ایا شهی که ز آثار نعل شبرنگت
حسد برد به گه حمله صاحب شبدیز
تویی که بر تن خصم تو دِرع داوودی
ز رمح و تیغ تو پرویزنی بود خون بیز
چو ظلم بر در دروازه وجود رسید
ندای عدل تو بشنید بازگشت و گریز
ببرد چاشنی لطف تو به شیرینی
مزاج بی نمکی از جهان شورانگیز
اگر ز کین تو دندان خصم کنده شود
عجب نباشد از آن عزم تند و خنجر تیز
خدایگانا من بنده بر بساط ملوک
که جمله کم ز تو بودند و بیش از پرویز
به صد هنر قدری آبروی یافته ام
جهان ز حکم تو در نگذرد بگو که مریز
فلک به جام بلا شربتم از آن فرمود
که از عطای مزور نموده ام پرهیز
به سوی من نظری کن که بی سبب با من
جهان سفله به کین است و چرخ دون به ستیز
از آن زمان که فلک بر درت به پا استاد
زمانه بر سر بختم نشسته بود که خیز
کنون که خاک درت را ز اشک دیده من
به رنگ لاله برآورده چرخ رنگ آمیز
مرا به نزد تو بی پایمردی کرمت
برون ز حلقه در نیست هیچ دست آویز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف ویژگیهای خاص یک پادشاه میپردازد و حسادت و دشمنی دیگران را نسبت به او نشان میدهد. او اشاره میکند که دشمنان پادشاه به خاطر قدرت و شجاعت او دچار حسادت میشوند و از وجود او در رنجند. شاعر همچنین به عدالت و لطف پادشاه اشاره کرده و میگوید که ظلم و ستم نمیتواند در برابر عدالت او دوام بیاورد.
شاعر از پادشاه درخواست دارد که به او نگاه کند و کمک کند، چرا که در دنیای پر از کینه و ستیز، او به شدت نیازمند حمایت و رحمت پادشاه است. او به سود درختی که در اثر اشکهایش رشد کرده اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عشق و ارادت او به پادشاه به صورت عاطفی و عمیق تجلی یافته است.
در نهایت، شاعر تواضع و بندگی خود را نسبت به پادشاه ابراز کرده و از او میخواهد که نگاه محبتآمیزش را به او معطوف کند.
هوش مصنوعی: آیا فرمانروایی که به خاطر نشانههای نعل اسب شبرنگت حسادت میورزد، در زمان حملهی صاحب شبدیز (اسب معروف) چه خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که بر تن دشمن، زرهای شبیه زره داوود را بر تن کردهای و با نیزه و شمشیر خود، مانند پرویز، خون او را میریزی.
هوش مصنوعی: زمانی که ظلم به وجود انسان نزدیک شد، صدای عدالت تو را شنید و به عقب برگشت و فرار کرد.
هوش مصنوعی: تو با عطای خود، خوشی و لطفی را به زندگی میآوری که طعمش را بهتر از هر چیز دیگر میدانم و بینصیب ماندن از آن، زندگی را از جوشش و زیبایی خالی میکند.
هوش مصنوعی: اگر دشمنی تو باعث شود که دشمن دندانش را دندان از کینه بکند، جالب نیست که این کار ناشی از اراده قوی و سلاح تیز او باشد.
هوش مصنوعی: ای پروردگار من، من بندهای هستم در نزد پادشاهان، که همگی در مقایسه با تو کمسابقهاند و حتی بیشتر از پرویز، پادشاه بزرگ.
هوش مصنوعی: با تلاش بسیار و به دست آوردن مهارتهای گوناگون، موفق شدهام خود را به سطحی از اعتبار برسانم. دنیا تحت تأثیر خواست تو قرار دارد، پس بگو که مرا از این مقام ننداز.
هوش مصنوعی: چرخ گردون با من از سر نوشیدنی پر از درد و رنجی حرف میزند که میگوید از بخششهای فریبنده باید دوری کرد.
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز، زیرا بدون دلیل، دنیای پست و بیارزش علیه من قرار گرفته و روزگار نامناسبی برای من به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: از وقتی که آسمان (سرنوشت) به در خانهات آمده و ایستاده، زمانه بر سر نوشت من نشسته و منتظر است که من حرکت کنم.
هوش مصنوعی: اکنون که اشکهای من خاک درگاه تو را به رنگ لاله درآورده، ای گردونه رنگها!
هوش مصنوعی: من به حضور تو میرسم، اما چون تو را به خاطر مهربانیات دارم، هیچ راه نجاتی از این در ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی برآیم با آن که برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز
چو فضل میرابوالفضل بر همه ملکان
چو فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز
نبود با او هرگز مرا، مراد دو چیز
یکی ز عمر نشاط و یکی ز شادی نیز
مرا ز رفتن معشوق دیده لؤلؤ ریز
ورا ز آمدن شب سپهر لؤلؤ ساز
چهار چیز همی خواهم از خدای ترا
بگویم ار تو بگویی که آن چهار چه چیز
به پات اندر خار و به دستت اندر مار
به ریشت اندر هار و به سبلت اندر تیز
زمن به قهر جدا کرد روزگار سه چیز
چنان سه چیز که مانند آن ندانم نیز
یکی لباس جوانی دوم امید و امل
سیم حلاوت دیدار دوستان عزیز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.