Hamid Tb در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:
یکی اینو بخونه حیفه
محمدامین طغانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:
افسانه چراغی گرام آزاده معنای آسودگی و آسانی دارد،مصرع فاعل هم دارد،کازاده به کام دل رسیدی آسان،(ی) رسیدی فاعل است و (تو) معنی میدهد.
بینام ۲ در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
شعر را که میشود جاهای دیگر خواند, من به شوق خواندن نظرات اینجا میآیم. بسیار متاسفم که خیلیها زحمت خواندن نظرات را به خود ندادهاند و یک روایت احتمالا مجعول را پشت سر هم نوشتهاند. آنهائی که برای اشعار دیگر حافظ مومنم که حرفی برای گفتن ندارند تا پای مذهب حافظ به میان میآید چنان عالموارانه اظهار فضل میکنند که سبب حال این روزهایمان را میتوان فهمید. بروید از کتاب کسی چون دکتر خرمشاهی که عمری را در این راه صرف کرده دلیل بیاورید. حرف ملائی بر سر منبر و بعد اظهاراتش در خواب هم شد دلیل؟ یکی نوشته عشقت رسد به فریاد... و احتمالا حتی نمیداند که این شعر چطور میتواند خواند شود. ملا نصرالدین هستند انگار، لباس فاخر شعر حافظ را میخواهند به دگمه تفاخرهای بی جای تبعیضآلوده بدوزند.
چالیست در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
مصرع اول یک فاصله جا افتاده:
نگویمت به خطا سازیا صواب طلب
درستش:
نگویمت به خطا ساز یا صواب طلب
چالیست در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
دل بستگان زلف تو آسوده از نجات
افتادگان دام تو فارغ ز گلشنند
تکتک بیتهاش شاهکارند... شاهکار
meisam در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:
با سلام وخسته نباشید
اصلاح بیت ده از منبع معتبر:
برفت عمر و نرفتیم راه عقل و ادب به راستی که به بازی برفت چندین سال
حمیدرضا گودرزی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۵:
ابتدا تا انتهای سلوک در یک کلمه خلاصه می شود و آن هم استاد است. و تعجب است که این غزل چطور نمی تواند حرف نویی داشته باشد. همین یک بیت کافی نیست:
اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری
کسی برخورد از استا که او را محترم دارد
کلمات کلیدی زیادی در این غزل هستند که هر کدام دنییای اسرار در خود جای داده. زخم، طبل و علم، تنها، درد، پیر گردونی،طبیب،استاد، دریا، غواص.
مهدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:
,,سلام خدمت بزرگان کسی می دونه عالم در درون چه چیزی قرار داره؟
حسن راد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز حکایت کنم به خواب رود
به نظر بنده حقیر کلمه حکایت در این بیت صحیح باشد همانطور که جناب شجریان'دماوند موسیقی ایران' نیز به این شکل این غزل زیبا را خواتده.
معنی بیت از دیدگاه من : در شب باده نوشی فکر و ذکر او مرا بیدار و هشیار نگاه میدارد و نمیگذارد مست شوم و از درد نامهربانی اش فارغ گردم
اگر نامهربانی های اورا بخواهم برای روز بازگو کنم آنقدر طولانی هستند که روز هم به خواب میرود (شب میشود)
غلامرضا امامی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷:
اشتباهات تایپی در این غزل راه یافته که در زیر تصحیح میگردد.
روزی آن روی چو خورشید و بر و خال چو شب
دیدم و عشق مرا با تو همین بود سبب
زین پس از پیش تو کوته نکنم دست نیاز
زین پس از کوی تو بیرون ننهم پای طلب
گوشهای از سر کوی تو قصور فردوس
نیمهای از مه روی تو هلال غبغب
دیدن تو ببرد قاعدهی غم از دل
بوسه تو بنهد خاصیت جان در لب
در دهان گیر لب خویش دمی تا بینی
ذوق صد تَنگ شکر جمع شده در دو رُطب
روی تو با خط مشکین تو میدانی چیست؟
آفتابیست و بر هر طرفش نیمهی شب
بر سرم عشق تو مالید شبی دست قبول
در دلم مطرب اندوه تو زد چنگ طرب
در جهان دلم ای ترک سیهچشم گذشت
غارت هندوی زلف تو ز یغمای عرب
سیف فرغانی در حضرت جانان دائم
خامشی عین ادب دان و سخن ترک ادب
آرش کمان نگیر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱:
سلام
شاید منظور از بیت دوم این باشه:
از طریق چشمهایم (با نگاهم) از منزلگاه های سلمی پرسیدم...
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۱ - سرآغاز:
پوزش
اینطور تصور می شود
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۱ - سرآغاز:
گرامی مهدی
من آن ذرهام، در هوای تو نیست
خود را مانند ذره ای می شماردکه در آرزوی دیدار دوست آن ذره هم به حساب نمی آید
اینطور تصر می شود
من آن ذرهام که در هوای تو هیچم
امیر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بسیاری بر این گمان اند که سعدی همیشه معشوق زمینی را می ستاید که در همین بیت اخر مشاهده می کنیم با کردگار طرفیم و بسیار غزل ها از سعدی که تک تک مصرع ها وجود خدا حس میشه
امیر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
درود محمود گرامی از نظر بنده سعدی می گوید ای کسی که هر روز و هر جا به مشتاقان و عشاقان تو اضافه می شود و تصورات نکی و خوبی تو در دل ها نقش می بندد که اینها همه باعث شده ما هر روز تو را زیبا تر و خوش تر ببینیم.
حسن راد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
درود
دوستان موافق هرکدام گوشه هایی از زیبایی های پنهان این غزل زیبا را نمایان کردند
من نیز برآن شدم تا به گوشه ای دیگر اشاره کنم
حافظ در مصرع اول بیت سوم میفرمایند:رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟
و در مصرع اول بیت چهارم نیز میفرمایند: تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
از آنجایی که تقریبا معنای این دو مصرع یکیست
در نگاه اول حافظ مشخص میکند که منظورش از طریقت همان طریقت رندی است و نه چیز دیگر پس همان ابتدا جلوی سواستفاده گران را میگیرد
و در نگاه دوم طریقت نوین خود را توصیف میکند .
یوناس حسینی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
نظری به دوست کردن دو هزار بار بهتر از این/ که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
...
گله از فراق یاران و جفای روزگاران/ نه طریق توست سعدی خُم خویش گیر و رستی
حسن راد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
درود بر دوستان موافق و کسب اجازه
به نظر بنده حقیر گل شکفتن کنایه از کشته شدن جوان های این مرز و بوم هست که از خون آنها گل میشکفد
معنی بیت : هزاران جوان به ناحق کشته شده اند ولی هیچ کس صدایش درنیامد
آواز خوانان و خوش صدایان کجا هستند چرا برای این جوانان آواز سر نمیدهند.
آینهٔ صفا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان:
در بیتِ چیست آن ذات الیمین فعل حسن / چیست آن ذات الشکال اشغال تن، آیا نباید بجای الشکال، الشمال باشه؟ با توجه به بیت قبل؟
شمس در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴: