گنجور

حاشیه‌ها

ناپیدا در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۵ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:

سلام عزیز !

کجایش بی ربط بود ؟

همین که فکر داغ دیدگان هموطنت باشی زیبایی وجودت را به نمایش گذارده ای ! ...

شعرت به زیبایی گوارای تن و روحم شد 

درود بر تو 

آرش عطار در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

ما خود زده‌ایم جام بر سنگ دیگر مزنید سنگ بر جام

جام بر سنگ زدن یعنی امتحان کردن و سنگ بر جام زدن یعنی توبه کردن. این دو ضرب المثل هستند.

ما بار ها تو به کردیم از عشق و دیدیم فایده ندارد شما دیگر امتحان نکنید

امیدوار در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:

علیرضا جان در سفتی

در سکوت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:

سلام 

بار الها مددی خاطر یاران خوش کن 

خاطر ما و همه ملت ایران خوش کن 

پاک کن نقش غم از خاطره این مردم 

حالمان را بحق حضرت جانان خوش کن 

کام خشکیده از آه جگر سوزم را 

بذل لطفی کن و با رحمت باران خوش کن 

این دلی را که همه ساله زمستان باشد 

با نسیم خوشی از سوی بهاران خوش کن 

شب و روز از غم یاران و عزیزان گریان 

شب و روز همه را جان عزیزان خوش کن 

خانه دل سیه از آفت بی ایمانی

رنگ این خانه تو با پرتو ایمان خوش کن 

زندگی تلخ چو زهر است به هر خرد و جوان 

زندگیشان به حق و حرمت پیران خوش کن

هرکسی را که پی شادی مردم باشد 

بر لبش خنده نشان ،خاطر ایشان خوش کن 

بی ربط است وپوزش دل نوشته ای بود گفتم قید کنم

ماھسا مشتری در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره:

ور بود بر مغز ،ناری شعله زن

بهر پختن دان نه بهر سوختن

تا که باشد حق حکیم این قاعده

مستمر دان در گذشته و نامده

معنی:

آتش خدا قشر مغز اندیشمندان را میسوزاند تا عقل آنھا  پختہ شود  مثل بادام کہ پوستش را میسوزانند تا خود مغز از خامی در آید و این قشر چیزی جز خود خواھی و غرور و بی توجھی بہ علم خدا نیست

و این قانون خداست از گذشتہ تا بہ آیندہ

ماھسا مشتری در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد:

سایہ در روز  است جستن قاعدہ

در شب ابری تو سایہ جو شدہ

معنی این شعر :

عدہ ای روحیہ سایہ جویی در روز دارند و بہ آن مفتخرند و سایہ میخرند و معاملہ میکنند و قانون زندگی ان ھا میباشد تا بدین وسیلہ کسی کمی و کاستی و پستی آنھا را نبیند و متوجہ آن بی ارزشی ھا نگردد و بہ سمت فضیلت داران نروند.

در شب مھتابی و شب پرستارہ بدنبال ابر ھستند تا جلوی نور مھتاب را بگیرد و از سایہ ابر لذت میبرند نه از نور ماہ

تشنه معرفت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - هرچه باداباد:

واقعا هر تلاشی بی فایده به نظر میرسه وقتی تمام این چیزا بی اهمیته و اصل نیست

ولی افسوس که «چه توان کرد؟» هیچ. پس:«هر چه باداباد»

میرزا رنجبر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

سلام دوستان و صاحب نظران من فردی بیسواد هستم و این غزل حافظ برای زیبایی و خوشکلی شاه شجاع سروده است و نه عرفان در او است و نه بعد معنوی دارد او همانند غزل اگر آن ترک شیرازی .....فقط به شاه شجاع نظر داشته چون زمانی که شاه شجاع دنیا می آید حافظ پانزده ساله بوده و حدود سی ودو سال با شاه شجاع بوده و هر کجا نام خال آورده منظور خال شاه شجاع که در صورت داشته و چون شاه شجاع بسیار زیبا بوده اند که حتی نوشته شده است که زنان برای دیدن شاه شجاع به کوچه آمده و منتظر می ماندند تا او عبور کند تا بتوانند ببینندش .حافظ از شاه شجاع می گوید و بس چرا که ما غزلی حتی به نام پدرش و یا مادرش ندارد چرا چون شاه شجاع با پدر و مادر خود چکار کرد و حافظ هم یکی از طرفداران شاه شجاع است و شاهی که با نامادری خود ازدواج می کند و به چشم پدر خود میل می کشو و او را کور می کند و بعد هم به زندان می افکند آیا نسبت دادن این شعر به پیامبر اسلام درست است .پیامبر اسلام معدن اخلاق و سفارشات در  مورد پدر و مادر است و شاه شجاع  چکار کرد  برخلاف سخن پیامبر حرکت کرد و حافظ نیز حامی و مداح او بود و در آخر بگویم که هرکه با ملا نشیند عاقبت ملا شود 

 

مهرداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

ایرج میرزا هم با این وزن شعر سروده.

شعری با این مطلع:

میم سپاسی کجاست تا که نگوید

عارف بیچاره دادخواه ندارد

....

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۲ - در مدح خواجه عمید حامد بن محمدالمهتدی گوید:

این یکی از بهترین سروده های فرخیست نمیدانم چرا کسی نمیخواند

آنکه  درفشد همه از روی او
رادی و فر و فره ایزدی

جواد بیگی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

چون مرغ به طمع دانه در دام

چون گرگ به بوی دنبه در بند

بنظرم مصرع اول طعم صحیح تر باشه چون از نظر وزنی و هم از نظر مراعات نظیر خیلی بیشتر میاد به اینجا

جواد بیگی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۵ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

بنظر من طمع درست نیست و طعم صحیح‌تره هم بخاطر وزن هم بخاطر مصرع بعد که از بو استفاده شده. طعم و بو خیلی نزدیکتر بهم هستن

داوود ملک‌زاده در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۷ در پاسخ به وحید محمدپور کاریزکی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۹:

استاد حبیب - که ارادت داریم خدمت‌شان - اشعاری را با تغییر - عمدی و سهوی - اشتباه خوانده‌اند. از جمله‌ی آن‌ها غزلی از شفیعی کدکنی است با مطلع "نفسم گرفت ازین شب، در این حصار بشکن..."؛ یک‌جایی بیت "ز برون کسی نیابد چو به یاری تو این‌جا" را این‌طوری خوانده‌اند: "ز برون کسی نیاید جویباری تو این‌جا" (جویباری به جای چو به یاری) و احتمالن علتش این بوده که در کتاب شفیعی کدکنی چاپ قبل انقلاب، "چو به یاری" را چسبیده و به صورت "چو بیاری" چاپ کرده و این اتفاق افتاده. موارد دیگر هم دارد که از حوصله‌ی این مقال خارج است.

در خصوص این غزل هم هم قافیه کردن "خانه‌ام" با "دلم" و "یک‌دلم" درست نیست. گویا در اصل این شعر، به جای "خانه‌ام" آمده "منزلم" که درست می‌نماید.

Saman Sadollahi در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:

سلام  چطوری میشه دکلمه ی این اشعار و خوند و اضافه کرد ایدیی چیزی بدین من ارسال کنم 

در سکوت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

سعید ا...ی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

درود وزن این شعر 

مفتعلن فاعلن مفاعل و فع لن هست

 

رو ی تو خوش   می‌ ن ما   ی دآ ی ن  ی ما 

مف ت ع لن     فا ع لن      م فا ع لُ   فع لن 

 

 

کآ  ی ن پا       کی ز  اس  تُ رو ی تو   زی با

مف ت ع لن     فا  ع لن      م  فا  ع لُ   فع لن

 

 

محسن جهان در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

تفسیر بیت ۴:

مولانا در این بیت صراحتا از قول پروردگار و استناد به آیات قرآنی می‌فرماید: ای بشر اگر طالب عنایت و توجهات او در امور زندگیت هستی، فقط رضا و تسلیم در برابر مشیّت الهی کارساز است. که اگر رضایت وصلاح او مقدر شود باران رحمت بی انتها باریتعالی بر سرت خواهد بارید. 

پیرمرد ۰ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

با درود، در بیت یکم با توجه به مصرع دوم به نظر می آید که "بی پرده" درست باشد و نه "در پرده".

 

۱
۱۴۸۹
۱۴۹۰
۱۴۹۱
۱۴۹۲
۱۴۹۳
۵۸۰۹