گنجور

حاشیه‌ها

مریم بکوک در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین:

بیت ۲۲ اینگونه صحیح است:

به پیغامی ز تو راضی‌ست گوشم

برآیم زین اگر زین بیش کوشم

مریم بکوک در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین:

صاحبان عزیز سایت گنجور من هر قدر تلاش میکنم که خودم تصحیح کنم اشکالات رو انجام نمیشه پس مجبورم بنویسم که خودتون انجام بدید. بیت هفتم تا  به  فاصله گذاشتن باعث اشتباه میشه. اون تابه است به همان معنی ماهی تابه امروزی.

بسا تابه که ماند از طیرگی سرد

بسا سِکبا که سگبان پخت و سگ خَورد

سِکبا:آش سرکه و برنج. طیرگی:سبکی، سهل انگاری. زنده باشید.

خلیل بهرامیان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۲۰ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

درود دوست گرامی . با توجه به مفهوم شعر که میفرماید :" بهای نرفتنت را جان خودم قرار میدهم . اگر باور نمیکنی ، پیش از آنکه(بخواهی) بروی ، آنرا (جانم) از من بستان و جریان جدایی را متوقف کن! همانطور  که ملاحظه میفرمایید "کلمه "پیش"معنی شعر را کامل میکند اما کلمه "بیش" در اینجا ایجابی ندارد. (البته این نظر حقیر است.)

سفید در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:

 

به من عهدی که در عهد از محبت بسته‌ای مشکن...

 

کوروش در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۸ در پاسخ به Nazanin دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ:

ما چی میگیم شما چی میگید خواهرم

نورا کاور در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

خدا رحمتش کنه حافظ نمیدونسته اینهمه حرف پشت سرش در میارن!

عرفان آزادی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو:

من ی جا دیگه این بخش رو خوندم که ی بیت اضافه تر بود و بیت چهارم این بود:

چون توئی تو هنوز از تو نرفت

سوختن باید تورا در نار و تفت 

و بعدش خام را جز آتش هجر و فراق ....

عرفان آزادی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت دوم:

این شعر رو در گنجور نیافتم ولی یکی از بهترینهای مثنویه و حاوی معانی فوق العاده عمیق و روحانی

 


مولوی ؛
مثنوی معنوی ؛
دفتر سوم ؛ بخش ۴۹

عرفان آزادی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم:

این شعر یکی از عالیترینهای مثنوی هست .هزاران بار با صدای بلند بخوانم سیر نمیشم 

عرفان آزادی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم:

در مصراع " این جهان زن جنگ قایم می بود ،زن اشتباهه و بجاش زین درسته .مصراع درستش اینه "این جهان زین جنگ قایم می بود"

اسلام علوی انسان سازم آرزوست 🤲 در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۲ در پاسخ به A Zakariyanezhad دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

منظورش این است که خدا دیگر نمی خواهد آن خدایی که مردم ازش درست کردند باشد..

امثال مولانا عارف فقیه عالم و حکیم بودند، بعد چگونه حکم بی خدا بهشون می چسبونید..

در تمام اشعارش بوی خدا و قرآن و اولیای بر حق خدا رو می توانید به وضوح بچشید، البته آثار مولانا مانند قرآن است که هرکس به اندازه فهم و سلیقه خودش از آن برداشت می کنند..

مهدی مدانلو در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

استاد عذرخواهی میکنم جسارتا شرح مناسبی برای شاعر بزرگوار فروغی سراغ دارید؟

 

اسلام علوی انسان سازم آرزوست 🤲 در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۲ در پاسخ به هادی رنجبران دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

جهل شدید دارند مردم در معرفت به خدا و اولیای برحقش..

فکر میکنید امثال مولانا یک کوته فکر بودند و صرفا شاعر بودند، نخیر آنها عارف به معرفت خدا و اولیای آنها بودند..

در تمامی شعرهایش، از حسام الدین و صلاح الدین و سلیمان لسین معنوی که اسم آورده همه و همه اش منظور حضرت قائم است..

ولی در آن زمان بسیاری از عرفا مانند مولوی، حافظ، عطار و ... بخاطر شیعه کشی شدید در آن زمان مجبور به رندی (تقیه) بودند و بارها از نام رندان باری توصیف خود اسم برده اند...

مهدی مدانلو در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

سلام دوستان وقتتون بخیر عذرخواهی میکنم آیا شرح مناسبی برای دیوان فروغی است اگه میشه معرفی کنید

حمزه حکمی ثابت در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقین:

در برخی منابع آمده است: 

 

دو قدم بیش نیست این همه راه 

راه هموار شد سخن کوتاه 

 

یک قدم بر سر وجود نهی 

وان دگر در بر ودود نهی

 

 

گردآفرید در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۴ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

 

کاش فردوسی اشاره ای هم به این مورد می کرد که کسی که فرزندش را بکشد (سهراب) یا باعث فرار او از مملکت و مرگ او بشود (سیاوش) یا او را به دلیل هر چیزی در کوه و بیابان رها کند و... و... و...حکمش چیست.

گردآفرید در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۶ در پاسخ به انوشه روان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

با سلام و احترام به همه فرهیختگان مخاطب گنجور.

در روزها و سال های معاصر فرزند کشی های دلخراشی رخ می دهد (البته علاوه بر پدرکشی های دلخراش) که بهتر است واقعا هر دو مورد را در زمره تابو محسوب کنیم. رستمی که فرزند می کشد با رستمی که چنین نمی کند هرگز برابر نیست. بنابراین تابو ندانستن فرزند کشی از زشتی آن نمی کاهد.

یوسف شیردلپور در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

چققققققدر این شعر زیباست پرمعنا وچه دلنشین این غزل حضرت عطار.... 

چون بی‌خبر بود مگس از پَرّ جبرئیل

از تو خبر دهند و چنان از تو بی‌خبر

شرح و بیان تو چه کنم؟ زان‌که تا ابد

شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی‌خبر، 

این شعر وغزل استاد شجریان به همراهی گروه کامکارها واستاد لطفی اجراکردند هرچه گوش کنی مشتاق ترمیشوی برای شنیدن💚💚💚🙏🙏

سید محمدرضا فخری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۹ در پاسخ به منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

در قدیم زمانی که فرد دارای تملک مالی بوده و تغذیه مناسب داشته است صورت افروخته داشته و افروخته رخ بودن کنایه از سیری و رضایت و شادی است (گاهی هم کنایه از عصبانیت که در اینجا اینگونه نیست). در اینجا شاعر فرموده "رخ ز شکر افروخته" یعنی با وجود افتادن در غرقابه و سیل و طوفان که در دو بیت قبل امده باز من از شدت شکرگزاری و رضایت و تسلیم به قضای الهی صورتم را افروخته نگهداشته ام، یعنی با شکر و سپاس فراوان صورتم را افروخته نگاه داشته ام بجای اینکه افتاده در غرقابه گله و شکایت کنم. این اوج رضا و تسلیم در مقام بندگی است که در نهایت بلا و مصیبت صورت و نمای بیرونی عارف با شکر افروخته و شاد و راضی است و شاید به  دلیل شکوه و بلندی این جایگاه است که هر کسی را به آن راه نیست و خداوند در قرآن فرموده : اعملوا آل داوود شکرا و قلیل من عبادی الشکور

شهرام سپاس در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۲ در پاسخ به نجمه برناس دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

درود

بیت دوم رو خوب معنی نکردین

۱
۱۰۲۰
۱۰۲۱
۱۰۲۲
۱۰۲۳
۱۰۲۴
۵۷۰۴