گنجور

حاشیه‌ها

عماد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

مصرع اول بیت دوم: حلقه در گوش کرد خلق عالم را
مصرع اول بیت ششم: تو به جان و دلت جفاکوشی

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

وقتی زیبایی تو در جانم نشست و زیبایی و ملاحت(پسندیدن زیبایی معشوق) یکی شدند، جهانگیر شدی.آری با یگانگی عشق می توان جهان را تسخیر کرد(با عشق به رتبه ای بالاتر رسید)
افشای راز خلوتیان(خانلری: خلوت ما) خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
شمع می خواست راز خلوت ما را(و تسخیر جهان)فاش کند، شکر که این راز زبانش را بند آورد.
3- خورشید تنها یک شعله از آتش نهفته عشق است که در سینه من چون راز نگه داری می شود.
4- گل هم می خواست از زیبایی معشوق دم زند، اما از غیرت باد صبا(پیک عشق) نفسش بند آمد.
5- آسوده از عشق چون پرگار می گردیدم، وانگهی سرنوشت مرا چون نقطه در میانه راز عشق نشاند
6-آن لحظه شوق شراب خرمن داشته هایم را سوزاند، که آتشی از گونه(سرخ بودن گونه) ساقی بر جام افتاد.
7- اراده کرده ام از این فتنه های آخرالزمانی،سرشار از حال خوش به کوی مغان( برای دریافت شراب) روم.
8- ازین شراب سرمست باش، زیرا هر که سرانجام جهان را نگریسته، از غم رها شده و پیمانه سنگین شراب گرفته است.
9-بر لطافت گل با خون شقایق رقم زدند( آگاهان از راز هستی)، که هر که کامل شد شراب ارغوانی شادی آفرین به دست گرفت.( دانست که راز هستی دست یافتنی نیست)
خانلری: فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد
صوفی به جام می زد و از غم کران گرفت
اما ارزش لحظه و وقت خوش را ببین که صوفی حقیقت بین، با شراب حال خوش از غم فتنه ها کرانه گرفت.
10- ای حافظ وقتی این لطافت(موهبتی) از شعرت می چکد، بدخواه کی می تواند از آن ایراد بگیرد؟!
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

فلانی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

عجب دنیای عجیبی است!
عده‌ای را می‌بینیم که به نام احترام به عقاید بر خرافات و کفریاتشان اصرار می‌ورزند ولی مقابل حقانیت نه‌تنها آن ادعای احترام یادشان می‌رود، که از هیچ بی حرمتی و بی ادبی دریغ نمی‌کنند!
نیست چون چشم مرا تاب دمی خیره شدن
طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟
فقط در این فکرم آیا بعضی می‌خواند خود حافظ لسان الغیب را هم محکوم به جعلیات سرایی کنند؟ چراکه حافظ نیز مانند بسیاری شاعران بزرگ دیگر تضمین هایی داشته است.
راستی آن رند که می‌گویید، جای دیگری هم چنین گفته:
ندیدم خوشتر از شعر تو، حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری!

شیخ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۶:

گویی بیت نخستین این شعر زیبا را جابجا قرار داده اید.

فلانی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳:

امان از این صفحه کلید های خودکار! چقدر کلمات را سرخود عوض میکنند.
معذور دارید.

فلانی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳:

برخی طوری همگام مواجهه با سوق المهدی فیض کاشانی جبهه میگیرند که آدمی شگفت زده میشود!
اینکه شاعران از آثار هم الگو بگیرند یا پیرو سبک هم باشند و با حتی تضمین های فراوان بکار ببرند چیز غیر طبیعی ای نیست. همانطور که خود حافظ نیز بسیار تصمین دارد. البته جدای از اینها گویی کسانی که اینها را جعلیات و نشانه عجز میدانند دیوان اشعار فیض کاشانی را نخوانده اند؛ حقا که فیض شاعری بزرگ است.
اتفاقاً یکی از جلوه های اعجاب انگیز که دیوان سوق المهدی را ویژه و بخصوص میکند همین تقلید عجیب فیض از حافظ است. نمیدانیم برخی اشعار گویی صرفا تقلیدند، برخی گویا تفسیر اشعار حافظ اند و برخی گویا ادامه دهنده و تکمیل کننده و... امیدوارم این همه بی مهری که یه این شاعر گرانقدر میکنند از سر تعصب و ستیز با مذهب او نباشد.

صدرا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۹:

شعر فوق العاده زیبایی که کمتر مورد توجه بوده
به‌که چون شمع به سر قطع‌کنی راه ادب
تا ز سعی قدمت سایه نگردد پامال
در یک کلام
فوق العاده است

محمد امین قلمی ،،، الف. آرمان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:

تو قلم بر حکم داور میبری
این مصرع را به جرات میتوان شاهکار این شعر قلمداد نمود
زیرا بر آنچه میکوبد که قرنهاست بنام و بجای خدا نسخه نوشته و حد روا نموده اند
و مصداق این مصرع، مصرع بعد در بیت بعد است که میگوید
گر یکی باید زدن، صد میزنی
و این مصرع مکمل آن مصرع آمده در ابتدای سخن است
زیرکی پروین در به جالش کشیدن اینگونه اندیشه های ایدئولوژیک ستودنیست، آنچنان که دیگر شاعران، بنا به جبر زمان چنان کرده و چنین نیز می کنند

پیمان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:

برای من، مصرع (نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم) به کمال زیبایی حالت تصور کردن شمایل محبوب در ذهن عاشق را تداعی می‌کند:‌ تصویر روی آب بسیار ناپایدار است، ولی برای لحظه‌ای قابل مشاهده. همینطور ذهن مشوش با تلاش میتواند تصویر یار رو فقط برای لحظه‌ای در خود تجسم کند.
زیبایی صتعت این بیت در تظابق جنسی (سیل اش) با (تصویر بر آب) است و تصویر دقیق تلاش ذهن مشتاق.
همین معتی به نحوی دیگر در بیت ششم تکرار می‌شود.

nabavar در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

گرامی شاهپور
خواهی که سخت و سستِ جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهدِ سست و سخن‌های سخت خویش
عهدِ سست درست تر می نماید،
از سست عهدِی خویش و سخن های ناهنجار و درشت گویی خودت پرهیز کن تا سختی عمر و هم سستی آن برتو آسان بگذرد

مصطفی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:

چرا ترجمعه در چهارچوب مشخص می کنید ، شیخ در این شعر میگه هر اعتقادی داری مهم نیست فقط به درون خودت برگرد و رجوع کن ، اگر عهد و اصول درونی را یافتی بر آن پایبند باش حتی اگر صدها بار بدرون خود رجوع کردی و به تضاد رسیدی باز هم بدنبال روشنایی وجود خودت بگرد

شاهپور س در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

بیت 5، مصرع دوم، بگذر ز عهد سست و سخن های سخت خویش؛ دال عهد باید ساکن باشد. بگذر ز عهد سست به معنای گذشتن از شخص سست عهد است نه به معنای سست عهد نباش. در بیت اول به روشنی عنوان میشود که باید از این شهر رخت برکشید. به این معنا که آنچه بدنبالش بودیم دست یافتنی نیست و یا ارزش تلاش را ندارد چون هر چه بوده سست عهد بوده است. و خود را مقصر دانستن و با سخن سخت شکنجه کردن درست نیست

Polestar در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹:

عالیه واقعا

مهتاب خوبدل در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

درود بر شما
لطفا اصلاح بفرمایید:
خواستم که تا از فایدة آن عایدة عمر خود را ذخیرۀ ( بجای ذخیرة) گذارم .ذخیرۀ : ذخیره ای : در نوشته های قدیم خانه ای، جامه ای ، ذخیره ای، گفته ای ، رفته ای، بجای (ای ) یک همزه می گذاشتند. در خانه من ، جامه من علامتی نمی گذاشتند .اگر در نسخه های خطی قدیم این علامت ۀ را ببینیم باید آن را ای بخوانیم.

مادر در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

کاش یک کم مودب باشیم.

ژیوار در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰:

سلام
منظور از " منصور" در این بیت، منصورحلاج است ؟

امیرحسین مناف زاده در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳:

کاملا مشخصه شعر حافظو گذاشته جلوش بعضی کلماتشو عوض کرده شده شعر جدید

تفکر در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

چنین دریا بما عاجز نگردد
ز بهر شب نمی هرگز نگردد

تفکر در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

به نظر می رسد که در این جا منظور «شبنم» بوده است که به صورت جدا گانه نوشته شده «شب نمی» که
معنی را عوض می کند و می بایستی «شبنمی» باشد.

رحیم غلامی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن:

در مقالات می‌بینیم که این عبارت از شمس تبریزی است:«خدای‌ زنده داریم،چه کنیم خدای مرده را؟المعنی هو اللّه.همان معنی که گفتیم عهد خدا فاسد نشود.»

۱
۱۸۸۵
۱۸۸۶
۱۸۸۷
۱۸۸۸
۱۸۸۹
۵۷۲۵