داد که دستورِ دیوخوی ز بیداد
کشورِ جم را به بادِ بیهنری داد
داد قراری که بیقراریِ ملّت
زآن به فلک میرسد ز ولوله و داد
کاش یکی بردی این پیام به دستور
کی ز قرارِ تو داد و عهدِ تو فریاد
چشمِ بدت دور وَه چه خوب نمودی
خانهٔ ما را خراب و خانهات آباد
کاخِ گزرسس که بود سخت چو آهن
باره بهمن بود که سخت چو پولاد
سر به سر آن را به زور پای فشاری
دست تو از بن گرفت و کند ز بنیاد
سخت شگفتم ز سست رأی تو کی دون
با غمِ ملّت چهای ز کردهٔ خود شاد
شاد از آنی که داده آتشِ کینت
آبروی خاکِ پاک ما همه بر باد
حبس نمودی مرا که گفتهام آن دوست
در به روی دشمن وطن ز چه بگشاد
در عوضِ حبس گر بری سرم از تیغ
پای تو بوسم به مزدِ دست مریزاد
لیک بگویم که طوقِ بندگیِ غیر
گردنِ آزادِ مردمی ننهد راد
وین ز اَعادی به گوش حلقه بیفکند
وآن ز اَجانِب به دوش غاشیه بنهاد
در مائهٔ بیستم که زنگیِ افریک
گشته ز زنجیر و بندِ بندگی آزاد
خواجهٔ ما دست بسته پای شکسته
یکسره ما را به قتلگاه فرستاد
همّتی ای ملّتِ سلالهٔ قارن
غیرتی ای مردمِ نبیرهٔ کَشواد
تا نشود مرزِ داریوش چو بصره
تا نشود کاخِ اردشیر چو بغداد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیدادگری و ظلمی که بر مردم کشور جم تحمیل شده، انتقاد میکند. او از قراردادهای نامناسبی که بیقراری و ناامیدی ملت را افزایش داده، سخن میگوید و آرزو میکند که پیامی به حاکم برسد تا از خواب غفلت بیدار شود. شاعر به تخریب خانهاش و آبادانی خانه ظالم اشاره میکند و به سستی رأی و تصمیمات حاکم انتقاد میکند. او با تأسف از وضعیت خود میگوید که علیرغم زندانی شدنش به قصد دفاع از وطن، برادری و عشق به وطن را فراموش نمیکند. در انتها، شاعر از ملت میخواهد که به همت و غیرت خود بیندیشند و از وحدت و پیوستگی خود برای جلوگیری از کمرنگ شدن هویت ملی و تاریخی کشور استفاده کنند.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که حکم و فرمان فردی ظالم و بیلیاقت در واقع به نابودی و زوال مملکت جمشید منجر شد. به نوعی نشاندهنده تأثیرات منفی رهبری نادرست و بیمسئولیتی است که باعث بیثباتی و تضعیف کشور میشود.
هوش مصنوعی: مردم برای آرامش خود تصمیمی گرفتهاند، زیرا بیقراری و آشفتگی آنها به حدی است که به آسمان میرسد و این وضعیت باعث سر و صدا و فریاد در جامعه شده است.
هوش مصنوعی: ای کاش کسی این پیام را به کسی که بر اساس قرار و عهد تو فریاد میزند، برساند.
هوش مصنوعی: چشم حسود و بدخواهت از ما دور باشد، چه خوشحالکننده است که در نظر تو خانهٔ ما خراب به نظر میرسد، در حالی که خانه خودت آباد است.
هوش مصنوعی: کاخ گزرسس بسیار محکم و مقاوم بود، همانطور که باری از برف در دما بسیار سرد و سخت است، مانند پولاد که قوی و استوار است.
هوش مصنوعی: بیت به بیان این موضوع میپردازد که با قاطعیت و تلاش میتوان بر مشکلات و موانع غلبه کرد. در اینجا، اشاره شده که به واسطهی اراده و زحمت، مانع اصلی که به صورت ریشهای ایجاد شده، از بین میرود و از بنیاد برکنده میشود.
هوش مصنوعی: من از ناپایداری و ضعف نظر تو به شدت متعجبم. تو چگونه میتوانی با اندوه ملّت روبرو شوی و از کارهای خود راضی باشی؟
هوش مصنوعی: خوشحالی که آتش خشم تو باعث شده آبروی سرزمین پاک ما به باد برود.
هوش مصنوعی: تو مرا در زندان کردی، در حالی که من گفتهام آن دوست چرا در برابر دشمن وطن در را باز کرده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به جای زندانی بودن، از تیغ پای تو آزاد شوم، باز هم دست خودت را میبوسم و برایت آرزوی موفقیت میکنم.
هوش مصنوعی: اما میگویم که گردن یک انسان آزاد هرگز طوق بندگی و وابستگی به دیگری را به خود نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که دشمنان به موفقیتها و نقاط قوت ما حسادت میکنند و این حسادت را به شیوههای مختلف نشان میدهند. برخی از آنها به طور مستقیم به ما حمله میکنند و برخی دیگر از روشهای پنهان برای آسیب رساندن به ما استفاده میکنند. در واقع، اشاره به این دارد که در برابر این تهدیدات باید هوشیار و آماده باشیم.
هوش مصنوعی: در قرن بیستم، مردم آفریقا که سابقاً در زنجیر و بند بندگی بودند، اکنون آزاد شدهاند.
هوش مصنوعی: آقای ما، با دست و پای آسیبدیده، ما را بدون هیچ گونه راه فراری به سوی مرگ فرستاد.
هوش مصنوعی: ای ملت بزرگ و با غیرت، که از نسل قارن هستید، همت بلند و ارادهای قوی داشته باشید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرز داریوش به بصره نرسد و کاخ اردشیر مانند بغداد نشود، هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوب یکی نکته یادم است زاستاد
گفت «نگشت آفریده چیز به از داد»
جان تو با این چهار دشمن بدخو
نگرفت آرام جز به داد و به استاد
جانت نماندهاست جز به داد در این بند
[...]
آمد نوروز و گشت مشگ فشان باد
ساحت باغ از نسیم باد شد آباد
چون دل تیمار دیده برگ بنفشه
چون زره زنگ خورده خوشه شمشاد
چون برخ دوست بر فتاده سر زلف
[...]
ملک نبوت به سعی حضرتش آباد
کشور دین از او قوی شده بنیاد
همچو جدا بیشریک و همره و انباز
هستی کونین را وسیله ایجاد
عمر برآمد مرا به نیمه هفتاد
نیمی از عمر خویش دادم بر باد
حاصل این روزگار رفته بدستم
لختی افسوس ماند و لختی فریاد
این شکرین عمر نغز دلکش شیرین
[...]
باد خراسان همیشه خرم و آباد
دشت و دیارش ز ظلم و جور تهی باد
دشت و دیار ار ز ظلم و جور تهی گشت
ملک بماند همیشه خرم و آباد
ملک یکی خانهایست بنیادش عدل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.