خان ننه
خان ننه ، هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم !
دا سنین تایین تاپیلماز
سن اؤلن گون ، عمه گلدی
منی گه تدی آیری کنده
من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟
باشیمی قاتیب اوشاقلار
نئچه گون من اوردا قالدیم
قاییدیب گلنده ، باخدیم
یئریوی ییغیشدیریبلار
نه اؤزون ، و نه یئرین وار
« هانی خان ننه م ؟ » سوروشدوم
دئدیلر کی : خان ننه نی
آپاریبلا کربلایه
کی شفاسین اوردان آلسین
سفری اوزون سفردیر
بیرایکی ایل چکر گلینجه
نئجه آغلارام یانیخلی
نئچه گون ائله چیغیردیم
کی سه سیم ، سینم توتولدو
او ، من اولماسام یانیندا
اؤزی هئچ یئره گئده نمه ز
بو سفر نولوبدو ، من سیز
اؤزو تک قویوب گئدیبدیر ؟
هامیدان آجیق ائده ر کن
هامییا آجیقلی باخدیم
سونرا باشلادیم کی : منده
گئدیره م اونون دالینجا
دئدیلر : سنین کی تئزدیر
امامین مزاری اوسته
اوشاغی آپارماق اولماز
سن اوخی ، قرآنی تئز چیخ
سن اونی چیخینجا بلکی
گله خان ننه سفردن
ته له سیک روانلاماقدا
اوخویوب قرآنی چیخدیم
کی یازیم سنه : گل ایندی
داها چیخمیشام قرآنی
منه سوقت آل گلنده
آما هر کاغاذ یازاندا
آقامین گؤزو دولاردی
سنده کی گلیب چیخمادین
نئچه ایل بو اینتظارلا
گونی ، هفته نی سایاردیم
تا یاواش – یاواش گؤز آچدیم
آنلادیم کی ، سن اؤلوبسن !
بیله بیلمییه هنوزدا
اوره گیمده بیر ایتیک وار
گؤزوم آختارار همیشه
نه یاماندی بو ایتیکلر
خان ننه جانیم ، نولیدی
سنی بیرده من تاپایدیم
او آیاقلار اوسته ، بیرده
دؤشه نیب بیر آغلایایدیم
کی داها گئده نمییه یدین
گئجه لر یاتاندا ، سن ده
منی قوینونا آلاردین
نئجه باغریوا باساردین
قولون اوسته گاه سالاردین
آجی دونیانی آتارکن
ایکیمیز شیرین یاتاردیق
یوخودا ( لولی ) آتارکن
سنی من بلشدیره ردیم
گئجه لی ، سو قیزدیراردین
اؤزووی تمیزلیه ردین
گئنه ده منی اؤپه ردین
هئچ منه آجیقلامازدین
ساواشان منه کیم اولسون
سن منه هاوار دوراردین
منی ، سن آنام دؤیه نده
قاپیب آرادان چیخاردین
ائله ایستیلیک او ایسته ک
داها کیمسه ده اولورمو ؟
اوره گیم دئییر کی : یوخ – یوخ
او ده رین صفالی ایسته ک
منیم او عزیزلیغیم تک
سنیله گئدیب ، توکندی
خان ننه اؤزون دئییردین
کی : سنه بهشت ده ، الله
وئره جه ک نه ایستیور سن
بو سؤزون یادیندا قالسین
منه قولینی وئریبسه ن
ائله بیر گونوم اولورسا
بیلیرسن نه ایستیه رم من ؟
سؤزیمه درست قولاق وئر :
سن ایله ن اوشاخلیق عهدین
خان ننه آمان ، نولیدی
بیر اوشاخلیغی تاپایدیم
بیرده من سنه چاتایدیم
سنیلن قوجاقلاشایدیم
سنیلن بیر آغلاشایدیم
یئنیدن اوشاق اولورکن
قوجاغیندا بیر یاتایدیم
ائله بیر بهشت اولورس
داها من اؤز الله هیمدان
باشقا بیر شئی ایسته مزدیم
۱۳۵۵
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به احساسات و خاطرات شاعر از خان ننه و رابطهاش با او میپردازد. شاعر از لحظات عاطفی و دردناک خود میگوید که چطور خان ننهاش را از دست داده و در این فرایند، به یادآوری لحظات خوش کودکی و عشق و محبت او پرداخته است. او با یادآوری تکیهگاههای عاطفی و دلتنگی برای خان ننه، به حسرت و اندوهی که پس از مرگ او بر دلش نشسته، اشاره میکند. در کل، این اثر به مسأله عشق، فقدان و پیوندهای روحی میان نسلها میپردازد.
خان ننه، دور سرت بگردم! کجا ماندی؟
چه [راحت] تو را از دست دادم. دیگر شبیه تو پیدا نخواهد شد.
روزی که تو مردی، عمه آمد و من را به روستای دیگری برد.
من بچه بودم، چه می دانستم. سرم مشغول بچه ها بود.
چند روزی آنجا ماندم. وقتی برگشتم دیدم:
رخت خوابت را جمع کرده اند. نه خودت هستی و نه رختخوابت.
پرسیدم خان ننه ام کجاست؟! گفتند خان ننه را
به کربلا برده اند که آنجا شفا بگیرد.
سفر دور و درازی دارد، تا بیاید یکی دو سال طول می کشد.
چه سوزناک گریه می کردم، چند روز ناله و فریاد می کردم
به قدری که صدا و سینه ام گرفت. اگر من کنار او نباشم،
خودش هیچ جایی نمی رود. چه شده که این بار بدون من
خودش پاشده و رفته؟ وقتی با همه قهر کرده بودم،
به همه چشم غره رفتم و گفتم که: من هم
می روم به دنبالش! گفتند برای تو زود است
بچه ها را که به زیارت قبر امام نمی توان برد
تو زود قرآن را بخوان و تمام کن تا شاید تا وقتی آن را تمام کنی
خان ننه ات از سفر بیاید
با عجله در روان خواندن، قرآن را خواندم و تمام کردم
که برایت بنویسم دیگر بیا که قرآن را تمام کرده ام!
برایم وقتی می آیی سوغاتی بگیر! ولی هر بار نامه ای برایت می نوشتم،
چشم های پدرم پر از اشک می شد. تو هم که نیامدی
چند سال در انتظارت روز و هفته می شمردم
تا یواش یواش پی بردم که: تو مرده ای !
چه بخواهم و چه نخواهم، هنوز هم در قلبم گمشده ای هست
چشمم همیشه به دنبال اوست، چه بد است گمشده داشتن
خان ننه جانم! چه می شد اگر تو را دوباره پیدا می کردم!
یک بار دیگر روی پاهایت یک دل سیر گریه می کردم
که دیگر از پیشم نروی. شب ها وقتی می خوابیدیم هم
مرا در آغوش می کشیدی، چه با محبت مرا به سینه می فشردی
گاه روی دستانت می خواباندی، در حالی که روزگار تلخ را فراموش کرده بودیم
به خواب شیرین فرو می رفتیم
هوش مصنوعی: من در شب به بلندی رفتم، تو مانند آتش در دل من هستی.
خودت را تمیز می کردی و بار دیگر مرا می بوسیدی
هیچ وقت از من عصبانی نمی شدی. هرکسی با من دعوا می کرد،
تو هوادار من می ماندی. تو وقتی مادرم من را می زد،
من را از وسط دعوا می کشیدی بیرون و با خود می بردی. چنین عشق گرمی،
آیا دیگر پیدا می شود؟ دلم می گوید نه! نه!
آن عشق عمیق و باصفا، آن یگانه معشوق من،
با تو رفت و تمام شد. خان ننه خودت می گفتی
که در بهشت خداوند هرچه بخواهی به تو می دهد
این سخنت یادت بماند، به من قولش را داده ای
اگر فقط یک روز از زندگی ام مانده باشد، می دانی من چه می خواهم؟
درست حرفم را گوش کن: زمان کودکی ام با تو!
خان ننه چه می شد اگر بار دیگر کودکی ام را باز می یافتم!
بار دیگر به تو می رسیدم و تو را در آغوش می کشیدم
با تو گریه می کردم در این کودکی دوباره
بار دیگر در آغوشت می آرمیدم، گویی که بهشت است
دیگر بجز این از خدایم چیزی نمی خواستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۶۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.