گنجور

حاشیه‌ها

بیدل بی نشان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

هیچ ترجیع بندی ، ترجیع بند سعدی نمیشه 

 

بیدل بی نشان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۶ در پاسخ به محمد علی مشایخی دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

این ترجیع بند نسبتا زیباست 

ولی در سپهر ادبیات پارسی ، ترجیع بندی در نزدیکی های ترجیع بند معروف سعدی با مطلع "ای سرو بلند قامت دوست وه وه که شمایلت چه نیکوست" ؛ پیدا نخواهی کرد

این ترجیع بند هم زیباست ولی مطلقا شیوایی و گیرایی و اعجاز کلام و صنایع ادبی بجای سعدی را ندارد

حمید جوادزاده در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

با سلام در بیت شماره 3  :

دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان    /    در طلب روی او روی به دیوار باش

کلمه دیوار با معنای این بیت مناسبتی ندارد. به نظر میرسد که کلمه ی "دیدار "  درست باشد . در اینصورت بیت فوق معنا پیدا میکند به این صورت که : تا زمانی که روی او را با دیده ی جان ندیده ای  در جستجوی روی او ، به سمت دیدار او در حرکت باش.

البته این نظر شخصی بنده است چون  برای عبارت "روی به دیوار باش"  هیچ معنایی به ذهنم نرسید . باتشکر

مهدی احمدی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۲:

شاید یکی از بهترین پندهای سعدی این باب باشه

سام در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم:

داستان خیر و شر چه ساخته نظامی بوده و یا اینکه او تنها آن را به نظم درآورده. در هر دو حال خالق اثر گوشه چشمی به قصه حضرت یوسف داشته است:

همسفر شدن خیر با شر در بیابان درحالی که او را دوست خود می انگارد/ همراهی یوسف با برادران در صحرا و ندانستن نیت پلید آنها.

خیر بعد از نابینا شدن توسط شر در بیابان رها میشود/ رها کردن یوسف در قعر چاه تاریک  توسط برادرانش. چاه تاریک  بمنزله نابینایی. 

دختر کرد خیر را درمیابد و خیر بینایی چشمان خود را بازیافته و سپس عزیز خانواده کرد شده و با دختر کرد ازدواج میکند و به مال و مکنت میرسد / رفتن یوسف به مصر و عزیر مصر شدن . آیا چشم پادشاه بدن نیست؟

علاج کردن بیماری صرع دختر پادشاه توسط خیر و به مدد برگهای درخت شفابخش که تنها خیر آنها را دارد/ تعبیر خواب عزیز مصر توسط یوسف  بواسطه علم تعبیر خواب که فقط یوسف  توانایی آن را دارد و نجات مصر از قحطی هفت ساله

یافتن شر در حالی که خیر  اینک داماد پادشاه است و پنهان کردن هویت خود در ابتدا  و  بخشیدن شر در آخر/ برخورد یوسف با برادرانش که برای تهیه آذوقه به مصر آمده بودند و در ابتدا او را نشناختند و بخشیده شدنشان توسط یوسف در انتها.

 

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۳ در پاسخ به میثم حسن دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

ازین دست اظهار نظرهای سبک. هر کسی هر فکر و خیلی میتونه بکنه

احسان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

تعابیر زیادی که در حاشیه این رباعی آمده خود بیانگر هدف خیام می باشد، گفتگو. و آنچه گفتگو را مانع می شود تقدس است. چه کتاب باشد و چه غذا. و خیامی که من می شناسم نمی تواند هیچ تقدسی را تحمل کند، چه ایده ای خاص و چه مزه ای خاص.

قطره در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده:

پر طاووس مظهر زیبایی است و پای طاووس زشت است. از آنجا که در مصراع دوم از چشم بد بر حذر داشته منظور این است که زیباییهایت را برای هر کسی نمایان مکن. کل شعر پیامش این است که از چشم بد بترسید. 

مسعود قنبرزهی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۵ - مریدی فاقه مستی گفت با شیخ:

من نتونستم تغییر بدم 

شهرک به شهرگ یا همان شاهرگ اشاره به قرآن کریم 

نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۳ در پاسخ به مصطفی قباخلو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

گرچه  نسخه ای پیشم نیست  بی گمانم این  که امده سخن  و زبان  بزرگ سرور فرزانه فر توس  و خراسان و ایرانگان  نیست  و از نگاه سخنوری بسیار پست است  سخن فردوسی وار اینست

 بر این گفته من چو داری نوا
جهان دار باشی و فرمانروا
نوا نیوشیدن و گرو     که  هردو  راست اید  بر این  سرود  -  بزرگ مردا که این فرزانه است   - من که انچنان شیفته این مردم  که  کم میشوم نخوانم و اشک نریزم  از سخن بلندش  و این تهی دستی من

سعید مصطفایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۲ - هدیۀ عاشق:

در بیت پنجم کلمات زیبا و رعنا جا به جا نوشته شده و در بیت ششم "نام گل برد و در آب افکندش " درسته 

 

مسعود قنبرزهی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۵ - مریدی فاقه مستی گفت با شیخ:

سلام    

بیت سوم شهرک. »»»»به شهرگ تغییر کند 

شه رگ یا همان شاه رگ اشاره به قرآن کریم 

نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید

مفهموم ما نزدیکتر هستیم از شاهرگ شما (گردن یا قلب)

سیده فاطمه حسینی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به حسن رحمانی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲۵:

سلام؛ من این معنی را پیدا کردم

ﺷــﻮﺥ ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺵ ﻭ ﻣﺤﻜﻢ ﻭ ﺳــﺨﺖ ﺩﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻯ. (ﻏﻴﺎﺙ ﺍﻟّﻠﻐﺎﺕ)

 در لغت نامه دهخدا با صورت "شلائین" ثبت شده است.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً:

بیت قبل اشاره دارد به حدیث پیامبر اکرم :

ساعتی اندیشیدن بهتر از عبادت هفتاد سال است 

و بیت قبل یعنی بیت ۳۵ میگوید ذره ای عقل و دانش تو از نماز و روزه بهتر است و اما بیت ۳۶ که در ادامه این بیت است و معنی را کامل می‌کند :

چرا که عقل تو ذات و اصل و در بر گیرنده این دو (نماز و روضه )است و اگر عقل تو کامل باشد این دو مفترض هستند بر تو فریضه هستند واجب دینی هستند .

تا عقل کامل نباشد به راستی مگر میشود که به خدا ایمان قطعی داشت ؟اصلا این که عبادت از چه است و ...سرمایه عقل و دل است ...گاه عشق به خدا این آورد که مولانا در دو غزل از دیوان شمس اشاره کرده است و یا گاه با عقل این کامل شود ؛ یعنی یک فرد که با عقل خود راه هدایت را از کفر تشخیص دهد بهتر از کسی ست که بدون اندیشیدن و عقل و فکر تنها به راز و نیاز خویش مشغول باشد .

درود بر شما ...

قطره در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً:

منظور این است که اصل و اساس هر عملی عقل است و  اعمال نتیجه آن هستند  مولانا در اینجا از نماز و روزه استفاده کرده ولی در اصل کل اعمال انسان است. در اشعار بعدی می بینیم که عقل را تقسیم بندی کرده.

امید راهی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۸ در پاسخ به ناصر دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۳۷ - تذکیر نبیهٔ مریخ:

پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۱۶۳۱
۱۶۳۲
۱۶۳۳
۱۶۳۴
۱۶۳۵
۵۸۱۱