حمید رضا صالحی در ۴ سال قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:
میگه چطور گفتگو کنیم آن طور که شایسته است و خردمندانه از بیت ۲۵ تا آخر کسی میدنه توضیح بده با دقت ممنون میشم
حمید رضا صالحی در ۴ سال قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:
سلام معانی بسیار زیبای زیر به نظرم در گفتگو و نیز در مراسم خواستگاری بکار میاد یعنی نحوه صحبت فرخنده رو میگه لطفا اگر کسی معنی اون رو با دقت میدونه به صورت مشروح بگه اواخر ابیات اشعار بالا از بیت ۲۵
کنون تان بباید بر او شدن....تا آخر شعر
ممنون میشم
مهران عاشوری در ۴ سال قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:
درود خدمت همه عزیزان
در مورد بیت هشتم مطلبی عنوان فرمائید لطفا.
آرمان آرمان خواه در ۴ سال قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:
رخش پندار یعنی چه؟ (یعنی پنداری مانند رخش؟)
«رخش، پندار» خوانده می شود؟ یا «رخشِ پندار»؟
حسین یوسف زاده در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
شمع نکورویی تشبیه است و نکورویی اسمی و حاصل مصدر است باید در هنگام خواندن در هر دو موردبه صورت مصدری خوانده شود نه نکره ... ضمنا شعر حالت تصدیر دارد .
کاربر در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ در پاسخ به احمدرضا دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:
پسوند ک در زبان کوردی و لکی امروزی به معنای یک میباشد و <<برزگریک>> میشود <<یک برزگر>>
سمانه آقارضایی در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - عهد وفا بستن لیلی با مجنون و تأکید کردن آن به سوگندان گوناگون:
سلام ودرود
اگر معانی و شرح ابیات هم در همین سایت میگذاشتید خیلی خوب میشد.
محسن جهان در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۴ - در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد:
تفسیر ابیات ۴ الی ۶:
جناب خاقانی بزرگوار در وصف هیچ بودن این دنیا چنین بیان میکند:
تمام متعلقات این جهان به اندازه برگ کاهی ارزش جستجو و حیرانی ندارد، و نیز به مقدار یک جو برای انسان والا و خداپرست خریدار ندارد.
در بیت بعد این دنیا را تشبیه به باد و گذر سریع آن کرده و خلق را خاک پرست خطاب میکند. و لذا تاکید میکند که من آن آتشی نیستم که با وزش بادی رخسارم را برافروخته کنی.
ای انسان از برای طعمه چند روزه ارکان دنیا (منظور ارکان اربعه: آب، آتش، هوا و خاک است) طمع و حرص نداشته باش، آنچنان که عقل و جان خدادادی خود را فدای آن بنمایی.
مهرداد در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
سلام دوستان ارجمند
به نظر من برافروخته بود در سه بیت مختلف این غزل سه معنی مختلف میدهد و بعید است حافظ هر سع را در یک معنی آورده باشد. در مصرع اول به معنی غضب است. در مصرل سوم به معنی آراستن است و در مصرع پنجم به معنی روشن کردن است.
مهرداد در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۹ در پاسخ به درسا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
درسا خانوم سلام. نظر من اینست که برافروخته بود در مصرع اول فعل است و معنی آن این است که معشوق چهره اش را برافروخته بود و معلوم نیست در کجا دل عاشق بی نوایی را سوزانده بود. طرد و دفع و قبول و پذیرش و مهر و کفر همه در ید قدرت معشوق است.
جهانبخش مهربخش در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۴ در پاسخ به فریدون دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۶:
درود
در ادبیات کهن پارسی برای جمله های امری منفی بجای حرف ن از حرف م استفاده می شده مثلا:
میازار ، مرو، مکن ،روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو
جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو
دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن
حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو
هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما
آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو
همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده
وسوسهها را بزن آتش تو به یک بار و مرو.
