گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده:

پر طاوست مبین و پای بین

تا که سؤ العین نگشاید کمین

آدم باید به معایب خودش توجه داشته باشه نه محاسنش

عاقل اونیه که از شنیدن عیب و ایرادش خوشحال میشه و در صدد رفع اونا برمیاد و به سمت کمال پیش میره

کوروش در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادن:

طلب بیشتر آدمای دور و برمونم همینطوریه

میگن فلان چیزو میخوان

ولی حاضر نیستن براش هزینه ای بدن

کوروش در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۱ در پاسخ به ریحان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادن:

یعنی مکر و حیله خدا رو ببین و مکر و حیله خودتو بزار کنار

سر مردم کلاه نگذار و فکر نکن زرنگی ، و الله خیر الماکرین

کوروش در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول:

هست بر زلف و رخ از جرعه‌ش نشان

خاک را شاهان همی‌لیسند از آن

این بیت رو کسی میتونه تفسیر کنه ؟

کوروش در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد:

ملت عشق از همه دینها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

واقعا محو این غزل هستم ...بسیار زیبا ...نمیدانم چگونه توصیف کنم !...

مهردادسرشار در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

سلام‌این شعرتوحیدی بالاترازتفسیراست..

تماشاگه راز در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:

سپاس جناب رضا ساقی

 

شرحهای شما بر تمام غزلیات حافظ در سایت گنجور چونان شرابی گوارا تشنگان را سیراب کرده ، سرمستی و نشاط می بخشد

سپاس از مهر بیکران شما که از شراب شعر حافظ مست شده اید و ما را شریک الاذواق خویش می نمایید

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:

سلام به عزیزان 

در چندی از اشعار مولانا قطار به کار رفته ؛دوست گرامی مهران درست گفته اند ؛به صف های بلند و ردیف های شتران گفته میشد ؛نمونه دیگر:

ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطار روز و شب 

مهران در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:

قطار در بیت دوم به معنی ردیف ساختن است و مشدد هم خوانده می شود قطار یه کلمه جدید بلکه قدیم است و در گویش لری به هر چیز ردیف شکل گفته می شود مانند قطار فشنگ. 

آینۀ صفا در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:

در بیت
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت / با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت
می‌توان درد را هم «دَرد» به معنی رنج و ناخوشی خواند و هم «دُرد» به معنی رسوبِ ته‌نشین شده‌ی شراب در انتهای خمر که میزانِ الکلِ‌آن بسی بیشتر بوده و هر کسی توان نوشیدن آن را نداشته است. هر دو خوانش معنی مشابهی دارند (شراب، التیامِ درد هجران است) ولی در خوانشِ «دُرد» لایه‌ای اضافی از معنی پنهان است: این دردِ هجران مرحله‌ی پیش از دوای وصال است. یعنی باید بر تلخیِ  شراب صبر کرد تا دوای آن اثر کند.
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش / بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

رویا در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:

فکر میکنم رند باید کسره بگیره، چون مضاف الیه هست توی این جمله.

اَتَتْ رَوائحُ رَندِ الحِمی و زاَد غَرامی

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:

فقط اگر کسی میداند که در آلبوم اپرای عروسکی مولانا ،فکر کنم نام آلبوم همایون شجریان و محمد معتمدی این بود ،کسی که در این آهنگ که گفتم ،کرانی ندارد بیابان ما ...ابتدای آهنگ میخواند کیست ،خوشحال میشوم بگوید...واقعا صدای بی نظیری داشت !

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۲:

البته دقت که میکنم در آهنگ کلام همان افغان زیباتر است 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۲:

درود...

آیا نباید در مصراع دوم بیت اول به جای افغان ،فغان باشد ؟

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

پاینده و شاد باشید و از غمها دوری جویید ...♡سپاس و تشکر 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

من هم خدای را سپاس گفته و همچنین خیلی خوشحال شدم که سرزمین مادری من ایران است ...با هزار رنگ و چهار فصل و  ده ها هزار شاعر و فرهیخته و دانشمند...آری سعدی در غزل هاشان کمتر رقیبی دارد ...در هر محتوایی از اشعار شاعری هست که استثنا باشد در غزل عاشقانه الحق سعدی غوغا کرده ...

بی شک اشعار ایشان و اشعار مولانا حافظ و فردوسی و بقیه شعرا در صورت ترجمه شدن به زیان های دیگر غوغایی میکند در جهان ؛ولی شوری که به همین زبان شیرین فارسی -پارسی - در آدمی میاندازد با دیگر زبان ها قابل مقایسه نیست ...اگر این افراد خارج از ایران این اشعار ترانه شده را بخوانند و یک بار هم اگر میتوانستند با همین زبان پارسی میخواندند دیگر عاشق این زبان میشدند ... .

۱
۱۷۵۷
۱۷۵۸
۱۷۵۹
۱۷۶۰
۱۷۶۱
۵۸۱۱