گنجور

حاشیه‌ها

محسن جهان در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۳۷:

عارف عالیقدر می‌فرماید: در این دار فانی عده‌ای در ذهن خود خیال‌پردازی کرده و بدنبال شهوات و تجملات، دچار کبر و غرور شده اند.

و برخی دیگر از انسانها با عبادت های شبانه‌روزی و ریاضت، گاهی دچار شک و یا یقین گردیده اند. که در هر حال از کوی تو دور افتاده‌اند. 

سالکان حقیقی فقط با عشق و بدون تمنا او را ستایش می‌کنند. 

محسن جهان در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۰:

عارف و شاعر نامدار قرن چهارم در این رباعی زیبا می‌فرماید:

برای نیل به مقام عارفی و شیفتگی الله، بایست که از خود بگذری و در فضای الهی محو شوی. و جهت وارد شدن به حلقه عاشقان و تسلیم شده واقعی، بایست از نظر خلق پنهان گردی و منیت خود را اظهار نکنی.

فرزام در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۲:

گر از بنده لغوی شنیدی مرنج، جهاندیده بسیار گوید دروغ

چون در تصحیح فلانی چیز دیگری بوده، حتما حتما درست نیست.

 

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

سلام بر یاران همدل 

گویند بهشت ،حور و ریحان دارد 

با شیر و عسل ، میوه و غلمان دارد 

بی دوست بهشت چون کویری خشک است 

با دوست کویر لطف رضوان دارد 

سپاس همراهان عزیز

حمید مدنی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۰:

یاد یه نقاشی ژاپنی افتادم
موج عظیم کاناگاوا

در سکوت در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

ناصح رحیمی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار مُحِبّان بادپیما را

..... 

 

باده پیمایی به معنای باده ریختن است... حافظ در بیشتر اشعارش معشقوق را ساقی خطاب می‌کند و در اینجا هم همین کار رو کرده. 

محمدجواد امیراحمدی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:

این غزل در کلیات سعدی نسخه فروغی با شماره‌ی ۴۹۸ ثبت شده.

محمدجواد امیراحمدی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

سلام.این غزل ظاهرا در کلیات با شماره ۵۱۵ ثبت شده.

 

در سکوت در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

کیوان زمانی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۰:

درد دلیم ،شور دو عالم غبار ماست 

کوروش در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۰ در پاسخ به عباس الاشعری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد:

Sepanta در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

این غزل را جناب نصرالله ناصح‌پور با سه‌تار استاد محمدرضا لطفی در آلبوم به یاد درویش خان، قطعه بداهه نوازی اجرا کرده‌اند.

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:

سلام بر بزرگان 

گر یک نفس از عمر تو باقی ماند 

مگذار که غم توسن خود را راند 

سرمایه بی بدیل انسان عمر است 

حیف است که دل کام از او نستاند 

ارادتمند دوستان

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:

سلام برمهربانان 

محکوم بود بمرگ هر انسانی 

گیرد زتو چرخ انچه بخشد دانی؟ 

هر جا که بود در این جهان آبادی 

پایان تمامشان بود ویرانی 

سپاس بیکران

آینهٔ صفا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:

در این بخش «صالح» کنایه از روح و روانِ پاکِ ولی یا پیرِ سالک است. «ناقه» کنایه از بدن و تنِ پیر است و «کره‌ی ناقه» کنایه از خاطر و احساساتِ پیر. «قوم ثمود» نیز کنایه از مریدان و سالکان راه.

جلال‌الدین از این روایت برای توصیف روابط میانِ مرید و مراد - و ساختار کلیِ خانقاه‌ها - استفاده میکند. بدین شکل که پیر/مراد، دانش و خرد و انوار الهی (صالح) را در اختیار مریدان/سالکان (ثمود) گذاشته و آنها در ازایش از بدن پیر (ناقه) مراقبت کرده و به او خدمت می‌کنند. اما زمانی می‌رسد که نفس مریدان بر آنها غلبه کرده و از روی طمع، حسادت، کینه یا خشم، از پیرِ خود گله کرده و از خدمت به او سرپیچی می‌کنند (ناقه را می‌کشند) و موجب آزرده خاطر گشتنِ پیر می‌شود (کره‌ی ناقه سر به بیابان می‌گذارد). پیر در مواجهه با نفسِ سرکش و سرپیچیِ مریدان، آنها را به عذاب الهی و مرگ گواهی می‌دهد؛ یعنی اخراج آنها از خانقاه و توقف‌شان در مسیر سلوک. اگر از میان مریدان کسی قصد ماندن در خانقاه و ادامه‌ی سلوک دارد باید ابراز پشیمانی و سرافکندگی کرده تا دل آزردگیِ پیر بر طرف گشته و رضایت خاطرش جلب شود (کره‌ی ناقه بجا آید) وگرنه هیچ امیدی به ادامه‌ی سلوک وی نیست و پشیمان (ساعد گزان) می‌گردد و از خانقاه اخراج شده و از سلوک‌ باز می‌ماند(عذاب الهی).

دوباره خاطر نشان می‌کنم که جلال‌الدین در این بخش از این روایت استفاده می‌کند که رابطه‌ی مرید/مراد را توصیف کند. در جاهای دیگر از این روایت برداشت‌های دیگری کرده تا مفاهیم دیگری را عرضه کند.

جوینده در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴۴:

حزین لاهیجی در کتاب «تاریخِ حزین» گفته که بیت اول این شعر را بر دیوار مقبره‌ای که نادرشاه برای خودش در شهر مشهد ساخت، نوشتند.

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان:

بیگمان پارس و اهواز و مرز خزر درست نیست پارس و اهواز کجا و مرز خزر کجا - دگر انکه  آهنگ سروده به هم میخورد -

 

شهنشاه دانندگان را بخواند

سخنهای گیتی سراسر براند

جهان را ببخشید بر چار بهر

وزو نامزد کرد آبادشهر

نخستین خراسان ازو یاد کرد

دل نامداران بدو شاد کرد

دگر بهره زان بد قم و اصفهان

نهاد بزرگان و جای مهان

وزین بهره بود آذرابادگان

که بخشش نهادند آزادگان

وز ارمینیه تا در اردبیل

بپیمود بینادل و بوم گیل

سیوم بهره اران و مرز خزر

ز خاور ورا بود تا باختر

چهارم عراق آمد و بوم روم

چنین پادشاهی و آباد بوم

۱- خراسان ۲- قم و سپاهان و آذراپادگان و ارمینیه تا در اربیل وگیلان ۳- اران و مرز خزر ۴- عراق=(ایراگ) و بوم روم.  بخش پایینی که مکران وپارس و خوزستان و سورستان (میانرودان  و سوریه بود  ایراگ و یا نیمروز مینامیدند
این بخشبندی  بنا بر چهار سوی  خراسان و خاور و اباختر و نیمروز نبود  بیشتر بنا بر اقلیم بود
-
دگر گفته
 به بهرام روز و به خرداد ماه
 که یزدانش داد از جهان تاج و گاه
 - چگونه میتوان کنار بهرام روز خرداد شهر بیاید  پیداست که دستهای عربی گردان بسیار در شاهنامه  ویرانی به بار اورده   و
 این سروده به گونه  به بهرام روز و به خرداد شهر  کرده اند

۱
۱۴۶۶
۱۴۶۷
۱۴۶۸
۱۴۶۹
۱۴۷۰
۵۸۰۹