گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا عصار » ای عاشقان » چنگ و عود

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی سلمانی نوشته:

قومی به جد و جهد گرفتند زلف یار
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

حسن حمیدی نوشته:

با سلام در مصراع دوم جای کلمه تعزیر باید کلمه تکویر باشد

شهاب نوشته:

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات هیچ
کاین کارخانه ایست که تغییر میکند

داغون الشعراء نوشته:

بسمه تعالی
اگر کسی کمی با فقه اسلامی آشنا باشد،می داند که به غیر از کلمه ” تعزیـــــر” در بیت اول،هیچ چیز دیگری صحیح نیست؛حتی ” تکفیـــر” که عده ای از حافظ پژوهان! معتقدند!
در کل باید گفت این تصحیح،بهترین تصحیح برای این غزل است!

فرشاد نوشته:

با سلام،
در جواب دوستمان داغون الشعرا باید عرض کنم که اتفاقا با توجه به فقه اسلامی به این نتیجه میرسیم که واژه تکفیر صحیح است.
باده ای که مدنظر حضرت حافظ بوده است سبب تفکرات و سخنانی میشود که بعلت کج فهمی ها در زمان خود در مورد اکثر عرفا سبب جاری شدن حکم ارتداد و تکفیر این بزرگان گردید، وگرنه با توجه به فرمایش خود حافظ متوجه میشویم که ایشان اهل باده نوشی و شرابخواری نبوده اند:
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربرکشد
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند.
یا حق

مهدی نوشته:

بسیاری از حاغظ شناسان و حافظ پژوهان اصراری بر این موضوع که منظور حافظ شراب عرفانی است ندارند.

آموزگار نوشته:

اینکه تغزیر می کنند بسیار روشن و آشکار است و شگفت آور است این را تکفیر بیان کردند

چرا که خوردن می تعزیر دارد، و اینجا صحبت از پنهان خوردن است، تا به دست محتسب ریاکار گرفتار نشوند، و این در دوره ی امیر مبارزالدین محمد بود که میخانه را بست و بر اجرای شرع سخت گیر بود و شراب خوار را تعزیر می کرد

بررسی اشعار حافظ درست همین را نشان می دهد

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

ناموس عشق و رونق عشّاق می‌برند
………………. و سرزنش پیر می‌کنند

عیبِ جوان : ۲۲ نسخه (۷۹۲، ۸۰۱، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۱۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، خرمشاهی

منعِ جوان : ۱۷ نسخه (۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۴-۸۱۳، ۸۱۹، ۸۲۴، ۸۲۵ و ۱۱ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، سایه

غزل ۱۹۵ در ۴۰ نسخه آمده است. نسخۀ مورخ بین سالهای ۸۳۸-۸۱۷، بیت دوم غزل را ندارد. از نسخ کامل کهن مورخ، این غزل در نسخۀ مورخ ۸۱۸ نیست.

*************************************
*************************************

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که ………… می‌کنند

تکفیر : ۲۶ نسخه (۷۹۲، ۸۱۳، ۸۱۴-۸۱۳، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۳۸-۸۱۷ و ۱۷ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری

تعزیر : ۱۴ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۲۵، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۱۰ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، سایه، خرمشاهی

غزل ۱۹۵ و بیت مطلع آن در ۴۰ نسخه آمده است. از نسخ کامل کهن مورخ، این غزل در نسخۀ مورخ ۸۱۸ نیست. حافظ بیت زیر را با وجود واژۀ “تکفیر” دارد.

به شکر تهمت تکفیر کز میان برخاست
بکوش کز گل و مُل داد عیش بستانی
*************************************
*************************************

فرید نوشته:

سلام دوستان
من فکر می کنم هم واژه ی تعزیر زیبا و صحیح است و هم واژه ی تکفیر . البته بد نیست مداقه گردد که خوردن می تعزیر ندارد بلکه مستوجب حد است ….

مجتبی خراسانی نوشته:

بسمه تعالی
سلام بر شما فرید
تعزیر، همان حد، تنبیه و مجازات کردن است.

شمس شیرازی نوشته:

نه گمانم تعزیر مجازاتی است که میزان آن بسته به نظر قاضی شرع است. و گویا با حد تفاوت دارد

بی نام نوشته:

تفاوت تعزیر با حد
وقتی مجازات تمام و کمال اعمال شود ، حد است
مثلاً ،گفته اند حد شرانخواری هشتاد ضربه شلاق است
ولی تعزیر حد ِ با تخفیف است به صلاحدید قاضی
مثلاً، پنج صربه شلاق برای نوجوانی که از روی نادانی و در اثر فریب دوستان شراب خورده
قاضی حکم میکند تا مزه ی حد را به نوجوان بچشانند تا عبرتی باشد

فرید نوشته:

تخصصی اگر به مساله نگاه کنیم دوستان ، مجازات ها انواعی دارد . حدود ، قصاص ، دیات و تعزیرات . در تعریف حدود بیان شده حدود مجازات های ثابت شرعی است به عبارتی مجازات هایی که مقدار و نوع آن را شارع مقدس مشخص کرده است . بنابراین تنها جرایمی خاص هستند که مجازات آنها حد است . البته فقها در رابطه با تعداد جرایم مستوجب حد اختلاف نظر دارند . جرایمی از قبیل شرب خمر ، قوادی ، قذف ، لواط ، مساحقه ، زنای ساده ، محصنه و زنای به عنف ، محاربه ، ارتداد ، سرقت حدی از جرایمی هستند که مجازات آنها حد است . قصاص مجازات جنایات ( جرایم علیه تمامیت جسمی اشخاص ) است . قصاص لغوی یعنی جا پای جای پای دیگری گذاشتن ، دنبال کردن و غیره امده . قصاص به دو صورت نفس یا مادون نفس است . برای مثال مجازات قتل عمد و در حکم عمد ، قصاص قاتل می باشد و همین طور مجازات جرایم مادون نفس مثل قطع ید که مجرم هم با حصول شرایطی دستش قطع می گردد یا به عبارتی قصاص می گردد . دیه که به آن خون بها هم گفته می شود که البته به نظر میرسد خون بها واژه ی جامعی برای دیه نیست . دیات یا خود محازاتی مستقل هستند مثل مجازات قتل خطایی که دیه ( خون بها ) است ًیا نه مجازاتی مستقل بلکه گاهی جانشین مجازات اصلی می گردد مانند مجازات قتل عمدی که بیان شد قصاص است اما امکان دارد که اولیای دم با قاتل مصالحه کرده و دیه بگیرند . علی کل حال در مورد ماهیت دیه که مجازات است یا جبران خسارت اختلاف نظر می باشد ولی نظر اقوی این است که دیه نه مجازات بلکه جبران خسارت است . نهایتا تعزیر به مجازاتی گویند که نه حد نه قصاص و نه دیات باشد . در تعریف تعزیر بیان شده مجازات های غیر معین را گویند . تعزیرات یا حکومتی اند یا شرعی . تعزیرات شرعی در واقع مجازات های شرعی برای محرمات شرعی هستند مثل مجازات جماع با حیوان . تعزیر حکومتی ، مجازاتی است که حاکم برای استقرار و استمرار نظم در جامعه بر متخلفین تحمیل می کند مجازات حرایمی مثل کلاهبرداری ، سرقت های غیر حدی ، خیانت درامانت و غیره . بنابر این مطالبی که بیان شد مسلم است میان تعزیر و حدود تفاوت وجود دارد . البته شاید بتوان گفت حد به معنای عام کلمه تمام مجازاتها یعنی قصاص و تعزیرات را در بر می گیرد اما این عکس آن صادق نیست که تعزیرات را در معنای حدود بیاوریم . دوست عزیزی هم که بیان کردند مجازات حدود و تعزیر تفاوت شان در این است که حدود کامل اجرا میشود اما تعزیر نه این ملاک تمییز حد و تعزیر نیست . بلکه بر فرد نابالغ حد جاری نمی گردد و مداقه گردد که مطابق قاعده التعزیر دون الحد ، تعزیر همواره کمتر از حد است بنابراین که حداقل حد شلاق ۷۴ ضربه است ، تعزیر به صورت شلاق حداکثر ۷۴ تاست و بیشتر نمی شود .

majid نوشته:

حافظ اینو میگه نه اونو خوردی هستشو تف کن

مری نوشته:

من چیز زیادی در مورد قواعد دستور زبان فارسی نمیدونم ولی تا اونجا که میدونم اینه که تکفیر بنظر صفت میاد و نمیشه فعلی مثل اجرا کردن بر اون واقع بشه مثلا تکفیر رو نمیکنند ولی تعزیرو چرا. و اگر تعزیر با توجه به نوع مجازات قابل تخفیف بکار برده بخاطر اینه که منظور برسونه که اینقدر سخت گرفته میشه که حتی با اندکی نوشیدن هم گرفتار جزا میشوید

کانال رسمی گنجور در تلگرام