درست تره. با تیغ سرشون رو بردار.

Polestar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

بیت هفتم حدیث خُلق یعنی اخلاق
در فایل صوتی غلط خونده شده

بابک ۲۵۰ در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

به نظر من هم '' و" در مصراع اول بیت چهارم اضافی است.
زندگانی نتوان گفت حیاتی که مراست...

ساناز جهان پور در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴:

مصرع اول بین بد و است نباید فاصله باشد تا بوده است معنا بدهد

۱
۱۹۹۰
۱۹۹۱
۱۹۹۲
۱۹۹۳
۱۹۹۴
۵۷۲۵