غزل شمارهٔ ۶
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
A.S.Arjmand نوشته:
شعر جاودانه علی ای همای رحمت شهریار تضمین از این بیت لسان الغیب میباشد
رسته نوشته:
موضوع : وزن شعر
مطابق تقطیع خطیب رهبر:
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
حسن علیمردانی نوشته:
به استقبال از غزل سلمان ساوجی گفته شده ز شراب لعل نوشین
رضا نوشته:
تعجب می کنم ز ا ین شعر ناب
که هر کس که خواند شود تاپ تاپ
شادان کیوان نوشته:
توجه میفرمایید که به استناد بیت اول، اشارهُ خواجه به سلطان و پادشاه وقت است که زبان به نصیحت او گشوده است. در بیت سوم که میفرماید “غلط مکن . . ” خدای ناکرده اشتباه نشود منظور مفهوم امروزی کلمه نیست! یعنی اشتباه نکن.(در جایی دیگر میفرماید: گفتا غلطی خواجه . . ) و میبینید که خواجه بخود این اجازه را میداده است که به سلطان زمانهُ خود اینچنین سخن بگوید.هرچند که باستناد مصراع اول این بیت و مژه سیاه دلبر و این حرفها میتوان این اشاره و تنبیه را به دلبر نیز انتساب داد.
در بیت دوم اشاره عرفانی ظریفی نهفته است. اولا رقیب بمعنای امروز کلمه نیست و چیزی است بمعنای بپا ،مراقب یا باصطلاح فرنگی، بادی گارد! که بزرگان و متمکنین برای دختران و نوامیس خود میگماشتند تا از نزدین شدن مردم به آنان و رد و بدل شدن احتمالی پیام و شماره تلفن!!! جلو گیری کنند. با توجه باینکه خداوند را هم نمیتوان دید و حضوری با او به راز و نیاز پرداخت، در دید شاعرانه عارفانه و عاشقانهُ شعرای ما هم “رقیبی” برای خداوند قایل شده اند. از طرفی شیطان هم مانعی است برای حصول به خداوند پس در این بیت خواجه از دست رقیب “دیو سیرت” به خدای خویش پناه میبرد و مصراع دوم هم اشاره ای ایست به آیه ای از قرآن که خداوند شیاطینی که برای استراق سمع به بارگاه ملکوت نزدیک شوند را به تیر شهاب ثاقب دور میکند ، و امیدوار است که این شهاب ثاقب خداوند در این زمینه(دور کردن رقیب دیو سیرت) باو کمک کند
به بیت ماقبل آخر هم اشاره ای بکنم و والسلام.
در برخی مذاهب اسلامی عقیده بر این است که خداوند را در قیامت میتوان دید. در این بیت خواجه به این مطلب اعتراض میکند که این چه قیامتی است که بپا کرده ای و به تضرع ازخداوند میخواهد که هم امروزرخسار را بر عاشقانش بنمایاند.
محمدغافری نوشته:
با سلام
نوشته ی جناب شادان کیوان صحیح است ولی بنده با اجازه ی ایشان تکمله ای بر آن می افزایم.
در باب رقیب سخن ایشان درست است و معنایش، در ادبیات ما، مراقب و مواظبت کننده است. آنچه که ما را از توجه و دستیابی به خداوند باز می دارد وسوسه های شیطانی و تعلقات دنیوی است. البته در مورد تعبقات باید اصافه کنم که این بدان معنا نیست که از زندگی نباید لذت برد، ابدا، ولی این بهره بردن نباید ما را از معبود ازلی و ابدی فارغ کند.
و اما در مورد دیدار خداوند با چشم سَر و نه چشم سِر، اشاعره که پیروان مکتب کلامی ابوالحسن اشعری هستند، و اکثریت اهل تسنن، معتقدند که در روز رستاخیز می توان خداوند را دید. شیعیان مخالف این نظریه هستند. فردوسی بزرگ بیتی دارد که:
به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را
که پاره ای از اساتید ادب فارسی اینگونه ابیات را دالّ بر شیعه بودن فردوسی می دانند، که بحثی است خارج از این گفت و گو.
هاتف اصفهانی هم در ترجیع بند معروفش، که از شاهکارهای ادب فارسی است، بیتی دارد بدین مضمون:
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
که باز اشاره به همین مطلب است. یعنی با چشم دل است که می توان معشوق ازلی را دید.