لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
بگذرد ترسم از آن جانب و بر خاک آید
نه همین غیر رهم بسته ز کویت که مرا
کار صد مدعی از دیده نمناک آید
با وجود صلحا هشت خیابان بهشت
به مویزی نخرم یک قلم ار تاک آید
غیر خاک قدمت بوسد و ترسم که زرشک
گرد نعلین تو از لوح بصر پاک آید
افعی زلف تو چون حلقه زند بر سردوش
یادم از غایله دولت ضحاک آید
جعد ترکان نکند آنچه غلامان تو را
پی یغمای دل از حلقه فتراک آید
گریه و چرخ صراحی و قدح بین که تو را
خنده بر گردش پیمانه افلاک آید
صید آنم که اگر مرغ همایونش بدام
زار میرد نه به پر مگسش باک آید
منع باران سر شک از مژه یغما نتوان
سد سیلاب کجا از دو سه خاشاک آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق است. شاعر در آغاز از لرزشی که وجودش را فرا میگیرد صحبت میکند و ترسش از جدایی را بیان میکند. او به معشوق خود اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز، حتی زیبایی بهشت، نمیتواند جایگزین عشق او شود. همچنین، اشارات متعددی به زشتیهای دنیا و قدرت عشق دارد و به تصوری از درد و ناراحتی ناشی از جدایی اشاره میکند. در پایان، شاعر به قدرت احساسات خود و ناتوانی در کنترل آنها پرداخته و به نحوی نشان میدهد که عشق واقعی هیچگاه تحت تاثیر جزییات دنیوی قرار نخواهد گرفت.
هوش مصنوعی: بدنم به خاطر تو به شدت میلرزد و مانند تیر، به عمق دل میرود. میترسم که این احساسات به زودی از من دور شوند و من تنها بر زمین بمانم.
هوش مصنوعی: این جمله به مضمون این معناست که تنها درک من از دوری و جدایی از تو نیست، بلکه مشکلات و چالشهایی که بر سر راه من قرار دارد، بسیار بیشتر از آن چیزی است که به چشم میآید. غم و اندوه من فراتر از احساسات ظاهری است و به نوعی به مسائلی مربوط میشود که دیگران به سادگی نمیتوانند درک کنند.
هوش مصنوعی: در میان صلحا و نیکان، حتی اگر هشت خیابان بهشت را به من بدهند، برای یک قلم مویز حاضر نیستم که آن را با تاک عوض کنم.
هوش مصنوعی: غیر از خاک پای تو چیزی دیگری را میبوسد و میترسم که زرشکهایی که بر روی نعلین تو قرار دارد، از چشمانم پاک شود.
هوش مصنوعی: زلف تو به صورت حلقهای دور شانهام میپیچد و این مرا به یاد ماجرای ضحاک و سلطنتش میاندازد.
هوش مصنوعی: موهای مجعد و با شکوه ترکها به اندازهای جذاب و دلرباست که هیچ چیز دیگر نمیتواند به اندازهی آن، دل آدمی را به حسرت و آرزو درآورد. کلام از دل غلامان تو به دلیل عشق و جذابیت این زیبایی به میان آمده و آنقدر جذاب است که حتی در برابر مشکلات و موانع احساس میشود.
هوش مصنوعی: ببین چگونه اشک و شراب و جام در حال حرکتاند که لبخند تو بر گردش پیمانههای آسمان میتابد.
هوش مصنوعی: من شکارچیای هستم که حتی اگر پرندهی خوشبختیام در دام گرفتار شود، نگران کردن مگسها برایم اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: باران را نمیتوان از چشمان گریان و غمگین کسی باز داشت، چرا که سیلابی که از دل او جاری است، با چند تکه خاشاک و بیاهمیت نمیتوان سدش کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
دولتی دیگر اگر بسته فتراک آید
آسمان روز ز خورشید بر افروخت چراغ
بسکه از آتش من دود بر افلاک آید
کرده مسواک فقیه از پی تطهیر دهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.