زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۹ در پاسخ به وکیل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
در تأیید و تطبیق فرمایشتون: طبق آیه ۹۳ تا ۹۶ سورهی یوسف، پیراهن حضرت یوسف حتّیٰ سبب بهبود و بازگشت بیناییِ حضرت یعقوب شد.
قطره بقایی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۱:
این غزل را در دو وزن میتوان یافت
(فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن) و (فاعلات مفعولن فاعلات مفعولن)
رضا.م.ح در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۰:
چو رسی به کوه سینا ، تو بخوان به هر زبانی
که خدای من نگوید ، عربی و لن ترانی
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۶۲ - تمثیل در اطوار سیر و سلوک:
اشاره به آیهی ۱۰۱ سورهی مؤمنون:
فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ
ترجمهی بهرام پور: پس چون در صور دمیده شود، آن روز میانشان خویشاوندی نباشد و از یکدیگر نپرسند
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:
🙄
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۰۰ دربارهٔ صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:
روان کردم ز مژگان جوی و دارم چشم کز رحمت
بر این سرچشمه بنشانند آن سرو روانم را.....!
چقدر قشنگ:)
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
چشمی که شد حیران او
بر گل نمی آید فرو
آن سوی باغ رنگ و بو
نخلی است بادام مرا.....!
چقدر جالب:) بخصوص این قسمت آخرش... بادام یعنی همون چشم و یه مراعات جالب با نخل ایجاد میکنه.
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
هرچند تا عنقا رسی،
بر اوج همت نارسی!
از خود "برا"
تا وارسی کیفیت بام مرا.....(((:
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۵۰ در پاسخ به M دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
جوری که من متوجه شدم مرتب شده ی بیت میشه: اوهام من آشیان در عالم عنقا دارند.
و این به زبان امروزی یعنی من سطح افکارم بالاست! و یا حتی میشه گفت از یه دید دیگه دارم بیان میکنم.
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۴۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
چاره ی سودای من بیدل ز چشم یار پرس...
عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا...!:))))
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
از نور خدا بودی در نور خدا رفتی......
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
خویش پسندیده == خودپسند :)))
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » حقّ الیقین فی معرفة رب العالمین » باب سوم در مظاهر و مراتب آن و بیان مبداء:
1- شدت ظهور مدرک مانع ادراک بود، به مثابت ظلمتی که از ادراک قرص آفتاب به دیده رسد: واضله اللّه علی علم.
[یزدانپناه عسکری]
ذات فیاض حق در بر گیرنده همه چیز است.
در شدت ظهورِ ابدیت ناشناختنی، هیچ راهی برای تعقل قلب و دسته بندی وجود ندارد .
ابدیتی بیکران و درک ناپذیر و فراسوی توانایی ادراک بشر .
100+30 25+25 2+5:40+3
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
ای یار!
غلط کردی با یار دگر رفتی...!!!
سفید در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱:
بگفتم بیار ای بت خوبچهر
بخوان داستان و بیفزای مهر...
رضا از کرمان در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۳ در پاسخ به سیاووش دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۰ - همت مردانه:
سلام سیاوش عزیز بنظرم سگ درشت وبمثابه شیر معنی میده ومنظور خاصی نداشته ومیگه آهو برای نجات خودش میدویده ولی سگ به فرمان وخواست صاحبش در پی شکار بوده ومیدویده
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۲ در پاسخ به ارغوان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
ارغوان عزیز سلام
حکما واطبا در قدیم برای آدمی چهار طبع قایل بودند وبر اساس آن بیماری و پروسه درمان تعریف میشد جهت اطلاع آن چهار طبع یا اخلاط چهارگانه وخصوصیت هریک چنین است
۱_دم یا خون که گرم وتر است بمثابه بهار
۲_صفرا که گرم وخشک است بمثابه تابستان
۳_سوداکه سرد وخشک است بمثابه پاییز
۴_بلغم که سرد وتر است بمثابه زمستان
ظاهرا سکنجبین را برای درمان صفرا تجویز میکردنددراینجا مولانا با توجه به ابیات قبل میگه حکیمان که در علم طب هریک خود را مسیح میدانست اقدام به درمان کنیزک کردند ولی انشاالله نگفتند(اشاره به آیه۱۸ سوره قلم و۲۴ سوره کهف)و از قضای الهی غافل شدند ومشیت خدا اینگونه بود که سکنجبین نه که صفرا رادرمان نمیکرد بلکه آن را میافزود وروغن بادام دیگر ملین نبودو هلیله که باعث لینت مزاج میشد باعث خشکی ویبوست میشد ودیگر آبی بر آتش نبودند بلکه مثل نفت شعله را بیشتر میکردند
شب خوش شاد باشی
جمال سعادتی راد در ۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
در مورد بیت آخر باید گفت که اول وظیفه اصلی دوستداران حافظ حفظ امانتداری این اثر بزرگ جهانی است و نباید بر اساس سلایق شخصی در ابیات تغییری ایجاد کرد.دوم: جای ناسپاسی است که نظرات استادانی مانند استاد آهی که به صورت کامل؛ دردْ سخن نمی کند را به صورت واضح توضیح دادند، استفاده نکنیم.
تابش در ۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
هر چند این پیام نوعی ساختار شکنی در وزن شعر فارسی است ولی خوبست بدانید وزن این شعر این است
فع مغتعلن مفتعلن مفتعلن فع
دو - دو سی سی دو - دو سی سی دو - دو سی سی دو - دو
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۳: