سپهر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:
واقعا عزیزان چطور این بیت رو عرفانی معنی میکنید؟! به صورت واضح خیام داره میگه که ما هیچی نیستیم در این دنیا. سعی کنیم زاویه دیدتون رو عوض کنید، یک مگس از دید خودش قطعا دنیا براش متفاوت هست براش و فکر میکنه این جهان زیبا برای اون طراحی شده، در حالی که از دید ما مگس هیچ تاثیری نداره. و مگس هم شاید هیچوقت نفهمه چیزی به نام انسان وجود داره! پس اینقدر خودمون رو بزرگ نکنیم در این دنیا. هیچ عرفان و خدایی هم وجود نداره که بخوایم با اون یکی بشیم و معنا پیدا کنیم. یک زمان کوتاهی در این دنیاییم .نه دلیلی داره و نه مفهومی . مثل یک قطره آب که از ابر میاد و به زمین فرو میره و قرار نیست معنای خاصی داشته باشه! تنها فرق موضوع این هست که ما میفهمیم که وجود داریم و میخوایم حتما وجودمون معنادار باشه ولی واقعا نیست. با کارهایی که در این دنیا میکنیم زندگی رو برای خودمون معنا دار کردیم که کار درستی هم هست. بهرحال خیام این موضوع رو فهمیده که آقا سعی نکن معنای پیچیده ای به دنیا و انسان بدی. فقط بگذرون و لذت ببر و سخت نگیر که اذیت بشی! تمام
محمدصادق کریمی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۴۵ در پاسخ به مهرزاد شایان دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۷:
به نظر میآد درد خواست درستتر باشه. چون میخواد بگه وقتی طبع آدم عوض بشه و معده از راه راست خارج بشه و شکم خودش درد رو بخواد و درد رو مطالبه کنه، دیگه نمیشه با دوا و دارو و اسباب راستی، درستشون کرد.
در حالی که خاست به معنی برخاستن و نمود پیدا کردن و پدیدار شدن به معنی بیت نمیخوره. اگه بگیم شکمدرد بر میخیزد یا شکمدرد شروع میشود هم جور در نمیاد. یعنی این معنی درست نیست که بگیم «وقتی معده مشکل پیدا کنه و درد شکم شروع بشه دیگه هیچ دوایی روش اثر نداره» مشخصه که منظور سعدی این نبوده که درد شکم و معده درمان ندارند.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۹۲:
مَهله و نَهله هر دو صحیح است
این کلمه با شکل ها و ساخت های مختلف در اکثر استان های جنوبی ایران استفاده می شود و اختصاص به استان خاصی ندارد
در عربی هم استفاده می شود کلمه مُهلت در عربی از همین ریشه است
و مَهِّلِ الکافرین أمهلهم رویدا
اسماعیل کرمی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
به نظر من هم « من چرا ملک جهان را » درست است.
چون شاعر در این بیت اشاره به بریدن از دنیا و پست بودن دنیا در نظرش اشاره میکنه « از خصیصه های بارز شعر عراقی »
حالا شاعر در این بیت می فرماید : پدر من ( حضرت آدم ) بهشت با اون همه دبدبه و کبکبه رو به دو تا دونه گندم ارزانی داشت ( اشاره به گول خوردن آدم و حوا ). این «دنیای پست» که دیگه به یک جو هم ارزش نداره.
«ناخلف باشم اگر» دقیقا به دنیا اشاره نمیکنه .
شمس کاشانی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهام:
👇👇👇
پس "زدی" اشراق آن نا احولی
بر دل کاشی شدی عمر علی
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد/هر کس که این ندارد حقا که آن(خانلری:جان) ندارد(۱۲۶)
جان آدمی بی زیبایی چهره دوست، شوق جهان ندارد،
آری آنکه در تماشای این زیبایی نیست، زنده نیست(ایهام آن:حال خوش- سعدی با جمله مثبت آورده: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست...- واج آرایی حرف ج)
۲-با این وجود، در هیچ کس نشانهای از آن معشوق ندیدهام، یا او بینشان است و یا من از آن بیخبرم.(در ظاهر متضاد است اما جمال او در بی نشان بودن و فراجهان بودن است-مثل آشیانه سبمرغ؛ کوه قاف که در انتهای دنیاست-)
۳-در راه واهمهانگیز عشق، هر شبنمی چون صد دریای آتش است و درد اینجاست که این راز همیشه پوشیده خواهد ماند.
۴-ای کاروانسالار، همینجا که آسایش فراهم است و هنوز قدم در وادی عشق نگذاشتهای اقامت گزین، که راه عشق بیپایان است.
۵-چنگ قامتخمیده، با نوایی دلکش تو را به حال خوش می خواند، پند سودمند پیران( ایهام: شکل چنگ که کج هست) را بپذیر
۶-طریق خوش باشی و پنهان کاری را از محتسب رند بیاموز، که خود مست است اما کسی به او شک نمیکند.
۷- حکایت گنج برباد رفته قارون را بر دل خویش بازخوانی کن، تا در پی زراندوزی نباشد( و به حال خوش بپردازد- خانلری: با غنچه باز گویید: برگهای گل را پنهان نکند؛ شکوفا شود)
۸-رازهای عشق را از رقیبان بپوشان، حتی از شمع که این گستاخ سربریده( قیچی کردن سر شمع برای بهتر سوختن) راز تو را فاش خواهد کرد.
۹- در جهان بنده عاشقی چون حافظ نیست، چون هیچ کس پادشاهی مثل تو ندارد.
( بیت اضافه در نسخه خانلری: ذوقی چنان ندارد بیدوست زندگانی/بیدوست زندگانی ذوقی چنان ندارد همچنین بیتهای ۶و۸ وجود ندارد)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
٫و انسان ها در این دنیا در خواب هستند هنگامی که بمیرند بیدار میشوند ...٫
چشمها را بستم
همه را کردم
همه را کندم و گفتم و کردم
...
همه در خوابند ... ؛ ...همه...
م.
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۰ در پاسخ به تيمور دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
اسم یک برنامه تلویزیونی هست تو ایام ماه رمضان فکر کنم فقط نشون میده دقیق اطلاع ندارم : "زندگی پس از زندگی".
ولی اینجا هم دقیقا زندگی پس از زندگی ست...اما یک زندگی واقعی و حقیقی ...
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش ..
و کسی که روح خود را باطن خود را ذات خود را و درواقع وجود خودش را نادیده بگیرد و از آن دور شود ..آه و حسرتی باقی ست ؟!
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
و من به دنبال روح هایی میگردم که چون من است .
تا با آنان همزبان و همراه شده و مفهوم رنج و شوق خود را بگویم ...
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
انسان از روح ساخته شده و در واقع از عالم بالا بوده و نه از جسم ؛ به عالم عرفانی و به روح باید توجه کرد نه به جسم و جسد خویش.
آرزو ی یک چنین فردی رهایی از جسم هست ..
و این قفس است برایش (جسم ):
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
.حافظ.
نی در اینجا خیلی ظریفانه آمده :
آنقدر روح انسان ی که از جسم رهایی میخواهد و به رفتن به سوی خداوند اشتیاق دارد ، به تب و تاب افتاده که پس از مدتی مثل نی نازک میشود ... قصه نازک شدن یک نی ... قصه به تب و تاب و شوق و به تنگ آمدن یک انسان ...
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بشنو از نی چون حکایت میکند ..
بگذار بر پشت زین خود معتبر بمانم
تو در کلبه و خیمه خود بازبمان
بگذار که سرخوش و سرمست به دوردستها روم
و بر فراز سرم هیچ جز اختران نبینم.
.گوته.
محسن جهان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۲:
تفسیر ابیات فوق:
این عارف و حکیم قرن چهارم میفرماید:
تمام مشکلات مردم از برتری جستن و زیاده خواهی است و تذکر میدهد، اگر طالب آرامش و زندگی ایمن هستی، قناعت را سر لوحه امور قرار بده.
و اگر با خرد و دانش الهی مأنوس هستی، در این جهان خواهان یکتایی و یکتا پرستی باش.
علی رضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۷ در پاسخ به Sepide دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
بانو پروین در بسیاری از اشعارشان از مولانا الهام گرفتن. همین شعر لطف خدا در دفتر سوم بخش ۳۶ بگونه ای دیگر توسط مولانا ذکر شده و بانو بسط داده اند و همینطور شعر محستب و مست .
احسان چراغی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
حافظ در غزلی میگوید:
«دولت آن است که بی خون دل آید به کنار»
که احتمالا نقطه مقابلِ مصرع دوم بیت آخر این غزل سعدی است.
احمد اسدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۵:
مصراع دوم بیت اول تسلط صائب را بر مفاهیم موسیقی ایرانی نشان میدهد که آنرا به زیبایی با مفاهیم عرفانی پیوند می زند.
اینکه صائب در سه بیت اول با نگرشی توحیدی مقصد همه ی راهها را یکی می داند و در کثرت صورتها فقط یک وحدت در معنی را میبیند.
با اینهمه این مفهوم معنوی را با زیبایی ادبیاتی ترکیب میکند و میگوید:
هر چند پرده هاست مخالف، نوا یکی است.
پرده در موسیقی ایرانی اصولا به عنوان فاصله دو نوت تعریف میشود که موسیقی ایرانی اضافه بر پرده های اصلی، نیم پرده و ربع پرده نیز دارد که به عنوان مثال نوت های بمُل و کُرُن به ترتیب نیم پرده و یا ربع پرده هستند. پرده در سازهایی مانند تار و سه تار، با بستن رشته هایی نخی بر روی دسته ساز مشخص میشود و در سازی مانند نی با سوراخهای نی. چنانچه مولانا میفرماید:
نی حریف هر که از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید
که در آن پرده اول پرده ساز و پرده دوم پرده حجاب است.
از طرف دیگر واژه "مخالف" به گوشه ای در دستگاه های سه گاه و چهارگاه اشاره میکند. گوشه ای بسیار زیبا که معمولا اوج آواز در آن اجرا میشود و پرده بندی خاص خود را دارد از ترکیب پرده های اصلی و نیم پرده.
صائب اشاره میکند که پرد ه ها مخالف است یعنی ترکیب پرده ها، در گوشه موسیقیایی مخالف هست اما از آن نوا حاصل می شود که "نوا" یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی است که پرده بندی آن با گوشه مخالف متفاوت است.
ترکیب زیبای مفهوم وحدت در کثرت با واژگان موسیقیایی و این صنعت زیبای ایهام، هنری شگفت انگیز و تحسین برانگیز از صائب است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۲ در پاسخ به ن،ن دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
درود
برداشت شما از این بیت اشتباه است
گر چنانست که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانماگر این طور است که روی مرا بر در غیر ببینی مرا از در خویش بران
یعنی من این کار را هرگز نمی کنم
اگر با غزل سعدی آشنایی داشته باشید فرهنگ سعدی، پایداری به عشق و دوست است حتی اگر تیرباران کنند نه اینکه فرار نمی کند بلکه حتی روی برنمی گرداند
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱: