گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

عارفان را همه در شرب مدام اندازد

ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال

ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد

ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف

سر و دستار نداند که کدام اندازد

زاهد خام که انکار می و جام کند

پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد

روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز

دل چون آینه در زنگ ظلام اندازد

آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب

گرد خرگاه افق پرده شام اندازد

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار

بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد

حافظا سر ز کله گوشه خورشید برآر

بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

سرزنش شاه منصور است در شیراز که به جای تدارک لشگر جهت جلوگیری از حمله ی امیر تیمور به عیش و عشرت پرداخته و کشور را فراموش کرده بود . تاریخ سرایش در حدود سال ۷۸۹ است یعنی دو یا سه سال قبل از فوت حافظ

👆☹

حسین نوشته:

سلام ، خیلی ممنون از توضیحی که راجع به این شعر دادید برای من واقعا سوال بود که چرا حافظ می خوردن روز را منع می کند. در ضمن آیا سایت یا کتابی هست که سال نوشتن اشعار حافظ رو ذکر کرده باشه و یا اصلا سال نوشتن اشعار حافظ مشخص هست؟

👆☹

سجاد نوشته:

انَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی اشَدُّ وَطْأً وَ اقْوَمُ قیلًا. انَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلًا «۲».
شب را برای عبادت بگذار و روز را برای شناوری در زندگی و اجتماع. علی علیه السلام گویی شب یک شخصیت و روز شخصیتی دیگر است.
حافظ چون مفسر است و پیچ و تابهای قرآن را خوب درک می‌کند، با زبان رمزی خود همین موضوع را که شب وقت عبادت و روز موقع حرکت و رفتن به دنبال زندگی است، در اشعارش آورده است‌

حافظ جزء کسانی است که می‌خواهند آنان را وسیله‌ای برای گمراهی و انحراف جوانان قرار دهند. وقتی جوانان ببینند یک شخصیت خیلی بزرگ و شاعر هنرمند عالی کارش شرابخواری و هرزگی بوده، می‌گویند بنابراین ما هم برویم مثل حافظ بشویم، از او که بهتر نیستیم؛ در صورتی که اشعار حافظ، همه عرفان و معنی است و تمام شعرهایش به صورت رمز است. تاریخ این‌طور بیان کرده که حافظ اساساً یک مرد عالم بوده نه شاعر، و تا دویست سال بعد از وفاتش عالمی شمرده می‌شد که گاهی هم شعر می‌گفته است.
بعد از دویست سال جنبه‌های علمی او مغفولٌ عنه و فراموش شد و به صورت یک شاعر، معروف شد.
عالمی بود که کارش تفسیر قرآن هم بود و اصلًا مفسر قرآن بود و معمولًا کتاب کشّاف زمخشری را تدریس می‌کرد. مردی بود عارف و مفسر و عالم، و اساساً در این عوالمی [که برخی می‌گویند] نبوده است ولی زبان شعرش زبان رمز است

برگرفته از کتاب شهید استاد مطهری به نام انسان کامل

👆☹

ادب دوست نوشته:

میفرماید:

روز در کسب هنر کوش ، که می خوردن روز

دل چون آینه ، در زنگ ظلام اندازد

شگفتا که می الست آینه دل را به زنگ ظلام بیالاید!!!!

👆☹

شهریار نوشته:

سپاس

👆☹

میاحیان نوشته:

حافظ رحمه الله علیه مفسر نیست . او عینیت سوره مبارکه …. نمی گویم چون که کشف خودم است . هر بی ادبی به حافظ توان و سزا دارد سال ها این سزا را تحمل کردم وقتی به این آرامش رسیدم که که ترکان مغول را در آزار زبان پارس شناختم . اولین شناخت من قرآنی بود بعد قدرت مغولها (مغولان)نمی نویسم اندیشه های ایرانی با شمن پرستی مغایر است . حافظ اولین و تنها کسی است که مغولها را …. نامید و بهترین نام را برای قاتلها ( از این که ها را برای این مغول بکار می برم خوش حالم چون پست ترین نکبت اند ) او به راحتی با الحمد پیوست نشانه ای که هر شمن پرست مغول را می آزارد . زنده باد پاکی زنده باد الله

👆☹

نیاز نوشته:

لطفا تعبیر ” می خام” را تفسیر کنید، ممنون

👆☹

سیدعلی ساقی نوشته:

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

عــارفان را همـــه درشــــرب مدام اندازد

” از این دست” دو معنا دارد: ۱ – این گونه ۲- با این دست ، مدام نیز ایهام دارد : ۱- پیوسته ۲- شراب

معنای بیت : اگر ساقی همیشه به این شیوه ی دلکش وبا این دست و ساعدبلورین شراب در جام بریزد ؛ بی تردیدعارفان نیز بامشاهده ودریافت طراوت ؛حلاوت وظرافت این شیوه ؛ شیفته ی شراب نوشی شده وپیوسته خودرابا این متاع مشغول خواهند نمود.

ور چنـــین زیر خم زلف نهـــد دانه ی خال

ای بســـــا مـرغ خــرد را که به دام اندازد

و اگر ساقی دانه ی خال را اینچنین دلبرانه و دلستانانه؛ زیر حلقه ی زلف پنهان نماید؛ چه بسامرغان خرد فراوانی را که به دام زلف و خال کشیده وصیاددانه آنهاراصیدکند.منظور اینست که نه تنها عاشقان ؛بلکه عارفان؛زاهدان وتمام کسانیکه ادعای عقل وخرد ودانش دارنددرمقابل این شیوه ی دلکش وفریبا؛تسلیم شده وگرفتارخواهندگردید. بقیه در ادامه ی مطلب

ای خوشـــا دولت آن مست که در پای حریف

ســـــــــــر و دســــــتار نداند که کدام اندازد

مستی بمعنای از خود بیخود شدن اوج لذت عشقورزی بوده وعاشقان در راه رسیدن به معشوق؛بارها حالاتی ازانواع مستی راتجربه می نمایند.

در رقص سماع که در میان دراویش مرسوم بوده ؛ حالتی رخ می دهد که افر اد ازفرط مستی؛دستار از سر بدر کرده ودر پای حریف {یار؛مراد؛دوست ؛معاشر؛} می اندازد.

حافظ اوج این سرمستی را حالتی میداند که فردازبی خودی نداند که سرخود رابه پای حریف بیاندازد یادستاری را که به سرش بسته است.

زاهــــــــــــد خام که انکــــــــــار می و جام کند

پختـــــه گردد چو نظـــــــــــــر بر می خام اندازد

زاهد خام اندیش که شراب نوشی را نفی و انکار می کند ، اگر یک نظر نه به شراب رسیده وپخته ؛ حتا به شراب خام وکال که چندان اثربخش نیزنیست بیاندازد ،پخته میگردد و دست از خام اندیشی بر می دارد.

روز در کسب هنر کوش، که می خوردن روز

دل چون آینـــــه در زنگ ظــــــــــــلام اندازد

روز به دنبال کسب و کار و فراگیری هنروصنعت باش وشب شراب بنوش که شراب نوشیدن در روز؛دل همچون آینه را کدر و سیاه می کند.

این بیت وبیت بعدی مفعوم ” عبارت هرسخن جایی وهرنکته مکانی دارد” را به اذهان متبادر می سازد.

آن زمان وقت می صبح فروغ ست که شب

گرد خـــــرگاه افق پرده ی شــــــــام اندازد

زمانی هنگام نوشیدن شراب صاف و روشن است ،که شب فرا برسدوگرداگردافق؛ پرده ی سیاه شام اندازد وتو بانوشیدن شراب صاف وروشن؛همچنانکه روشنایی صبح رابه کام می کشی؛باروشندلی پذیرای صبح باشی.

باده با محتسب شــــــهر ننـوشی ، زنهار

بخــــــــورد باده ات و سنگ به جام اندازد

به هوش باش که با محتسب شهر{کسانیکه همیشه نفع خودرا درنظرگرفته وحسابگرانی هستند که به محض احساس خطر؛پشت رفیق خودرا خالی کرده ودرصورت لزوم براحتی آنهارا می فروشند.}شراب ننوشی که شراب تورا می نوشد و سپس جام تو را می شکند “نمک می خورد و نمکدان می شکند. ”

حافظا ؛ سر زکله گوشه ی خورشید بر آر

بختت ار قــــــــــــرعه بدان ماه تمام اندازد

۸- ای حافظ اگر بخت یاری کند و آن ماه رخ قسمت تو شود ، سرافراز وسربلندخواهی شد وسربه آسمان خواهی کشید .مفهوم مجازی عبارت “سر زکله گوشه ی خورشید بر آر” موردنظراست که اشاره به اوج سربلندی وسرافرازی دارد.

👆☹

نادر.. نوشته:

ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد..

👆☹

فرخ نوشته:

@ نیاز:
(دهخدا، ذیل “خام”)
|| قسمی از شراب . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). شراب نورس . (انجمن آرای ناصری ). مقابل شراب پخته ؛ معروف است که شراب خام بهتر از پخته است :
بر ما بباش و دلارام گیر
چو پخته نخواهی می خام گیر.

👆☹

سامان نوشته:

سجاد جان، اتفاقا حافظ بزرگ‌ترین شاعر و آرتیست ِ تاریخ ایران است. تمام مفاهیم و تعابیر عرفانی و دینی هم مواد ِ خام ِ آفرینش ادبی او بودند.

👆☹

نیکومنش نوشته:

درود بیکران بر دوستان جان
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
عارفان را همه در شرب مدام اندازد
قطعا اگر ساقی(در اینجا خداوند)جام وجودی طالبان و عاشقان را از چنین باده روح افزایی که در الست جام وجود مرا بدان منقش کرده پر کند ،عارفان و عاشقان با در کشیدن چنین می جان افزایی همیشه طالب ان بوده و دست از ان می برنداشته ودایما طالب نوشیدن آن‌می‌،خواهند بود
۲_ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال
ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد
دانه خال؛ تاریکی است که به هنگام شهود حق بر روی لوح جان عاشق نقش می بندد که هیچ دانا و حکیمی سرّ ان نداند در این لحظه که خداوند بر لوح دل عاشق پاکباز تجلی می کند (والشمس و والضحی)
ضمیر پاک عاشق که به وسعت عرش هست در مقابل درخشش حسن حق قرار گرفته و تصویری از وجود عاشق بر روی لوح جان عاشق به رنگ سیاه نقش می بندد که دل عاشق چون اینه بتواند فروغ حسن حق را به حق منعکس گرداند این لحظه به همراه شنیده شدن جرس (صوت ممتد سفیر مانندی )به گوش جان عاشق هست تا عاشق از هیبت ان صحنه جان خویش را نبازد و انچه ضمیر عاشق مشاهده می کند تاریکی در داخل رو شنایی است و تاریکی دیگری چون زلف دور ان دو را فرا گرفته است ،روشنایی نور حق بوده و تاریکی تصویر ضمیر عاشق بر روی لوح جان .این رویداد به خال سیاه تشبیه شده که زیرکترین خردمندان هم در دام تعبیر و تفسیر چنین رویدادی اسیر و درمانده شده اند .
۳_ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد
خوشا به حال ان عاشق مست و بیخودی که در چنین رویارویی با حریف عشق خویش (خداوندو مستی حاصل از شهود او)اختیار از دست داده و
قادر نخواهد بود که کوچکترین تصمیمی در این لحظه از خویش صادر نماید و قطعا این عاشق به سعادت جاودانه نائل گشته است.
۴_زاهد خام که انکار می و جام کند
پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد
می خام :ذوقی که بدون واسطه پیر و راهنما بر دل عاشق و خدا جو افاضه گردد
می رسیده و پخته: ذوق و حالی که بر اساس ارادتمندی سالک در محضر مراد از خمخانه پیر و راهنما بر جام وجودی سالک افاضه شده و باعث بر داشته شدن حجاب های نفسانی شده و چهره مقصود بر عاشق مشخص می شود
آن زاهد خدا جویی که با زهد به دنبال خدا شناسی بوده و عبادت او عاشقانه نیست و حال عاشقان و مستی انها برای او بی معنی بوده و انکار ان حال را می کند در صورتی که تنها یک فروغ اندک از مستی ذوق الهی در جانش منعکس شود حال او دگرگون شده واز خامی گمان خویش بیرون امده و دل اگاه خواهد شد
۵_روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز
دل چون آینه در زنگ ظلام اندازد
سالک عاشق خدا جو می بایستی به هنگان روز دست در کار و دل با یار داشته و به هنگام شب و سحر جام وجودش را از می محبوب خویش
سر شار سازد و پرداختن دل به محبوب به هنگام روز و روشنایی که وقت تلاش و کسب هنر است چون از سوی محبوب توجهی در روز به قلب عاشقان نمی شود باعث ناکامی عاشق شده و دل او به علت ناکامی تیره و تار خواهد شد.
۶_آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب
گرد خرگاه افق پرده شام اندازد
چرا که خداوند زیبایی می روشنایی بخش خویش را به وقت صبح بر جام وجودی عاشقان دل پاکی ارزانی می دارد که شب زنده دار بوده وبه وقت شفق که اسمان خیمه گاه تاریکی را از سر بر می دارد نظاره گر طلوع زیباییهای خداوندی باشند
۷_باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد
ای عاشق پاکباز به هیچ وجه در مورد ذوق و مستی خویش با حاکم و حسابرس شرع صحبت نکن و از مستی خویش بر او ارزانی مدار چرا که چنین افرادی نا محرم بوده و از مستی و راستی تو سو استفاده کرده و به تو خیانت خواهند کرد و چه بسا حکم به کفر تو داده و سنگسارت کنند
-حافظا سر ز کله گوشه خورشید برآر
بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد
حافظ ای عاشق دل سوخته اگر قرعه شهود به نام تو افتد و یار تو را خواهد با کنار رفتن گوشه کله سیاه و تاریک وجودین تو که بر روی افتاب درونت گسترانیده شده است سیمای یار به صورت ماه کامل بر لوح جانت
مشهود خواهد گردید.
سربه زیر و کامیاب

👆☹

ارت نوشته:

معمولا یکی از نشانه های بسیار جدی اعتیاد به الکل و جنون های الکلی مصرف الکل در صبح است و از طرف دیگر کسی که صبح به طرف هر گونه اعتیادی میرود عملکردهای روزانه او مختل خواهد بود و زندگی انگل واری پیدا خواهد کرد٠ حافط بخوبی اعتیاد به الکل را میشناسد و ان را تقبیح میکند٠

👆☹

ارت نوشته:

به نظر میرسید شاه منصور یک معتادالکلی بوده که توانایى کنترل أمور مملکتی را نداشته است. حافظ او را به ترک روزانه شراب دعوت میکند و از نگاه من در أین تجویز یک دستور زندگی است نهفته است که میگویدروز وقت کار است و تو هم باید به زندگی روزمره بپردازی و یک دستور طبی، بعضی از معتادین قادر به ترک اعتیاد نیستند بنابراین حافظ او را به ترک کامل فرا نمیخواند به قول متخصصین harm redaction را توصیه میکند٠ از همه مهمتر شراب نوشی در روز توسط پادشاه بد اموزی دارد و از او میخواهد حداقل در تاریکی بفترات خلاف کند که قبح ان برداشته نشود٠

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام