گنجور

حاشیه‌ها

مجید هشتگردی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین را:

چنان داد فرمان شه نیک رای / که رسم مغان کس نیارد بجای 

گرامی عروسان پوشیده روی / به مادر نمایند رخ یا به شوی

همه نقش نیرنگها پاره کرد / مغان را ز میخانه آواره کرد

جهان را ز دینهای آلوده شست / نگهداشت بر خلق دین درست

به ایران زمین از چنان پشتیی / نماند آتش هیچ زردشتیی

 

یکی از بزرگترین خیانت هایی که به تاریخ ما شده ، انباشت مهملات در گذشته ایران بوده است

همین باعث شده که همه تاریخ ما دروغ و افسانه پنداشته شود

احمد نیکو در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:

افسوس که نامهٔ جوانی طی شد

وان تازه بهار شادمانی طی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب

فریاد ندانم که کی آمد کی شد

احمد نیکو در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۶:

بردار پیاله و سبو ای دلجوی

خوش خوش بخرام گرد باغ و لب جوی

کاین چرخ بسی سرو قَدّ‌ان گلروی

صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی

 

 

سید عباس جلادتی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:

افتخار دارم ترجمه ای از این شعر بسیار زیبای خداوندگار سخن سعدی شیرازی تقدیم دوستداران ایشان کنم:

در پیری

1- اگر از مردم کناره گرفتم و تنهایی را برگزیدم سرزنشم مکنید چرا که عذرم آشکار است.

2- روزگار پشتم را خمیده کرد بعد از آن زمان که با قامتی افراشته همچون شاخ سرو راه می رفتم.

3- چه بسیار زمانها به شیران بیشه حمله می کردم و اکنون از روباه ها در ترس و بیم هستم.

4- بعد از دوران نوجوانی چگونه خوشی کنم حال آنکه عمر گذشته است و آن دو چیز نیکو را از دست داده ام (در خصوص معنای "أطیَبان" یا "آن دو چیز نیکو" گفته شده است: "الأطیبان هما الأکل و النکاح")

سید عباس جلادتی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به پدرام دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

خیر. نه به وزن و نه به مفهوم خللی وارد نمی شود

مجتبی قربانی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۲:

شعر بسیار زیبایی بود .‌  خوانش شعر خوب  بود ولی بنظرم چندجایی  مثلا  در  رخت و...  رو بد تلفظ کردن که می بایست توجه بیشتری داشته باشن

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » باقیماندهٔ مجلد پنجم » بخش ۱۴:

بهتر آمد خویش را مینگریستند

شیرین در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۲ در پاسخ به مینا مینوی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:

سلام و درود بر شما و سروران همیشه فعال گنجور

بجز بزرگوارانی که وقت گذاشته و نظر می دهند، کاربران خاموشی مثل من هم هر روز گنجور عضوی از پیکر عمرشونه، برای خواندن، یافتن و آگاهی جدیدی پر از امید حاشیه نویسیهای شما رو مطالعه می کنیم و از مطالبی چون عزیز بزرگواری که ریپلای کردم خوانی جدید از ادبیات ایران عزیز می آموزیم، و چه لذتی می بریم از مناظرات شما و آنها را با هم می سنجیم و به حقیقت میرسیم، گاهی بعضی از بزرگواران، از گردونه نظر خارج شده و حاشیه را تبدیل به جاده خاکی پر از گرد و غبار جنگ و ستیز تبدیل می کنند که هم خاطر شریف خودشون آزرده میشه و هم خواننده فراری

قطعا هیچ انسانی جز ذات لایزال الهی مطلق نیست، یک پزشک می تواند حاذق باشد می تواند جانی

یک راهب می تواند در عین اینکه مبلغ است متجاوز نیز باشد، اینکه دلیلش فربب است یا بیماری یا هر ویز ذیگر در حوصله ی بحث نیست، شاعر هم مستثنی نیست، امروز حالش خوشست و الحان بهاری می شنود فردا ناخوشست و دنیا را تیره و تار

بحث کردن در اشعار، و موشکافی اونها بسیار ارزنده و مطبوعه، و از آنجا که : تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

نظرات مختلف شما رو در برداشتهایتان از اشعار و سخنان هر صاحب اثری، دنبال می کنیم

حتی دوست داریم بخشهای صوتی خواندن بزرگواران رو دانلود و به عزیزانمون هدیه بدهیم تا نشر بدهیم و زنده نگهداریم

 

لطفا و خواهشا حتی الامکان، بدون تعصب به همدیگر اجازه بیان نظر بدهید تا خوانندگان با لذت از دانش شما بهره ببرند، همگی بزرگوارید و محترم

اگر واژه نامانوس بیگانه در قلمم دیده شد چشم بپوشید که صاحب نظر نیستم و تنها خواننده ی مشتاقی جوبای آموختنم

 

بزرگواری هم که روی نظرشون، پاسخ دادم ببخشند ولی از مطلب کاملا مرتبط ایشان با گنجور استقبال کرده و جای امنی برای پاسخ به عزیزان دیگر استفاده کردم تا مخاطب خاصی مدنظر نباشد

 

بزرگواران پوزش منو بپذیرید🙏

سید عباس جلادتی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خود:

معنی بیت پنجم کمی دشوار است و نحوه خوانش به فهم معنی کمک می کند:

بلبل خُردم که خورد، بس کُنَدَم کرمکی

کرمِ قَزَم در هنر، زان نکنم کرمکی

در مصرع اول این بیت کلمه "خورد" فعل نیست بلکه اسم و به معنی "خوراک" است. در واقع شاعر خود را بلبلی خُرد و کوچک تشبیه می کند که کرم کوچکی برای خوراک او کافی است.

در مصرع دوم قز به معنی ابریشم است و شاعر خود را در هنرمندی به کرم ابریشم تشبیه کرده است.

معنی بیت ششم: بوم (جغد) با اینکه سر بزرگی دارد، در میان پرندگان از جایگاه پایینی برخوردار است (شاید به این دلیل که جغد را مظهر شومی دانسته اند) ولی باز (پرنده شکاری) با اینکه سر کوچکی دارد از همه پرندگان برتر است.

در بیت هشتم مصرع دوم، احول (احوال اشتباه تایپی است) به معنی لوچ و چپ چشم است.

در بیت نهم معنی مانک و مانکی را متوجه نشدم و ممنون خواهم شد اگر کسی توضیح دهد.

 

 

 

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

شهنشاه گفت انچه گفتم برت
بگویند خصمان به پشت اندرت
نمیتواند روی اندر باشد که میگوید من بروی تو گقتم دشمنان از پست سر گویند

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۳- سورة آل عمران- مدنیة » ۱۳ - النوبة الثانیة:

اهل تفسیر گفته اند که حنیف موحد است و مخلص و گفته اند که ابراهیم را بآن حنیف خواندند که حاج بود.

***

[یزدانپناه عسکری]

حنیف موحد است به جدد (التَّجدید) و اعاده بخشش تابش آگاهی و فیض الهی و در حرم و مانع هرس و بریده شدن و ضنک نعمت آگاهی. و حاج است به حج البیت (افزایش تابش بیت موجودیت خود). ابراهیم، برهم است به ادام النظر و یرسَم مثلها به سجده و تفکیک، و برخوردار از نعمت آگاهی، خلیل است به خلال و ممانعت از مکیده شدن تابش آگاهی، فدیه می دهد به تذبیح و تکثیر، المثنی و ذبح عَظِیمٍ .

مهدی واقعی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۱ در پاسخ به فاطمه زندی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

ممنونم  از زحمت شما

مهدی واقعی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

با سلام خدمت دوستان

بیت دوم کلمه "بگفتم" درسته. با این کلمه وزن شعر هم تغییری نمیکنه

آرش ماهتابی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

به نام خدا

با ادب و احترام ، 

 جناب حافظ در بیت دوم غزل میفرمایند: 

 قصة العشق لانفصام لها :

 پس دین نیک ، دین عشق است .

 

حق تعالی می فرماید : لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لانفصام لها   ،

 والله سمیع علیم  

 و حافظ شیراز  تبیین و تفسیرش فرموده : 

قصة العشق  لانفصام لها

ای برادر ،در این جهان هرچه می اندوزی و پیش می گیری ، تا دم مرگ در یادت می ماند. مگر قصه ی عشق که ناگسستنی ست از تو ، .

که نه تو آن را با خود می بری. ، بل  او تو را با خود می برد .

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

ساقی‌ امشب‌ چه‌ جنون ریخت‌ به‌ پیمانه ی هوش

که شکستم به دل از قلقل مینا، مینا.....

.

محو او گشتم و رازم به ملاء توفان‌ کرد....

.

درد عشقم من و خلوتگه رازم وطن است...

گشته‌ ام اینقدر از نالهٔ رسوا، رسوا...

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۰ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

+++++ :)))))))

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

نیست در بنیاد آتش خانهٔ نیرنگ دهر

آنقدر خاکستر کایینه‌ای گیرد جلا...

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

بیش از این آتش مزن در خانه ی آیینه ها....

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

هرکجا ذوق تماشایت براندازد نقاب

گر جمالت عام سازد رخصت نظاره را....!

عجب شعری:)

سوختم چندانکه با خوی تو گشتم آشنا....

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

تو و خرامی و صد تغافل

من و نگاهی و صد تمنا.........((((:

.

نخواند طفلِ جنون مزاجم خطی ز پست و بلندِ هستی...

.

نه شامِ ما را سحر نویدی،

نه صبحِ ما را گلِ سفیدی

چو حاصلِ ماست "ناامیدی" ،

غبارِ دنیا به فرقِ عُقبا......!

۱
۱۱۳۸
۱۱۳۹
۱۱۴۰
۱۱۴۱
۱۱۴۲
۵۸۰۲