گنجور

حاشیه‌ها

بینا در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:

بیت چهارم، بیتی است که "رفعت سمنانی" این‌گونه به استقبالش رفته است:

دست بر زلف پریشان وی آوردم دوش

گفت در وی دل جمعی است به هم برمزنش

نگین در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۵:

سلام 

بنده متوجه بیت آخر نمیشوم 

سپاسگزارم از دوستان اگر راهنمایی بفرمایند

Polestar در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:

با پارسا موافقم

Polestar در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » پشیمانی:

با ebi موافقم

Polestar در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۵ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

یعنی چی!

سید محسن در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:

با سر ---زلف---تو دو عالم را-----درست است

سید محسن در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳:

غنچه چو ---رزق----خود از بالا.....---درست است

سید محسن در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

کوکبه زلف تو تاثیر کرد---درست است

 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۵ در پاسخ به نگار . ف دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

نمیدونم چرا شبیه به من گفتید ...من هم به کسی که هیچ گاه ندیده ام انتظار دیدار دارم و برایش اشک میریزم...

حس خیلی گنگی ست و اکنون در بهت و حیرانی هستم و نمیدانم که در دل چه میگذرد...تا باشد که بعدها این حس عقب چه بر دل آرد و حال من چه شود ...

و چه بگویم ...ولی هنوز هم انتظاری غریب دارم 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۹۲ - در بارهٔ فوت دختر خود:

هعی ...این ها همه ظلمی ست که به زن و دختر میشود ...

حتی در قرآن هم سوره ای بوده که درجزء سی که به این اشاره داشته:سوره تکویر آیه ۸

...واذاالموُٕدَهُ سُیِٕلَت...(میبخشید کیبورد من مشکل دارد ...):-)

...و هنگامی که از دختران زنده به گورشده بپرسند ... 

 

 

 

این ها همه ظلمی ست و بس ...و هیچ ظلمی پابرجا نمیماند 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۷ در پاسخ به خلیفه دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

خلیفه عزیز ...شاید آنچنان واضح است که غیر واضح دیده میشود ...گویی ما دنبال چیز غریب و اعجاب آوری هستیم حال آنکه عجیب ما هستیم که عادی ترین چیز را عجیب میابیم ... 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۷ در پاسخ به دوستدار دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

سلام من با دوستدار موافقم ...راستش من هم اشعار خیام رو خیلی خوندم و دیدم و شنیدم اما هر کس بر اساس نظر خودش نظر میده و نظرات خیلی متفاوت هست...

من که دقیق نمیفهمم مفهوم واقعی شعر رو ...مثل اشعار مولانا هست به قول دوست دیگرمون و به  قول مولانا :هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من ...

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۲۹۰:

پیر کنعان منظور حضرت یعقوب است تلمیح به داستان یعقوب و یوسف دارد ؛عزیزی منظور حضرت یوسف که عزیز مصر بود و عزیز پدر ؛بیت الحزن در معنی لغوی یعنی خانه غم (یه همچین چیزی)ولی اینجا میشه گفت که به دل غمین اشاره دارد و وطن هم به منظور مرکز آمده است یعنی زادگاه غم، دل است ؛اخوان برادران است که همان یوسف و برادرانش است که به او حسد او داشتند ؛برادران یوسف چون گرگ بودند و در واقع در داستان یوسف آن گرگ ها همان برادران بودند ؛و یوسف هم باید به سفر میرفت ؛یعنی باید دور میشد... .

به زیباییصائب از عشق گفته و داستان یوسف را با آن آمیخته ... ؛

هیوا در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶:

سفله نگردد مطیع تاش نرانی / سفله جهان را ازین همیشه برانم

مصراع دوم یعنی چی ؟ و چجوری خونده میشه ؟ سپاس 

هیوا در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۲۹۰:

سلام

معنی بیت سوم چیه ؟ ممنون 

هیوا در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده است:

درود  معنی بیت پنجم چیست ؟

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۳ در پاسخ به بهرام عبدی نژاد دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

@بهرام عبدی نژاد

مثال زیبایی زدید ... .واقعا همین طور هست اما در این مورد که ریاضیات فقط سواد هست مخالف هستم ...باید بدونید که همه علم ها ،فیزیک و شیمی ،دینی ،ادبیات ...و هر علمی و هر چیزی و هرکسی و درکل هرآنچه که در این هستی بزرگ هست تنها و تنها به دلیل وجود علم ریاضی هست ؛ریاضی فقط و ضرب و تقسیم نیست ،فرمول نیست ،درک کردن یک درس از اون برای حل کردن نمونه های اون نیست ... با این علم میشه که خیلی چیزها رو اثبات کرد ،خیلی چیزها رو درک کرد -از مبتدی تا انتها-

 

اصلا این علم کجایش بیمقدار است!

وچرا نباید عارفان این علم را نیاز نداشته باشند ...هعی ... 

 

در واقع به نظرم اشعار خودشون راهی برای درک هستی و ...هستند اما ریاضیات هم همین طور هست

احمـــدترکمانی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی:

بیت 3 مصرع دوم حدث یعنی چیـــــ..چند معنی دارد که نو و جوان از معانی آن است

دخان= دود

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد:

سلام بیت سوم رو میشه معنی کنید 

۱
۱۷۵۶
۱۷۵۷
۱۷۵۸
۱۷۵۹
۱۷۶۰
۵۸۱۱