امیر م. در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۳:
در نسخه چاپ دکتر اردوان بیاتی که بر اساس همان تصحیح فروزانفر است، بیت آخر «بس» به جای «پس» دارد که معنی بسیار واضح تر و مناسب تر مینماید. اگر به نظرتان نیاز به تغییر هست من اصلاح کنم.
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۶ در پاسخ به nabavar دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
ناباور ..درود عزیز!
سوالی داشتم ، نیا کیست ؟
من از شعرا کنونی کسی را نمیشناسم... درود بر شما
دهمرده در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به رضا عبداللهی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان:
توضیحات کامل و جامع تشکر
همیرضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۵ در پاسخ به مجيد ع دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۷۳:
تقطیع جنابعالی منوط به این است که الفهای «آن»های بعد از «است» ها را وصل بخوانیم. اگر این «آ»ها را قطع بخوانیم که به نظرم روش طبیعیتر خواندن آنهاست، وزن شعر این است:
مستفعلن مفعولن مستفعلن فع لن
همیرضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۳ در پاسخ به مجيد ع دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۱:
نکتهٔ بسیار جالبی را عنوان فرمودید و وزن زیبایی است که پیدا کردید، اما فقط برای بیت اول غزل (مصرع دوم با ارفاق به جهت تشدید نامتداول روی یای غالیه) همچنان که جلوتر تقطیع کردید قابل پذیرش است و برای سایر ابیات مصداق ندارد. کل غزل ذوبحرین نیست.
saeed ahadkish در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۲ در پاسخ به محمود اسکندری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
من کجا گفتم خودم میفهمم و مولانا نمیفهمه ؟ من گفتم مولانا آدمه و قاعدتا مثل من مثل شما اشتباه میکنه
اینی که میگید هنر حد و مرز نداره واقعا ساده انگارانه است . بله شاید فرم اینجوری باشه ولی محتوا حد و مرز نداره ؟ یعنی اگه یه نفر بیاد با نهایت هنر سینمایی یه فیلم پور.ن بسازه شما تاییدش میکنی ؟ مجسمه های یونانی خیلی هنرمندانه است ولی واضحه که عریان بودنشون اشتباهه . یعنی خود حضرت داوود اون مجسمه ای که ازش ساختن رو تایید میکنه ؟ حالا هر چقدرم از لحاظ هنری خوب باشه
شکی در بی رقیب بودن شعرای کلاسیک ما نیست ولی خواهشا به خاطر علاقه کوکورانه از اونها اسطوره های مقدس نسازید جوری که بگیم هر کاری که اینها کردند بدون شک درسته و مو لا درزش نمیره
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۳ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۲:
عیدتان مبارک !
دنیا را جز رنج و عذاب بر آدم نبود
مشکلات را تا قیامت اتمام نبود
آن قیامت کی رسد از انتها ؟
این دریا همی بیکران بود تا بی انتها
کس از آن دنیا نیاید یک دمی تا دلی خوش کند
کی توانی تو دیدن شادی آن رفتگان را یک زمان ؟
شادی را در نیکی و نیک رایی ببین
آن کو دلی را شاد کرد شادش بدان
مانا بوید و شادی زی...
رضا آذرآیین در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۷ در پاسخ به علی پاکنیت دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:
این ویرایشی کە فرستادید بسیار خوب و درست بود .
بهزاد یاراحمدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۹:
مصرع اول بیت دوم بدینصورت هم مشاهده شده که بنظر میرسد از بلاغت بیشتری برخوردار باشد:
یا نبایستی زد از آزادگی چون سرو لاف
سوشیانت کیخسروی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم:
گر ندیدی دیو را خود را ببین بی جنون نبود کبودی بر جبین
ظاهرا درطب گذشته آخرین مداوا در هر بیماری داغ نهادن بود. در درمان جنون نیزداغ نهادن بر پیشانی نوعی شوک درمانی بوده است مضافا اینکه فرد دیوانه را نشان دار هم می کرده است .
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم(حافظ)
شاید در اینجا مولوی کنایه ای به برخی زهاد وعباد یا دین فروشان که جای مهر برپیشانی داشته اند دارد که می گوید توکه منکر دیو هستی خودت راببین که داغ دیوانگی برجبین داری
ایمان پارسا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
با سلام
شرح کامل این غزل را در کانال حافظانه، ملاحظه بفرمایید.
رآد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۱۵ در پاسخ به رویا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
هدفی برای وجود نیست. ما سازنده اهدافیم
رآد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۲ در پاسخ به الهه دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲:
اکثر رباعیات خیام آتئیست بودنش رو میگه. ب نظر این رباعی از خیام نباشه.
رآد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۸ در پاسخ به سیدکاظم موسوی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:
گرامی وهمو خیال از دیر باز با آدمی بوده. شما فقط ادامه دهنده این وهمو خیالی. کمی آهسته تر برو شاید جهان را هم دیدی
نیمه پنهان ماه در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
سلام دوستان
آیا دیو سفید و خطاب به دماوند در این شعر ارتباطی با ضحاک و اینکه ضحاک به کوه دماوند پناه میبره و در آخرالزمان بیرون خواهد آمد، به قول فردوسی، اشاره ندارد؟
راستین معتبرزاده در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳:
در مصراع دومِ بیت چهارم یک حرف جا افتاده است.
واژه ی "قدر" به اشتباه "قد" نوشته شده است.
حدیث لعل خود از چشم دُر فشانم پرس
که "قدر" گوهر سیراب، گوهری داند
مهرداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
در بیت:
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
تفسیر من آن است که مخاطبش "خدا" نیست بلکه معشوقی غیر از خداست زیرا "خدا را" بیشتر به معنی "تو را به خدا" است. من اینطور میفهمم که حافظ به معشوقش میگوید تو را به خدا مرا به زهد و خرید بهشت دعوت مکن و بگذار رندانه و با می و معشوق بگذرانم زیرا این نوع زندگی، در همه کون و مکان و امکاناتش برایم کافیست و چیز بیشتری نمیخواهم.
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
امیر م. در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۱۵ در پاسخ به امید دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۵: