بر تو آن دیده و دل کو که به قانون گریم
خوشتر آن است که از قاعده بیرون گریم
گاه چون رعد به آبادی و ویران نالم
گاه چون بر به کهسار و به هامون گریم
درد اندوه تعب قتل عطش سوز گداز
بر تو ای کشته انواع ستم چون گریم
بر لب خشک تو از دیده تر دارد جای
جاودان در عوض اشک اگر خون گریم
در هلاک تو ندانم ز گران خسبی خاک
یا همی خود ز سبک خیزی گردون گریم
ننگرم سرو بنی جز که ز مژگان به کنار
جوی ها کرده بر آن قامت موزون گریم
بینم ار گونه گل چاک زنم غنچه مثال
جامه جان و بر آن عارض گلگون گریم
چکنم گر نه بر آن کشته ممنوع فرات
دجله از دیده فرو ریزم و جیحون گریم
خسته او کشته و من زنده رها کن که به درد
راست بر کژی این طالع وارون گریم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مرثیه به سوگ کشتهای مینشیند که تحت ستم واقع شده است و از دل و دیدهاش تنها اشک میریزد. او احساس میکند که باید به قاعده و با اصول گریه کند، اما مایل است که از آن فراتر رود. شاعر مراتب درد و اندوه خود را در مواجهه با غم این کشته توصیف میکند و بارها به یاد او به یاد خاک، طبیعت و شگفتیهای زیبایی اشک میریزد. در پایان، او خود را در تقابل با تقدیر ناخوشایند احساس میکند و به خاطر ناتوانی در تغییر سرنوشت این کشته، به دلتنگی و غمگینی دچار میشود.
هوش مصنوعی: آیا آن چشمی و آن قلبی در تو هست که به خاطر قوانین و مقررات بگرید؟ بهتر است از روی قاعده و اصول خارج شده و به خاطر عشق و احساسات واقعی اشک بریزیم.
هوش مصنوعی: گاهی مانند رعد و برق در شهری میزنم و فریاد میزنم، و گاهی همچون باران بر کوهها و دشتها گریه میکنم.
هوش مصنوعی: درد و اندوه ناشی از کشته شدن و تشنگی عمیق، و سوز و گرمایی که بر تو میگذرد، ای کسی که انواع ستمها را متحمل شدهای، چگونه بتوانم برای تو گریه نکنم؟
هوش مصنوعی: اگرچه چشمان تو خشک و بیآب است، اما به جای اشک، اگر خون بریزم، باز هم در اعماق وجود تو جاودان خواهی ماند.
هوش مصنوعی: در بیخبری از وضعیت تو، نمیدانم که آیا به خاطر سنگینی بار غم خوابیدهای یا به خاطر سبکباری خودت از آسمان گریه میکنی.
هوش مصنوعی: چشمم هرگز به هیچ سروی نمیافتد جز آنکه با نگاه کردن به کنار جویها، به قامت خوشتناوش اشک بریزم.
هوش مصنوعی: اگر ببینم که گلی شکفت، با شادمانی به آن چهره زیبا گریه میکنم، چون غنچهای که از شادی باز میشود، گویی جامه جانم را به احترام آن زیبایی بر تن کردهام و بر آن صورت سرخ گل اشک میریزم.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم بر آن کشته که در کنار رود فرات خوابیده، اشک بریزم، پس چشمانم را بر دجله و جیحون خواهم ریخت و برای او گریه خواهم کرد.
هوش مصنوعی: خسته و ناتوان او از دنیا رفته و من هنوز زندهام. به من مهلت بده تا ناراحتی و درد واقعی خود را بر کجیها و نادرستیهای این سرنوشت معکوس بروز دهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آب شد دیده ز بس گریه دگر چون گریم
خون کن ای عشق دلم تا پس از این خون گریم
تا تو ای خسرو خوبان همه شیرین خندی
من چو فرهاد به تلخی همه گلگون گریم
تو گلستانی و من ابر بهاران نه عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.