گنجور

حاشیه‌ها

آرمان تولایی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:

در مورد خیام به ادیب ، ریاضی دان و ستاره شناس بودن اشاره شده است، اما به نظر من خیام قبل از همه این ها "روانشناس" بوده است.

از این رو فقط با مطالعه آثار افرادی مانند نیچه و فروئید می توان به عمق اشعار خیام پی برد.

اما خیام در این شعر به انتقاد از شیوه تفکر ایده آل گرایانه پرداخته است ، شیوه تفکر ایده آل گرایانه هم در زندگی شخصی و هم در عالم سیاست جز بدبختی برای انسان چیزی به ارمغان نمی آورد و تنها کاربرد مفید آن برای انسان در زمینه ریاضیات است که خیام خود ریاضی دان بوده است. در مورد بدبختی های تفکر به شیوه ایده آل گرایانه پیشنهاد می شود کتاب فراسوی تناقض یا راز شیطان مطالعه شود که پس از جنگ جهانی دوم و شکست حکومت های فاشیستی و ایده آل گرا در اروپا نوشته شده است.

اما در مورد جنبه فردی تفکر ایده آل گرایانه که خیام در این شعر به آن پرداخته منظور آن است که چون حالت مطلوب و ایده آل انسان همیشه قابل دستیابی نیست بنابراین در صورت براورده نشده انتظار انسان در رابطه با رسیدن به هدفی نباید خود را با وسواس فکری دوچار حالت های روحی مانند پشیمانی و اضطراب و خودخوری کرد...

این جهان حکم فضای پیوسته ای از احتمالات را دارد و بسیاری از امور تصادفی و شانسی هستند و از اراده انسان خارج هستند و کنترل آن ها برای انسان غیر ممکن است.

از طرفی چون انسان با اصول تفکر تسلیسی و ریاضی به صورت ایده آل با دقت بی نهایت به موضوعات فکر میکنه ولی در عمل دقت انجام امور توسط انسان محدود است بنابراین نتیجه دلخواه و ایده آل حتی در صورتی که مسئله شکل دادن به جسم نرم و شکل پذیری مانند موم باشد نیز بدست نمی آید، و نباید خاطر خود را از این جهت آزرده کرد.

این بیت به درد کسانی می خورد که "شخصیت وسواسی مجبور" دارند.

گرشا در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۵ در پاسخ به Esmaeili دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:

درود بر شما خیلی زیبا گفتید متأسفانه عده‌ای فکر می‌کنن که منظور از برداشت ما از می که شاعری مثل خیام در بیشتر رباعیاتش میاره اینه که این مرد بزرگ صبح تا شب کارش می خوارگی بوده و بدین سبب بحث می عرفانی رو پیش می‌کشند در حالی که می در واقع مجازی هست از تمام خوشی‌ها و خوبی‌های جهان

محسن جهان در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

تفسیر ابیات ۱۰۱ الی ۱۰۳:

جناب مولانا در این اشعار ناب بیان می‌کند: خدایا من به هیچ سمت و سویی توجه ندارم بجز تو، و اگر هم نظرم به چیری جلب شود تو را در آن می‌جویم.

با بردباری و شکر در لحظات، شیفته و واله تو در آفرینش و آفرینندگی هستم، بدون علقه به مصنوعات و مادیات (همانند بت پرستان و دنیا پرستان).

مولانا تاکید می‌کند، انسان‌های عاشق صنع و عظمت خلقت پروردگار دارای فروغ ایزدی بوده که تلألو نور یکتایی در دل آن‌ها متجلی است، در حالیکه افراد وابسته و همانیده به مصنوعات این کره خاکی در واقع چشم خود را برحقیقت وجود ذات الهی بسته‌اند. 

در سکوت در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

احمد نیکو در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵:

گر دست دهد ز مغز گندم نانی

از می کدوی ز گوسفندی رانی

با ماهرخی نشسته در ویرانی

عیشی بود آن نه حدّ هر سلطانی 

احمد نیکو در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳:

زان پیشتر ای صنم که در رهگذری

خاک من و تو کوزه کند کوزه گری

زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

پرکن قدحی بخور بمن ده دگری

علی همتی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

اگر چراغ دلی دانک راه خانه کجاستم

وگر خدا صفتی بانگ کد خدات منم

سید در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۷ در پاسخ به zohair tayyeb دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

این ابیات در تصحیح ژول مول هست

کوروش در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۳۳ در پاسخ به میم الف دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس:

خب ؟

دل‌روز در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

بزرگواران

درباب بحث زن‌ستیزی بیت ۴:

مرد در معنای "انسان" کاربرد داشته و دارد

از طرفی

اگر به ریشه واژه‌ی "زن" نگاه کنیم، در برخی ریشه‌‌ها، به Cwene در به معنای روسپی،van به معنای خواهش،  vanas و venus به معنای شهوت، و در اوستایی به ریشه‌ی za(n زایش می‌رسیم. 

و البته که در بسیاری از ریشه‌ها، به معنای همسر برمی‌خوریم

مرد در معنای انسان و بشر، به بعد ناطق بودن و حیوان ناطق اشاره داشته و در مقابلِ آن، گاهی، زن به بعد زایش و شهوت و غیرمرد اشاره داشته است.

در نتیجه، در بستر زبان، گاهی زن، نه به عنوان انسان ماده، که به عنوان غیرمرد=نامرد=رفتارغیرانسانی نشان دهنده استفاده می‌شد.

 

پس

اگر جفای دوست نکشم، زن=غیرمرد=نامرد=غیرانسان هستم

 

یک واژه، در محیط‌های زبانی مختلف، معانی متفاوتی خواهد داشت

Mohammed Forouzeshfar در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۱۷ - حكایت:

در میان چشمه خوردی غوطه‌ای ...

فوطه : دستار، لُنگ

مسلم ناظمی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۱ در پاسخ به ارش دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

ملامتگران نیز بر آنچه که بر چشم‌های من رفت، گریستند.

حمید رضا۴ در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۱ در پاسخ به میم دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

سلام میم عزیز. نوشته ساده من را خیلی پیچیده و فلسفی برداشت کردید.

خیام در هیچ رباعی خدا را نفی و یا حتی سعی در اینکار نکرده.

او در بیت دوم، مانند چندین ابیات دیگرش، از آفریننده ایراد میگیرد که چرا جهانمان را پر از این همه درد آفریده. پرسش و اندیشه ای ساده که در هنگام درد و رنج در ذهن بسیاری انسانها شکل می گیرد. نمی دانم، شاید خیام پس از فوت عزیزی اینگونه رباعیات را برای دل خود می سروده.

اما، “عاقل” کسیست که در برابر چالش ها و دشواری ها و دردهای زندگی با به کار گیری درست از عقل و ارزیابیِ وضعیت، بهترین تصمیم را گزینه می کند. ناعاقل و یا به اصطلاح “بی عقل” هم کسیست که در این اوضاع، با درگیری احساسات و حساسیت ها و تعصبات در ذهن، بدون ارزیابی و شتابزده، عقل را به نادرستی به کار میگیرد و اغلب با تصمیم گیری های غلط وضعیت را خرابتر می کند.

یقینا انساندوست بودن که در رباعیات خیام فراوان می توان یافت عاقلانه است، و توهین و تحقیر و ایجاد درد برای دیگران بی عقلی.

نباید آنقدرها غیر منطقی و مسخره باشد اگر منِ نوعی، هر از چند گاهی در خلوت، خشم خود را به آفریننده ای که نه میدانم کیست و یا چیست ابراز کنم، اما با آفرینش که در آن زندگی می کنم و انسانها جزئی از آن هستند، با مهر و احترام و درک برخورد کنم.

دختر پرسپولیسی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

عرض ادب 

ببخشید غم خدمتکار یعنی چه؟ 

احمد نیکو در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۶:

متن بیت دوم بدینصورت هم صحیح است:

زان پیش که روزگار خونت ریزد

تو خون صراحی بقدح ریزی به

احمد نیکو در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:

زان پیش که بر سرت شبیخون آرند

فرمای که تا باده گلگون آرند

تو زر نئی ای غافل نادان که تو را

در خاک نهند و باز بیرون آرند

آرتین دهقانی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۷ در پاسخ به ali دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱:

متن درست است.

آرتین دهقانی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۵ در پاسخ به ali دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱:

بیامد دمان تا «برِ» او رسید. «برِ» دو هجاست.

 

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:

درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن / نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
درودها بر دوست تازه‌یافته‌ام جناب «رضا کرمان» عزیز
به عرض حضرت‌عالی می‌رسانم که آن مفهوم «خوبی به دیگران، در حقیقت خوبی به خود» و عکس آن، بسیار در قرآن کریم، آمده است.
به عنوان نمونه: آیه‌ی 15 سوره‌ی جاثیه: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اَسَاءَ فَعَلَیْهَا
در هر صورت

کم‌تر به تو گُل گفتن، الحق که جفا باشد / جز گُل به تو گل گفتن، بی‌عشق و صفا باشد: مسلم خزایی «ژاکاو».
موفق باشید.

۱
۱۴۴۰
۱۴۴۱
۱۴۴۲
۱۴۴۳
۱۴۴۴
۵۸۰۸