محسن در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
دوستان دقت کنید فلسفه بیت گلاب و گل همان گلاب گیری است
در گلاب گیری گلهای در حال جوش بخار میکنند و بخاطر پارچه تراوایی که بر سر دیگ است عرق کرده و به درون قسمت خالی دیگ میعان میکند لذا کلاب پرده نشین بوده و گل در بازار خرید وفروش میشود و شاهد بازاری است.
محمد علی لطفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با سلام خدمت دوستان عزیز
بنده حدود 60سال دارم و متوجه نمیشوم بحث استفاده از لغات فرهنگهای دیگر در یک زبان دیگرچه مغوله ای است؟!.
آیا اگر بنده به به میخی بنویسم و به زبان هخامنشیان صحبت کنم،ایرانی اصیل میشوم؟
آیا لغات و کلمات و زبان و گویش حق ندارند که مشابه هر موجود زنده ای رشد و تکامل و پیشرفت و گسترش یابند.
آیا زبانها حق ندارند غنی سازی شده و کلمات فرهنگهایی دیگر را به زبانشان اضافه کنند؟؟
حلال در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۷:
اگر بعد از غلامی ویرگول باشد معنی درستتر می اید. مواوی میگوید شما غلام و وابسته به خاک نیستید بلکه ملک و سلطان هستید و به این منظور لذات معنوی که مانند خوبرویان در خلوت باشند برای تو مهیا است اگر از خاک دل برکنید.
سردار دکامی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.:
مصرع "جیب و گیسوی و شاقان و بتان باز کنید"، باید چنین نوشته شود: "جیب و گیسوی وشاقان و بتان باز کنید". مصرع "زین دو نان فلک ار خوانچه دو نان بینید"، به نظرم باید چنین نوشته شود: "زین دو نان فلک ار خوانچه دونان بینید". در این صورت، "دو نان فلک" یا "دو قرص نان فلک"، استعاره از "خورشید و ماه" است، و "دونان" در ادامه مصرع، جمع "دون" به معنای پست و فرومایه است.
آزادبخت در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
تک تک مصرع ها و بیتهای شعرهای سعدی خصوصا قصایدش کتابیست و انچنان اسان گفته که هر ابلهی ببند بگوید این که چیزی نیست ولی دانایان روزگار عاجز باشند مانندش بیاورند
ببنید بیت را
ما بین اسمان و زمین جای عیش نیست
یک دانه چون جهد ز میان دو اسیا
گویی میبینمش که بالای منبر نشسته است و مخاطبانش را می بیند که از همه گون مردمان است
انچنان استادانه میگوید که در دل روستایی مینشیند در دل عارف مینشیند در دل مسلمان و کافر مینشیند ادم درک نمیکند این رسایی از کجا امد و نادان گمان میکند چیزی نگفته اما ببنیم که نمیگوید روی زمین جای عیش نیست میگوید ما بین زمین و اسمان
وقتی کسی میگوید فلان جا جای عیش نیست یعنی جای امنبطلبید اما نه روی خاک و نه روی
و نمیگوید روی زمین بلکه می گوید مابین اسمان و زمین - این اصلاح تا کنون برای جای خطر میگویند میان زمین اسمون -
یک دانه چون جهد ز میان دو اسیا
جانم به این خدای سخن
آزادبخت در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
دوستی که گفت سعدی شافعی است با اینکه ان زمان بیشینه اهل فارس شافعی بودند و دایی و پدر بزرگ مادری ش شافعی بودند گمان نمی کنم سعدی شافعی بوده باشد چرا که من در تاریخ 17 شخص از شیراز از علمای حنبلی دیدم که همگی در عصر سعدی بودند و از یاد نبریم که میگوید همه قبیله من عالمان دین بودند و از انجا که سعدی گفته بود در جامع بعلبک سخنرانی میکردم و بعلبک از شهرهای شیعی است گمان میکردم با وجود بسیاری مدایح علوی شیعه بودم که در جامعه بعلبک هم سخنرانی میکرده انگاه تحقیق کردم دیدمدر بعلبک ان زمان خنبلی هم بوده و اینکه امروزه شافعی نزدیک تر به شیعه دانسته میشود و حنبلی دورترین این نسبت به هر زمان فرق میکند یک زمان حنفی ها به شیعه نزدیک تر بودند تا شافعی و پیش از ابن تیمیه
در زمان سعدی در بیش از دو قرن عجیب علمای حنفی به تشیع نزدیک میشوند تا جایی ککه یکی از علمای بزرگ حنبلی در ذم ابوبکر حدیث میگفت و میخواند
حنبلی رافضی اشعری
هذه احدی عبری
و سبط ابن جوزی در جامع دمشق ذکر مصیبت میگفت و گریه میکرد و خود ابن جو.زی بزرگ یزید را لعن میگفت و کتاب نوشت در این باره - و همان زمان شافعی ها از تشیع دور بودند و حتی با مذاهب سنی هم مشکل داشتند نمونه اش نظام الملک -
اما اینکه در نظامیه بوده و نظامیه خاص شافعیان بوده درست است اما میدانیم که با همه سختگیری نظام الملک و اداره مدارس نظامیه داشتند بسیاری توانستند با تظاهر به شافعی بودن وارد نظامیه بشوند و حتی پایه استادی داشته باشند
وانگهیبه قول استاد بزرگمان سعدی گفته مرا در نظامیه ادرار بود در نظامیه ادرار داشته ههههه
اما سعدی مفتی ملت اصحاب نظر است عاشق محمد و ال محمد است مسلمان است و اهل سنت خانواده او هستند و با جهانیان برادر است
سعدی تنها شاعریست که مخاطبانش را جان برادر خطاب کرده و البته غزلیات اتشینش عشق را باید در غزل سعدی دید و چشید عشق خالص بی غش عرفان و مصلحت
مرا شکیب نمی باشد ای مسلمانان
ز روی خوب لکم دینکم و لی دینی
ارمغان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:
غزل ؛ ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
منسوب به مولانا است
احساس می کنم این غزل از خود شمس باشد .
آزادبخت در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
پیغمبر، آفتاب منیر است در جهان
الش ستارگان بزرگند و مقتدا
-
ببنیم که سعدی در این قصیده در هر بیت برای بیت بعدی دری باز میکند پس از علی گاه مدح ال رسول و شهیدان کربلا و بنی فاطمه است وکلمه الش به نزدیک ترین بیتهای این بیت جور میاید و نیازی به بازگشت به بیتهای بسیار بالا تر نیست
پاینده ایران در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۲ - گفتار اندر گردش روزگار:
درود بر شما؛
تو با خلق نیکی کن ای نیکبخت
در یکی از نسخ معتبر کلمه نیکی بجای سهلی آمده بود.
بابک در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:
به نقل از منوچهر جمالی: این از خدا یا حقیقت ، گریختن ، و از او پنهان شدن ، ولی از او، باز یافته شدن ، « بازی همیشگی جفت انسان و خدا » هست ، چون انسان ، ماهئی هست که سرقلاب در کامش افتاده هست، و هرچند او به تک دریا میشتابد تا از صیادش ، بگریزد ، ولی شکارچی با همین رشته پیوند ناپذیر ، جفتش را مییابد .
زهرا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۵:
بله این شعر نشانه ای از مردسالاری نداره ولی اینا چی؟
فضل مردان بر زنای حالی پرست
زآن بُوَد که مرد پایان بینتر است
**
عقل را شودان و زن را حرص و طمع
این دو ظلمانی و منکر، عقل شمع
**
خواب زن کمتر ز خواب مرد دان
از پی نقصان عقل و ضعف جان
**
وصف حیوانی بُوَد بر زن فزون
زآنکه سوی رنگ و بو دارد رکون
در این ابیات زن اساسا ضعیف، ناقص العقل، حریص،حیوان و کم تر از مرد شمرده شده اصلا از مولانا چنین انتظاری نداشتم.
زن با همچین اوصافی باید بره بمیره که ):
هر کس دیگه بود اصلا تحت تاثیر قرار نمیگرفتم ولی چرا مولانا؟؟!
پژمان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
@نگار: خانم نگار عزیز، بیتهای این چنین که در اشعار بسیاری از شاعران دیده می شود، شایسته است که در بازه زمانی خودش قضاوت شود. نقد به نگاه جنسیتی در پنجاه سال اخیر است که پا گرفته و همچنین نگاهی که به زنان در جوامع مختلف هست، در صد سال اخیر رشد کرده و بالنده شده. نمی توان به سعدی یا مولانا خرده گرفت که نگاه های جنسیتی داشته اند چون با توجه به شرایط جامعه زمان خودشان و برای ارتباط بیشتر با مخاطب از تمثیلهایی استفاده می کردند که بتوانند با مخاطب آن روز ارتباز برقرار کنند.
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۵:
با درود و سلام
شماره این غزل
کتاب: کلیات دیوان شمس تبریزی
اثر : مولانا جلال الدین محمد بیخی مولوی
مقدمه: داکتر جواد سلماسی زاده
تصحیح و غلط گیری: کاظم کاظم زاده ایرانشهر - عباس ایمانی
نوبت چاپ: دوم - 1378
چاپ: اقبال
2056 نوشته شده. و در گنجور 2055./ این اشتباه شماست یا چاپ اقبال؟
محمدعلی آتش سودا در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۲:
در بیت سوم جت را به جست اصلاح کنید:
میخواره جست از پل...
علی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۷:
در خانه ی نقشینی دیدم صنم چینی
در دفتر ششم داستان آخر رموز خانه ی نقشین صنم چینی را توضیح داده
علی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:
بیت اول
تا کی کنم از طرّه طرّار تو فریاد
تا کی کشم از غمزه غمّاز تو بیداد
این شعر را استاد بیژن کامکار در آلبوم "دف و نی" خوانده اند
بدون اسم در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
سلام
در این قشمت پیش من جز سخی غلطه پیش من جز شخن سخی در این شعر معنی نداره
فردوس در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۴ - الوحدة خیر من جلیس السوء، والجلیس الصالح خیر من الوحده:
چرا در اصلاح نوشته های اشتباه اهتمام نمی ورزید؟
پژمان گراوند در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن:
منظور از بیت بصورت عامیانه اینه که دادن تیغ برنده رو دست زنگی(سیاه پوست) مست بدی که خودش خیلی خطرناکه اما خطرش کمتر از اینه که آدم نا اهل علمی رو به دست بیاره که میتونه خرابی به بار بیاره
محمد علی لطفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰: