حمید در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱ - نیروی اشک:
..
یکسر ز دست رفت «اگرش» بود طاقتی
حمید در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱ - نیروی اشک:
سرو روان چو عزم جوان «دید استوار»
طهمورث کارگر در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:
دوستان:
ماهیت وجودی انسان سه بخش است که شامل:
الف) کالبد ب)روح ثانویه ج ) روح اولیه
ماهیت کالبد: همین بدن فانی است که از عناصر مادی شکل گرفته و مجددا به آن باز می گردد.
روح اولیه : ماهیت وجودی خداوند است که متصل به کالبد شده و وجود انسان را سبب گردیده است. اینکه عشق به خداوند و رفتارهای انسان دوستانه داریم و تصمیماتی می گیریم که گرایشات تفکرات الهی را در ما افزایش می دهد تحت تاثیر همین اتصال است.
روح ثانویه : یک ماهیت وجودی سیگنالی دارد که عامل اتصال و تاثیر پذیری او از سایر عالم های غیر مادی است.
اینکه افکار و تصمیمات غیر انسانی می گیریم و تفکرات و عملکرد شیطانی در ما شکل می گیرد ، همه ناشی از تاثیرات همین اتصال است.
مولانا در این ابیات تلاش کرده که مبحث ذوب شدن و یکی شدن با روح اولیه را بمنظور نجات انسان تشریح نماید.
به همه دوستان پیشنهاد میکنم که کتاب " ساختار عالم " و کتاب " زندگی های کالبدی من " نوشته طهمورث کارگر را مطالعه بفرمایند زیرا با صراحت و بصورت کاربردی موارد فوق را تشریح نموده است. است.
سیاوش رضایی در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
با عرض سلام و ارادت خدمت موسس ارجمند سایت و همراهان گرامی
به نظر بنده وزن بیت دوم مصرع اول کمی با مصرع اول مغایرت دارد و شاید بیت دوم بدین گونه بوده :
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
وز آن دو لب شیرین صد شور برانگیزم
با
رسول در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن:
آدمیِّ باحَذَر، عاقلکسی است
S ali A در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
منظور از مردن مردن عرفانی هست
میگه از قید و بند و تعلقات دنیوی رها شید
مولانا اول عارف بوده و به پیشنهاد شمس شاعر شد
آبگینه در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲:
سلام . میخواستم بدونم چندتا ترکیب وصفی درین دو بیت وجود داره؟ممنون
بهزاد در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
چندین و چند نفر از دوستان توضیحات دکتر سروش را بی آنکه نامی از او ببرند اینجا نوشتند ناآگاهانه مصداق معنی بی ادب شدند،
ادب و ادیب و ادبستان یا دبستان معنی اصلی شان در دانش است، بی ادب یعنی نادانی که ادعای دانش می کند، بی ادب ها نه تنها خودشان را تخریب شخصیتی می کنند و در توهمات غرقتر می شوند باعث کج روی و بد فهمی بسیاری از دیگران می شوند، دانا یا ادیب علم تحقیقی دارد( حقیقت علم ) را می داند و علمش تقلیدی نیست، مثلا پرنده علم تحقیقی دارد در ساخت آشیانه ولی مهندس دانشگاه علم تقلیدی، ادب را نمی توان جز از راه تجربه آموخت و تجربه را جز با کمک پیر نمی توان کرد، بقول حافظ بی پیر مرو تو در خرابات، .. قطع این مرحله بی همرهی خبر مکن، چرا چون اونوقت بی ادبی،،،
یسنا در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ وفات (امیذ جود):
با حاشیه حمیدرضا موافقم. همانطور ک دوستانی که در دانشگاه یا بطور آزاد مطالعه ادبیات داشته اند آگاهند، در دوران حافظ و سعدی صدایی که اکنون د تلفظ میشود ذ تلفظ میشده.
مثلا سعدی شعری دارد ک در آن "لذیذ" را با "شنید" قافیه کرده است. قدما د و ذ را با هم هرگز قافیه نمی کردند و در آن شعر واضح است ک دوران سعدی شنید، شنیذ تلفظ میشده
محسن در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:
چه میکنه سعدی❤️❤️
محسن در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
خیلی زیبا
عبداله جوادی در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
پارادوکس یا تناقض از ویزگی های عرفان مولاناست
در منطق جمع نقیضین محال است اما در عرفان مولوی قابل جمع است به قول یکی از علمای مسیحی دوران قرون وسطی مسیحیت ستم به عقل است نمونه هی فراوانی از پارادوکس در اشعار مولانا دیده می شود
اصطلاحاتی همچون بی پای پادوان وگویای بی زبان در غزل معروف وه چه بی رنگ و بی نشان که منم به کرات در اثار رومی دیده می شود
س م ساعد ح در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی دهی مجالی
بسم از هوا گرفتن یعنی آن قدر مکررا
مرا از هوای عشق تو منع کردند که
دیگر دل زده و مایوس شده ام و پر و
بالی برای پرواز در هوای عشق تو
نمانده است
سهراب در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:
سینا منظور از منصور جناب حسین ابن منصور حلاج هست که یکی از جملات مشهور ایشون اناالحق بوده
منصور حلاج آن نهنگ دریا
کز پنبه تن دانه جان کرد جدا
روزی که اناالحق به زبان می آورد
منصور کجا بود؟ خدا بود خدا!
nabavar در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
گرامی ابولحسن
جواب شما در باز بینی ست
nabavar در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
گرامی ابولحسن
روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم
پروانه را چه حاجت پروانه دخول
میگوید: من که چون پروانه ای گرد تو می گردم احتیاج به اجازه داخل شدن به حریم تو ندارم.
پروانه ی دوم به مانای اجازه نامه است.
سامان در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
با سلام
حضرت مولانا داستان کنیزک و خاتون رو تشبیه میکنه به یک مسله بزرگ و اون مسله بحث شریعت و طریقت هستش میخواد بگه که اهل شریعت نباید وارد طریقت بشن که واسشون گرون تمام خواهد شد و اگر وارد شدن تنها راه نجاتشون پیر و مرشدی هستش که در طریقت وجود دارد که میتوان به عنوان رهنمای مسیر بهره جویی کنه و اگر کسی که از شریعت دخالت در طریقت کنه و فکر کنه که چیزی میفهمه و به غرور و منیت دچار بشه به مانند خاتون شهید چیز خر خواهد شد
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:
در بیت نهم باید بین سر و «و» فاصله داده شود:
عیش در کلبه ما بی سرو پایان فرش است
می رود رو به قفا سیل ز ویرانه ما
به این صورت:
عیش در کلبه ما بی سر و پایان فرش است
می رود رو به قفا سیل ز ویرانه ما
آزادبخت در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۶:
مستی به معنی درماندگی است و فردوسی اورده مُستی بارها در شاهنامه امده و به مستی رسیدند در بیتهای پیشتر هم امده
بهار در ۵ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰: