جواد سرجوقیان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۰:
در حاشیه بیت دوم: حادثه ای مثل مرگ چاره اش چیزی جز تسلیم و رضا نیست.
در حاشیه بیت هفتم: هر کسی که روحش از جسمش جدا نشود، نمی تواند روحش بچرخد و سوار باشد.
احمد نیکو در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:
متن بیت اول:
ای کوزه گرا بکوش اگر هشیاری
تا چند کنی برگل آدم خواری
زهرا قوچانی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمود:
قَصَب: پارچه نازک کتان - اَشهَب: سفید و سیاه - زبزب: کشتی - مشوب: آشفته
احمد نیکو در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۳۴:
رباعی بدین متن صحیح است:
با باده نشین که ملک محمود اینست
وز چنگ شنو که لحن داود اینست
از نامده وز رفته دگر یاد مکن
خوش باش که از وجود مقصود اینست
پویا شقاقی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۰:
عشق آمدنی بود نه آموختنی
Ghazal در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
خود حافظ در بیت آخر میگه این شعر رندانه هست نهعرفانی! من در تعجبم که عده ای مانند محتسب در زمان حافظ عمل میکنن و زیبایی و والایی روح حافظ رو حتی در عشق زمینی اش نمیبینن و از درک این موضوع ناتوان. حافظ فقط عشق میبیند و زیبایی معشوقش. این غزل عشق واقعی حافظ و یکی شدنش با معشوق رو میگه جایی که عشق اینقد متعالی هست که عاشق و معشوق یکی میشوند چه جسمی و چه روحی. قابل درک هست که بعضی افراد فکرشون به جهت مسائل دیگر میرود و از مساله روحی و عرفانی عشق و یکی شدن با معشوق زمینی غافلند.
زهرا قوچانی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در مدح امیر محمدبن محمود بن سبکتگین:
بیجاده: یاقوت
قَصَب: نی
زهرا قوچانی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید:
آبدان: آبگیر - سوده: گردو غبار - زر ساو: براده طلا
زهرا قوچانی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:
پیلگون: خاکستری رنگ - رای: راه - اندروا: آویخته - عَنقا: سیمرغ - عبیر: مشک - بیخته: الک شده، نرم - مغبر: تیره
Mahmood Shams در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
چرا قصیده ها خوانش نداره !!؟
دوستان لطفا قصیده های زیبای شیخ اجل را بخوانند
با تشکر 🙏
عبدالرضا فارسی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:
که زد بر کمان... یعنی چه کسی تو را برای جنگ آماده کرده.
عبدالرضا فارسی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:
زبان را به خوبی گروگان کند یعنی قول دادن
عبدالرضا فارسی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
سنگ بر سبو زدن یعنی آزمایش کردن
مهدی تنها در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
دوستان گرامی لطفا به بیت آخر دقیقتر توجه کنید، وقتی کل بیت به صورت مسجع و متناقض اشاره به نرمی و تیزی، ظاهر و باطن دارد، منطقی است که باطن بلا نیز در تضاد با ظاهرِ خوش باشد و معنای آن نیز همانی است که نشان میدهد.
منظور بیت نیز این است که بفهمیم اول از همه یک مرشد کامل فرای خوبی و بدی بصیرت دارد و در این دوگانگی زندگی نمیکند، بدی و خوبی از دید این اولیا یک معنای ثابت ندارد چرا که آنها میدانند که هر علتی ممکن است معلول دور از انتظاری داشته باشد که با ذهن خطی قابل درک نیست.
دوم اینکه به ذات رنجور و گذرای این دنیا اشاره دارد. سوم اینکه مانند عیسی که در انجیل متی فصل 10، آیه 34 و 35 میگوید: "من نیامدم که به زمین صلح آورم، بلکه شمشیر را" اشاره به آتش تطهیری دارد که این اولیا به همراه خود میآورند. خصوصا منظور حضرت مولانا در این بیت، آتشی است که این اولیا به جان ما میاندازند تا ناپاکی های مارا بسوزانند و ما را از وابستگی های زمینی جدا کنند.
محسن جهان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره:
تفسیر بیت ۷۰ فوق:
شرط تقرب به حضرت باریتعالی، بندگی و تسلیم محض در برابر مشیّت و مقدرات الهی است و نه بیهوده کاری.
به عبارت دیگر، برای رستگار شدن بایست تسلیم و مطیع الله بود نه سعی و تلاش منافقانه فراوان. یعنی اگر می خواهی به فلاح برسی منقاد دستور پیرِ عقل و ارشاد باش. و اِلّا تاخت و تاز کردن در میدان گمراهی هیچ فایده ای ندارد. اگر عبادات و ریاضات در ظِلِّ ولایت پیرانِ راه و عارفانِ بِالله نباشد، ره به سر منزل مقصود نَبَرَد. و بقول حافظ:
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
سیدمسعود در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
باسلام.خدمت دوستان
درجواب جناب ادهمی فکر کنم معنی اینگونه شایسته تر باشدکه:
من یار بی وفایی هستم که به جای پوست بدن خود پیراهنم را پاره میکنم.
میلاد رشیدی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۸:
در بیت ۷۳ بدین تیغ کاندر میان بسته ای...بیا بُر که از جنگ خود رسته ای....
میلاد رشیدی در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۸:
بیت ۷۹ درستش اینه
سپه را بدو یست فرمان جنگ...بدو باز گردد همه نام و ننگ.....اصلا در گفتار فریبرز چرا باید بگه سپاه ایران منتظر فرمان ویسه است؟اصلا ویسه در این بخش از شاهنامه زنده نیست
کوروش در ۳ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۰ در پاسخ به آناهیتا افشاری نیریزی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۵:
خب چرا نگفتی این چه زبونیه
جواد سرجوقیان در ۳ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۹: