گنجور

حاشیه‌ها

یسنا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به فرشید دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

دوست عزیز در این شعر بلبل و مردم برای "اسفندیار" گریه و مویه میکنند نه افراسیاب! 

اسفندیار شاهزاده ایران بوده. افراسیاب شاه توران!

علیرضا شفیق در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۲ در پاسخ به nabavar دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

ما که خاک این بستانیم

نه اهل داد و بستانیم

چو که در ذات گوهرستانیم

نه میدان داد و ستان آییم

نه به دادگستری نیاز داریم

تا که به صورت و بازار و درم تو میخوانی

هم به قاضی و دادگستری نیازمندایی

والبته همه می گویند که عشق از همه سرستان است

چرا که اگر عشق به کار می بود کجا به داد و دادگستری نیاز میشد؟

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

این شعر، شعر عجیبی است. در هیچ قالبی نمی‌گنجد. فقط عبارت«تا روز مشین از پا» تکرار شده است در حالی که ردیف نیست زیرا وقتی این عبارت تکراری ردیف است که قافیه داشته باشیم اما در شعر قافیه نداریم  فقط ابیات قافیه درونی دارند.

پس نه غزل و قصیده است نه مثنوی.

غزل و قصیده نیست چون مصراع اول بیت اول باید با مصراع دوم بقیه ابیات هم‌قافیه و هم ردیف باشد اما نیست.

مثنوی نیست چون هربیت قافیه جداگانه دارد اما این شعر چنین نیست.

فقط ابیات قافیه درونی دارند برای مثال در بیت اول:

ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا................آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا

قمرسیما و شکرخا و جان‌افزا، قافیه درونی‌اند. اما با ابیات دیگر قافیه ندارند. 

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

در خصوص بیت نهم:

ای فتنه هر روحی کیسه بر هر جوحی...............دزدیده رباب از کف بوبکر ربابی را

نام دو شخصیت در این بیت آمده است که افراد بذله‌گویی بودند. یکی جوحی یا جحی یا جحا است که در لغت‌نامه دهخدا درباره او نوشته شده است:«او دجین بن ثابت ، مکنی به ابوالغض و مشهور به جحا است» دکتر احمد مجاهد نیز کتابی به نام «جوحی» از داستان‌های طنز این شخصیت جمع‌آوری کرده است.

ابوبکر ربابی هم به گفتة دهخدا رییس نوازندگان و خنیاگران دربار سلطان محمود غزنوی بوده است.

اما معنی بیت آن است که ممدوح مولوی آنچنان شیرین سخن و بذله‌گو و فتّان است که جوحی و ابوبکر ربابی را که طناز‌های زمانة خود بوده‌اند، دست می‌اندازد و مایة آزمایش(فتنه) آنها بوده است و در این کار بر آنها برتری داشته است.

م ر ن در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

معنی بیت آخر

 

این حافظ کیه که حتما باید با آواز رود باده شو بنوشه، عاشق مسکین(حافظ) چرا باید اینقدر تجمل داشته باشه، می تونه هر وقت اراده کنه و بدون هیچ تجملاتی باده شو بخوره

محمد فرخ نیا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ در پاسخ به اکبر دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

دوست عزیز این بیت تلمیح به معراج پیامبر اسلام دارد که در روایات با عروج از طبقات مختلف آسمان از مقام فرشته ها پیشی می گیرد و به جایگاهی می رسد که فقط خود حضرت و خداوند حضور داشتند

علی یاسینی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد:

غز. [ غ ُ ] :صنفی از ترکان غارتگر بوده اند..

 

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ در پاسخ به مهدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

نه احوال محمد است و نه زرتشت.  این احوال عارفان واصل است. دین مولانا دین عشق است. خود فرموده است:  «دین من از عشق زنده بودن است". و نیز : «غیر هفتاد و دو ملت کیش او"

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سوم:

در مصرع دوم بیت ۲۳ کلمه «نم» صحیح نیست و «تم» صحیح است . تم یعنی سیاهی و کدورت چشم آب مروارید.

معنی بیت : 

شاعر در ستایش ممدوح خود می گوید کُحل کفایت تو (یعنی تدبیر و مدیریت با کفایت تو) از چشمان روزگار کدورت و سیاهی را برده است خلاصه سخن این که روزگار را روشن کرده است.

کُحل یعنی سرمه؛ توتیا ؛ دارویی که برای تقویت بینایی چشم به کار می رود.

محسن جهان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم‌، پدر ارسطو:

تفسیر ابیات ۶۱ الی ۶۸:

این اشعار نغز نظامی حاکی از افسونگری این دنیا دارد که هر چه سریعتر بایست از آن رهایی یافت. و آنرا تشبیه به درختی تنومند می‌کند که تن انسانها به آن چهار میخ شده است. بر اثر گذشت زمان برگهای آن به زیر افتاده و سپس جوانه های تازه می‌روید. و لذا نبایست به آن دلبسته و وام دار شد. وام خود را که همان تعلقات ذهنی ماست به آن پس بده و رهایی پیدا کن.

یوسف در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۵ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص):

دوست گرامی. در گشادن درسته.

هفت خزینه: کنایه از هفت آسمان. اشاره به معراج آن حضرت و وصال به درگاه الهی.

 

چار گهر: ارکان چهارگانه،آب و باد و... عناصر پدید آورنده کاینات. 

ای پیامبری که از عالم معنا و از درگاه حق به پایین آمدی و گام در این دنیای مادی نهادی. 

 

هفت خزینه: آبا علوی. پدران هفتگانه، و چهار گوهر، امهات اربعه یا مادران چهارگانه. که از ازدواج اینها فرزندان ۳ گانه جماد و نبات و حیوان پدید آمده است.

هفت،چهار،سه،شش،دوازده،چهل  از شمارگان ستوده (مقدس) در باور ایرانیان کهن است.

تابش در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۳ در پاسخ به اردشیر دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » مقطعات و غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۷:

شعر به همین صورت درست است  و زیباست

این که مثنوی نیست که هر کدام قافیه جدا داشته باشد

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۰۵:

جامی در بهارستان این قطعه از عنصری را آورده است.

 

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۴:

سلام صبح تمامی عزیزان بخیر وشادی

با تمام احترامی که برای کلام واندیشه های شیخ اجل قائلم  ولی اگر حکمتهای حد اقل  13 تا 17 ایشون رو کنار هم بزاریم تناقض مشهودی در کلام ایشون هویداست  . و نوشتار فرزام  عزیز وآقا بابک همشهری جناب سعدی علیه الرحمه منو یاد شعر ملک الشعرا در کتاب درسی انداخت که حتما همه خوندیم  وشاید یادتون باشه قصه چشمه وسنگ  با مطلع  (جدا شد یکی چشمه از کوهسار ) آب میتونست راه ساده وبی خطر رو انتخاب کنه ودر پست سنگ بمونه و تبدیل بشه به یک مرداب وگنداب ولی چون میل به جاری شدن در فطرت آب بود با سختی مسیر خودش را پیدا کرد هرچه آب لطیف بود وسختی سر راهش سنگ خاره  واگه بقول ایشون مماشات میکرد هرگز جاری نمیشد اینکه با خرج زر مشکلت رو حل کنی  به نوعی از مصادیق  فرهنگ ارتشاء در جامعه است مگه یزید به امام حسین (ع) پیشنهاد زندگی راحت رو نداد چرا ایشون راه سخت که حتی منجر به حادثه کربلا شد رو انتخاب کرد  چون پرنسیب  ایشون چنین اجازه ای نمیداد  در زندگی پایبندی به اصول اخلاقی و اعتقاد به اصل انسانیت است که بنظر بنده اصله ویک فرد باید خودش را مقید به این اصل بکنه و این معیارش باشه برای انتخاب راه ومسیر زندگیش، اونوقته که در دوراهی های سر راهش مرجع ومتری رو در دست داره ونه تنها با سایر آدمها بلکه با کل حیات هستی همخون وهماهنگ میشه حالا میتونه از انداختن یک زباله از شیشه ماشینش تو خیابون باشه تا رفتار انسانی با حیوانات  وطبیعت تا هرچی رو که فکرش رو بکنید، در سوره بلدآیه 4 خداوند  به ما میگه :ما شما در سختی آفریدیم  یاد کلامی از دکتر سمیعی افتادم که ایشون میفرمایند :بعضی آدمها فکر میکنند قوی بودن یعنی هیچگاه احساس درد نکردن قویترین آدمها اونها هستند که درد رو حس میکنن ،میفهمن ومیپذیرند  وباز به قولی میشه اینو گفت  سنگ وصخره اگه در مسیر آب نباشه هیچوقت صدای زیبای آب رو نخواهید شنید  پس بنظر حقیر این موعظه که همیشه راه راحت رو انتخاب کن یک نسخه کلی برای آدمی نیست  وبا این بیت شما را به خدا میسپارم 

گرت پایداری است در کارها 

شود سهل پیش تو دشوارها 

  شاد وخرم باشید.

سجاد م در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

باسلام

بنظر من در مصرع نیک بجوش ...

زانک همی پرانمت میتونه قشنگتر و درست تر باشه

وقتی اب درون دیگ بجوشه وقتی میپره که به نهایت جوشش بیاد و تبخیر بشه و ازاد و رها بشه

فرزام در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۶:

همین بوده که حیات وحش ایران نابود شده فک کنم! 

باید دید مارها دراین باره چه نظری دارن؟

مارها سالانه هشتادهزار نفر رو تو دنیا میکشند که اکثرا هم مال یک منطقه خاص هستند.

مثلا کوسه ها سالانه شش انسان رو میکشند. ولی انسانها سالانه صد میلیون کوسه را میکشند.

به رقم دقت کنید. سالی صد میلیون کوسه توسط انسان کشته میشه.

دومین قاتل انسان بر روی زمین پشه ها هستند که سالانه پانصد هزار نفر را میکشند.

ولی اگه بخوایم مهمترین قاتل انسان رو به گفته سعدی نابود کنیم، باید اول به مقام اول لیست بیشترین قاتل انسان در هر سال بپردازیم. بله خود انسان.  

بیشترین موجودی که انسانها رو میکشه خود انسانها هستند. بعد کرمها بعد پشه ها.

پس از خود شروع کنیم. 

 

فرزام در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۵:

معلوم نیست بالاخره باید با دشمن چیکار کرد! یکی میگه بکش یکی میگه بکش!

البته به حرف ها نباید کار داشت و باید دید در تاریخ چه چیزهایی رخ داده و نتیجه هاش چی بوده.

مثلا داستان اسیران بنی قریظه چرا با بقیه اسیران فرق داشته. تصمیم متفاوتی گرفته شده.

فرزام در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۴:

شرافت انسانی حکم میکنه که انسان هیچ وقت وسط‌باز باز نباشه و راه بی‌آزارتر رو انتخاب نکنه. بلکه راه درست و صحیح رو انتخاب کنه. هر چند تلخ باشد و سبب آزار عده‌ای گردد. من اون سخنان سرخ‌پوستی و سامورایی رو نشنیدم. ولی بعید میدونم منظور  فقط راه سخت‌تر  باشه، نه راه صحیح. چون با آموزه‌های سامورایی همخونی نداره و تعهد و وفاداری و شرافت سامورایی اجازه انتخاب راه بزدلانه یا خیانتکارانه یا دروغ و نا صحیح رو نمیده.

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیم:

درمصرع دوم بیت ۳۳ کلمه نم صحیح نیست و تم به معنی تاری چشم و آب مروارید صحیح است و معنی بیت این است :

در مصرع اول ممدوح خود را به سلیمان تشبیه کرده که در عهد او هیچ ظلمی در آفاق (جهان) اتفاق نمی افتاد. و در مصرع دوم ممدوح خود را به حضرت عیسی تشبیه کرده که عهد او در چشم هیچ کس مخصوصا حواریون او کوری و تم (کم بینی و آب مرواربد) پیدا نمی شود. خلاصه سخن اینکه در عهد ممدوح من عدالت و سلامت کاملا وجود دارد.

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۵۷:

سلام جناب کمال داود وند

بنده متوجه شماره گذاری جنابعالی در حاشیه نویسی بر روی رباعیات نشدم اگر امکان داره شما یا سایر دوستان  توضیحی محبت بفرمایید،که منظور این شماره های چهار رقمی که نوشتید چیست.

۱
۱۶۲۳
۱۶۲۴
۱۶۲۵
۱۶۲۶
۱۶۲۷
۵۸۱۱