لذا نازار و مازار هردو درست می باشند ولی به حرمت مولف و نگارنده بهتر است از نسخه اصلی بدون تغییر استفاده شود. سپاس
الیوت الدرسون در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:
به گمانم در قرن هفتم و در زمان سعدی مخنثان از پایین ترین مقام و مرتبه در نزد انسان ها بودند چون جناب سعدی در بوستان و گلستان به طور حسابی آن ها را کوبیده و هر جا به مصداق بد ذاتی نیاز داشته مخنث را مثال زده
الیوت الدرسون در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴:
به نظرم زیاد جالب نیست شخص پارسایی به تداوم دزدی کمک کرده است
قند و نبات است پدر سوخته در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۸۲ - شهر کثیف:
متاسفانه این اشعار گوهر بار بسیار دست کم گرفته میشوند و عامه مردم به آنها توجه نمیکنند واقعا این موضوع مایه شرمساری است که این استاد بزرگوار با بازی با چنین کلماتی حس درست و زیبای خود را به ما القا میکنند
مخصوصا بیت آخر که امروزه برای جوامع بشری بسیار احتمال اتفاق آن زیاد است
Mahmood Shams در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۴ - نصیحت به فرزند:
روحشان شاد لذت بردم چقدر در عین ساده و روان بودن شیرین و مفید بود ، ای کاش والدین بخوانند برای فرزندان تا با اشعار فارسی از کودکی آشنا و تربیت شوند تا انسان سالم و مفیدی برای خانواده و جامعه باشند ،
فقط در زمان ما هوله را حوله و اطو را اتو می نویسیم که در زمان ایرج میرزا و قاجار هوله و اطو نوشته می شده .
در سکوت در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
احسان سلطانی در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام
حافظ این شعر رو در عصر مظفریان گفته که حکامی سنی بودن البته احتمال سنی بودن خود حضرت حافظ هم زیاده ولی این دلیل نمیشه که ارادتی به امام حسین نداشته باشه این غزل مملو از کلمات مربوط به واقعه عاشوراست و نمیشه اونو کتمان کرد از رندان تشنه لب، آب، ولی شناسان، سرهای بریده بدون جرم و جنایت و .... در ضمن مصراع دوم بیت اول پر از معنیه که حضرت حافظ به مخاطبش در اون زمان اشاره میکنه که اگه نکته دان عشق هستی این غزل را بخون یعنی این غزل یک عشق سطحی رو توصیف نمیکنه از نظر بنده حقیر که فقط یک نظر شخصیه این شعر از زبان حضرت زینب گفته شده در مورد چیزی که دیده و اونو توصیف میکنه و در ابیات تشکر و شکایتی از معشوق خودش امام حسین انجام میده که در ابیات دیده میشه در مورد بیت اخر واژه "ار" مخفف کلمه اگر است که بعضی به معانی عجیب حتی اگر ترجمه کردن که خیلی عجیبه بیت اخر میتونه دو معنا داشته باشه که هر دوی اونا درسته اول عشق به فریادت میرسه و تو رو نجات میده اگه همانند حافظ به قدری عاشق باشی که قران را با چهارده روایت از بر کرده باشی و دوم عشقت به فریاد تبدیل میشه و اونو جار میزنی (همچون حضرت حافظ در این غزل) اگه چون حافظ اینقدر عاشق باشی که قران را با 14 روایت حفظ کرده باشی
موفق باشید
جهن یزداد در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۰ در پاسخ به دکتر همایون یکتا aa.yekta@yahoo.com دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
گمانم چیزی از سرودن و شعر ندارید و اگر داشتید در پیشگاه فردوسی اینگونه سخن نمیگفتید آنچه گفتید هیچ وزنی ندارد نه وزن سروده های شاهنامه و نه دگر وزن ها-
گذشته از وزن - هیچ پارسی گویی اینگونه سخن نمیگوید بیاراسته چون گل نوروز باغ - خود میدانید چه میگویید چه چیزی چیزی را اراسته ؟
فردوسی سخنش پیداست آسمان اراسته است همانگونه که باغ هنگام نوروز اراسته است
امیر م. در ۴ سال قبل، یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۱۵:
به نام خدا
هشت پسین: هشت بهشت
چار پیشین: گویا منظور عناصر اربعه است (آب، باد، خاک، آتش)
ده حس: حواس خمسهٔ ظاهر و باطن. ظاهری: بینایی (باصره)، شنوایی (سامعه)، بویایی (شامه)، لمسایی (لامسه)، چشایی (ذایقه)؛ و باطنی: حس مشترک، خیال، متصرّفه (متخیّله)، واهمه، حافظه
هفت عضو (هفت اندام): سر و سینه و شکم و دو دست و دو پای
سه روح: موالید ثلاثه (جمادات، نباتات، حیوانات)
— توضیحات بر اساس نسخهٔ تصحیح دکتر شفیعی کدکنی
توضیح بیشتر: به نظر خودم میآید چون انسان پس از این جهان به بهشت میرود هشت «پسین» گفته شده و جون پیش از این، از عناصر اربعه بوده، چار «پیشین» گفته شده.
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۴ سال قبل، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۹: