گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۳:

چه گوش پند شنو چشم داری  از مردم
 چو هست کار تو واعظ همیشه نشنیدن

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶:

همه بردگان و پرستندگان
جهانجوی و  بیداردل  بندگان

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۸ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:

نخواهد گشودن همی با تو چهر

فردوسی  بیشتر انچه را با کسره میخوانیم  با  زبر اورده و  همین سپهر را هم  بهر  و شهر قافیه کرده  -  تواند بود
چنین است کردار گردان سپهر
گهی نوش بار اورد گاه زهر

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:

گزین کرد از ان نامداران سوار
 دلیران جنگی دو و ده هزار
هم از پهلوی ِ پارس کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ
به بالا و سال سیاوش بدند
خردمند و بیدار و خامش بدند
بفرمود و لشکر ببیرون شدند
ز پهلو سوی دشت و هامون شدند
سراندر سپهر اختر کاویان
چو ماه درخشنده اندر میان

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۲ در پاسخ به محمد فخارزاده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:

چنین است کردار گردان سپهر
نخواهد گشودن همی برتو مهر
دهر نمیگردد و شاهنامه ای هم نیست   فردوسی بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی  از اغاز میخواسته به پارسی بسراید و بسیار بسیار اندک  عربی اورده  نه  چون پاک گرایان زمان ما -  ان زمان  پارسی  دری بسیار پاک تر از اینها بوده و او میخواسته در نامه شاهانه ایران  پارسی سراید بی هیچ دشمنی و تنگ چشمی

دگر انکه سپهر خود جایگاه بهر است  سپری شدن و بچم فلک نیز است و بیشتر در خور است تا دهر -

علیرضا . در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به رضا فتاحی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۷:

درود فکر میکنم برای نهی کردن از سخن گفتن پیش شاه باشد(لاتکلم)

تهمینه فرد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۲۶:

امکانش هست معنی این شعر رو عزیزی بفرمایند؟

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

 تا کنون خوانش را نمیشنیدم  این یکی همه را شنیدم  خواستم  بسی سپاس و بسی  درود بسی کنم به بزرگوار بانویی که نامشان سعیده تهرانی بود بسیار درست و روشن خواندند افرین و دست  خوش و لب و دندان مریزاد

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

سعدی کسی نبود که  دلدار  خوارش کنه اینجا که دلدار بچه خوبی بوده  او را به خوبی ستوده و چون  خودش را کرده چراگاه  در  سروده سپسین  دهنش را هموار کرده

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

خدایا مارا از دست این عارفان  بی همه چیز اسوده بدار  نه به مرده میبخشند نه به زنده -هرچی سخنوران رشته اند اینها پنبه میکنند  -  خوشت میاید من هم زیر همه سروده های سعدی بگویم 
این میگوید افسوس  برانان که  چشم دیدن روی ترا ای پسر زیبا ندارند و زیبایی ترا ندیده اند و دنبال ناجنسان میروند و اگر زنبازان ببنند پسری را دانند که چرا ما جامه درانده ایم و ان ریش که بر رخ تو سبز شده مشک سیه است که بر گل دمیده است
اگر خوشتون میاید تا من هم بیایم  بنویسم

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

این سروده بیگمان سعدیانه است و نمونه سخن اصفهانی نیست
تنها سروده سعدی اینگونه است
در راه غمت کنم هزینه
گر یک دل و صد هزار دارم
دشنام چه میدهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم
-
تا دستها کمر نکنی بر میان دوست
 بوسی به کام دل ندهی در دهان دوست

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۲ در پاسخ به مصطفی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

عفت یعنی چی / چرا عفت را تنها در همتنی میدانید ؟ دگر انکه چون خود سعدی نگفته و نمیداند چیست شاید می سرخ یا توت سیاه باشد چرا ما فضولی کنیم  بگذار با سعدی خوش باشیم

Abbasrapper در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۱ - داستان سگ و صیاد و روباه:

درود کسی اگه میتونه خلاصه ی این داستان رو تعریف کنه ممنون

امیر م. در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲:

سلام. بعضی از مصراع ها اتفاقاً کاملاً تضمین شده‌اند.

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۸ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

 میوه ی بر بار میوه ای که بارش رسیده  و بر بار بودن  به دو معنی درست است بار که بار و بر درخت است و بار که بار میوه است و شمار  تره بار و بار میوه بار است   یک بار پرتقال یک بار سیب   و میگویند   وبار امدن یعنی  پرورده شدن و رسیدن  -درختهای باغ   میوه اش بار آمده  یعنی رسیده است  و باید چیده شود و   میوه فروشان به باغداران میگویند بارت را میخرم -
همچنین بنگر که بار داشتن نه تنها درباره درخت که برای زن بار دار هم میگویند  و بار هشتن  زن  زاییدن است

درباره دار دست میفرمایید
دار درخت است و بالا و بلندای  مردم نیز  دار و همچنین لار است  و درست انست که  بزرگتران  میگفتند  دارت بگردم  و لارت بگردم

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۰۲:

بیگمان بدین گونه درست است
درراه غمت کنم هزینه
 گر یک دل و گر هزار دارم

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:

شگفت این  سروده سرتا پا  از سعدی است  در دیوان امیرخسرو دهلوی و اینجا نیز امده

در سکوت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه:

این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

ماھسا مشتری در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح:

گر نِیَندی واقفان امرِ کُن در جهان رد گشته بودی این سُخُن

گر این جمادات(سنگ و چوب و غیرو) ، به امرِ "کن فکان خدا "واقف نبودند . در جهان ، سخن گفتن جمادات و گیاهان رد می شد و هیچکس تصدیق نمی کرد که این ستون بیجان کارِ جاندار می کند

سایت دیدارجان

اشارہ بہ آیہ ۱۱۷  سورہ ۲

بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَإِذَا قَضَیٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

او آفریننده آسمانها و زمین است و چون اراده آفریدن چیزی کند، به محض آنکه گوید: موجود باش، موجود خواهد شد.

 

۱
۱۴۸۷
۱۴۸۸
۱۴۸۹
۱۴۹۰
۱۴۹۱
۵۸۰۹