محمود از نهاوند در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
با سلام خدمت همه
اخوی عزیزم سیاوش مرتضوی اتفاقا این شعر رو حافظ دقیقا بعداز فرموده عارف بزرگ شاه نعمت اله ولی سروده.اما همانطور که دوست خوبمون نیکومنش فرمودند در تایید گفته این بزرگوار بوده.البته یادمه در کتب درسی دبیرستان گفته شده بود به کنایه برای شاه ولی سرده که چنین نیست.رجوع کنید به نوشته های دکتر زرین کوب.در تاریخ امده وقتی شاه ولی به شیراز میره حاعظ به استقبالش رفته و اظهار ارادت میکنه.شاهد بیت دیگری از دیوان خواجه هست که میفرماید (غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گدا صفتی کیمیاگری داند)اما در تعجب از دوستی که گفته حافظ عارف نبود.در جواب شما فکر میکنم یا نمیدونید عارف چیه یا نمیدونید حافظ کیه.ایشان حتی تخلصش هم از برکت قرآن گرفته.حالا خوبه نگفتید مسلمان نبود.
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۱:
مصرع اول بیت 3:
وعده های خوشم همی دادی
"ی" جا افتاده.
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۰:
مصرع اول بیت دوم:
نوشتید:
پیر بودم به وصال رخ خویش همه روز
به گمانم درست:
پیر بودم به وصال رخ خوبش همه روز
باشد.
نیما در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه:
بشنوید بخشی از این شعر را با اجرای علی اصغر شاهزیدی و همراهی عالی جنابان شهناز و کسایی
پیوند به وبگاه بیرونی/
شاهین در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
به نظر من خیام این شعر را در حسرت فقدان عزیز از دست رفته ای سروده
Mahsati M در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
با سلام و احترام،
از بزرگوارانی که درباره ی اشعار توضیح میدن خیلی زیاد ممنونم.
فقط اگه امکانش هست یکم توضیحاتو ساده تر بفرمایید که افراد مبتدی از جمله بنده بیستر از نقطه نظراتتون بهره ببرن.
خیلی ممنون :)))
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۰:
سلام درسته که مصراع های اول هردو ناقص اند. اما مصراع های دوم مشکل وزن ندارن از نظر من کمی تلاش کنید میتونید نحوه درست خوندنشون رو پیدا کنید.
مصرع اول هم به نظرم باید:
وه که چه ازار بود جان من از مهر تو
باشه.
در مورد مصرع سوم هم اطلاعی ندارم.
همایون سلیمانی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
جناب آقای امیر موثقی
درود بی کران بر شما، بسیار سپاسگزارم از وقتی که برای پاسخ دادن به بنده گذاشتید.
پاینده و برقرار باشید
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۷ - کاه و کهربا:
کهربا، کاه رو به خودش جذب میکنه (به خاطر بار های الکتریکی) اینجا سعدی معشوق رو به کهربا تشبیه کرده و خودش رو به کاه و میگه اینقدر به من نگید که به سمت معشوق نرو چون من مثل کاه اراده ای از خودم ندارم، برید به به یار بگید که منو جذب نکنه به خودش
محمد علی آدم پیرا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶ - ویلن تاجبخش:
ز آرشه و ویلن چوب و تخته در کار است/// مگر که خانه ایمان من کنند حراج
سپه راد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان:
سلام
مصراع آخر (در شهر و دیار ما) حرف آخر دیار کسره داره یا ساکن؟
جمشید پیمان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
اگر شراب خوری،جرعه ای فشان بر خاک!
از آن گناه که نفعی رسد به غیر،چه باک! (حافظ)
جمشید پیمان، 19 ـ 11 ـ 2020
آیا می شود مشخص کرد که روی سخن حافظ در این بیت با کیست؟ مخاطبش خاص است یا عام؟ اگر خاص است، چه کسی می تواند باشد؟
به نظر من و با توجه به اشاره های پیدا و پنهان، مخاطب حافظ در این غزل و غزل پس از آن؛
هزار دشمنم ار می کنند قصدِ هلاک
کَرَم تو دوستی ، از دشمنان ندارم باک،
شاه شجاع است. معتقدم حافظ این دو غزل را یکجا به صورت پیام برای شاه شجاع فرستاده و کوشیده است کدورت میان او و خودش را با این ابراز اردات و وفاداری بر طرف کند و به همپیاله ی روز های آشتی اش بگوید؛ بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایت
( سعدی)
جستن مخاطب حافظ را وا نهیم و برویم در پی معنی بیت:
در اینجا بر مبنای نوع خوانش ، معنی های گوناگونی از شعرمی یابیم:
"اگر شراب خوری" ، به این معنی که اگر قصد نوشیدن شراب داری، یا هر وقت شراب می نوشی،یا اینکه بحث اصلا بر سر خوردن شراب نیست، اشاره اش به کیفیت خورنده ی شراب است: اگر اهل شرابخواری هستی، خبره ای و با آداب و رسوم آن آشنایی!
با توجه به باورم به اینکه مخاطب حافظ شاه شجاع مظفری است، او در این کوتاه سخن، همه ی این صورت ها را یکجا در نظر داشته است: زیرا شاه شجاع هم شرابخوار قهّاری بوده، هم اغلب شراب می خورده و هم وقتی حافظ به او می رسیده ، هوس شعر و شراب و موسیقی می کرده است: پس به شیوه ی تجاهل العارف به او می گوید :
ای شراب خوار آداب دان، اگر قصد شراب خوردن کرده ای، یکی از آداب آن را به یادت می آورم: جرعه ای از شرابت را هم بر خاک بیفشان!
چرا جرعه برخاک افشاندن در اینجا اهمیت می یابد؟
آیا حافظ به مخاطب شراب خواره ی آداب دانش یاد می دهد که ای عزیز بزرگوار فراموش نکن یک جرعه هم بر خاک بریز زیرا که از روزگاران کهن در سرزمین های گوناگون به عللی آب ، خون قربانی و یا شراب بر جایگاه مقدس و... می پاشیده اند و گونه ای از آیین پرستش بوده است؟
حال اگر مخاطب بگوید : من چرا باید این کار بیهوده را بکنم؟ حافظ چه پاسخی به او می دهد؟ بطور منطقی حافظ در پاسخ به این پرسش مخاطبش، او را سراغ مصراع دوم می فرستد و می گوید:
" از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک"!
من خواننده( شاید هم مخاطب خاص حافظ) می پرسد ؛ کدام گناه؟
به احتمال زیاد حافظ در اینجا به این آیه توجه داشته: " یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا"( از تو درباره ی باده و میسر «قمار» می پرسند! بگو در آنها گناهِ بسیار بزرگ و سودهایی برای مردم است، امّا گناه آنها بزرگ تر از سود آنها است)! « آیه 218 از سوره بقره ــ قرآن»
امّا آیا حافظ به رغم دستور خدا،ترغیب به ارتکابِ گناهِ شرابخواری می کند ، آنهم به طمع سودی که ممکن است در آن باشد؟ آنهم سودی که بهره ی شرابخوار و قمارباز می شود.
اگر بپذیریم چنین قصدی داشته است ، بی درنگ این سوال پیش می آید که پاشیدن جرعه ای شراب بر خاک چه سودی به مخاطب حافظ می رساند؟
برای اینکه معنایی باورپذیر بیابم ناگزیر باید برای خودم روشن کنم منظور حافظ از " خاک " در اینجا چیست؟ و هنگامی که می گوید " از آن گناه که..." به چه گناهی اشاره دارد؟
غرق در این فکر و خیال ها بودم که دو بیت دیگر از دو غزل دیگر حافظ به یادم آمد ؛
یکی این بیت:
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست "خاک"ی که به آبی نخرد طوفان را
و دیگری این بیت:
آنان که "خاک" را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشه ی چشمی به " ما" کنند؟
در بیت نخست مقصود حافظ از " خاک"، انسانی است به اسم نوح! و در مصرع دوم از بیت بعدی منظورش از " ما"،خودش است که همردیف و همارز " خاک" در مصراع نخست کرده است!
باز می گردم به مصراع مورد نظرمان:
با توجه به تعبیر حافظ از "حاک" در این دو بیت به دو انسان( نوح و خودش)، نتیجه می گیرم که در اینجا هم وقتی به مخاطبش می گوید ؛" اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر "خاک"، اشاره به خودش دارد. حافظ به شیوه و روش رندانه ی خودش به مخاطبش می گوید بساط باده نوشی بگستراند و او را هم که خاک درگاهش است بی نصیب نگذارد!
کسی چه می داند، شاید سال های دراز پس از مرگ حافظ وقتی عبد الرحمان جامی این بیت را می سرود ؛
برخیز ساقیا به کرم جرعهای بریز
بر عاشقان غمزده زآن جام غمزدا ، از همین بیت حافظ تاثیر گرفته بوده!
امّا هنوز " آن گناه" مشخص نشده است:
به نظر من حافظِ رند و قلندرِ و لا ابالی، بیمی از باده نوشی ندارد و کیفرش را هم به مِهر و کَرَم پروردگارش واگذاشته است.اما در اینجا " آن گناه" ایهام معنایی دارد: شاید به مخاطبش می گوید ؛ تو که گناه باده نوشی به گردنت است دست کم بگذار از آن به من هم سودی برسد! و یا شاید هم حافظ نه باده خواری ،که تبذیر در افشاند ن جرعه ای از باده برخاک را گناه دانسته و به مخاطبش گفته است هرچند شراب به من دادن( جرعه بر خاک افشاندن) نوعی تبذیر و است و گناه، اما چون نفعی از این کار به من می رسانی ، از این ریخت و پاش دست نکش! او همین مفهوم را درچند بیت بعد با زبانی دیگر و تاکید بر ناپسند بودن امساک( در مقابل تبذیر)، یادآور می شود:
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه، کفرِ طریقت است امساک
به هر روی، یک بار دیگر: چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را !
یسنا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۹:
تعداد غزلیات ثبت شده برای مولانا در سایت گنجور 3230 تاست و در نسخ معتبری از جمله تصحیح بدیع الزمان فروزانفر 3366 غزل هست. یعنی 136 تا اختلاف. این شعری که دوستی در حاشیه ثبت کرده بود هم در نسخه آقای فروزانفر موجود هست و در ضمن منافاتی با عقاید مولانا ندارد و بهتر است دوستان ادیب ما تفاوت نسخ رو در نظر بگیرند
امید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
بسیار بسیار شعر احساسی و زیباست مخصوصا اگر با صدای خود استاد شهریار گوش کنید. من که ترک زبان نیستم هر موقع این شعر و گوش میدم بغض میکنم
احمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره بر افروخته بود
زلفهای معشوق باعث شده که ما راهزن دین و ایمانمان باشیم. و (همانطور که می دانیم در قدیم راهزنان در تاریکی شب دزدی می کردند) و بعد شاعر می گوید این معشوق سنگ دل با صورتی چون مشعل فروزان ، صورت ما دزدان را نمایان ساخت .
ما عاشقان معشوق به خاطر عشقمون، پا رو دینمون گذاشتیم اما معشوق ما رو رسوا کرد. و به همه، عاشق را نشان داد.
احمدی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
در بیت سوم فکر کنم پا نخواهم کشید درست باشد
غضنفر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
قافیه های تکراری زیاد داره
غضنفر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
قافیه های تکراری زیاد داره
شهریار شیردل در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
خواهشا اشعار زیبا و شفاف حافظ را نپیچانید ، حافظ در سراسر دیوانش از دورویی و سالوس و پیچاندن می نالیده است ، و گمانه زنی هم نکنید ، خیلی ساده فرموده: ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه
یا جایی دیگر : روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز دل چو آئینه در زنگ ظلام اندازد
اگر باده اونی است که شما می فرمائید چرا خوردن روزش بده ، اگر به قول شما عرفانی است که چرا در خوردن روز منع کرده ، این شعر واضح نشون میده که مفهوم می در اشعار حافظ می ناب انگور زمینی است.
هرچند ما در جوی الان تنفس میکنیم که نان در پیچاندن است ولی خواهشا اشعار حافظ را طبق اندیشه و تفکر راست وشفاف حافظ ساده و راحت معنی کنید لطفا با روح و روان حافظ بازی نکنید
ممنون - ارادتمند همه بزرگواران : شهریار شیردل
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۶: