تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
عالمی صید نگاهت شده تا می نگری
ترک تیرافکنت از تیغ تغافل ریزد
خون صدو واسطه تا از سر خونی گذری
پیش کس قصه اسرار دهانت نکنم
آن نسیم است که بر غنچه کند پرده دری
تا پراکنده شبه سیم تو بر درج عقیق
ریزد از جزع یمانم همه لعل جگری
حسرت بال و پرم بود که در دام افتم
این زمان می کشدم حسرت بی بال و پری
تا چه سری است دهان تو که صد مصر شکر
باشدش تعبیه در تنگ بدین مختصری
غنج طاووسی رفتار تو گر بیند باز
دیگر اندیشه رفتن نکند کبک دری
خواجه را علت عیبم شده سد ره بیع
زادک الله چه سپاس آرمت ای بی هنری
بیند ار دایره خط تو پیرامن روی
گرد خود حلقه کشد فتنه دور قمری
مهر ترکان نرود از دل یغما ناصح
مدم افسون که برون ناید از این شیشه پری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلبری معشوق اشاره میکند و از تأثیر نگاه او بر دل و جان خود سخن میگوید. او به رازهایی که در دهان معشوق نهفته است اشاره میکند و حسرتی عمیق به دل دارد که به دام عشق افتاده و بال و پر ندارد. شاعر به شیفتگی و جذابیت معشوق پرداخته و از حالتهای خاص او سخن میگوید که بر دلها تسلط دارد. همچنین اشارهای دارد به مشکلاتی که عشق برایش به وجود آورده و عذاب ناشی از جدایی و نوستالژی را بیان میکند. در نهایت، شاعر از جذابیتهای خاص معشوق و تأثیرات شگرف آن بر دل و عقل خود میگوید.
هوش مصنوعی: تو به قدری زیبا و دوستداشتنی هستی که با یک نگاه میتوانی دلها را بشکنی و همه را مجذوب خود کنی. در واقع، تمامی دنیا به خاطر نگاهت در دام علاقه و جذب تو افتادهاند.
هوش مصنوعی: خون ما از بیتوجهی تو میریزد، و برای اینکه این درد را فراموش کنیم، باید از بسیاری از مشکلات و روابط عبور کنیم.
هوش مصنوعی: من نزد دیگران درباره رازهای تو صحبت نمیکنم، زیرا این مانند نسیمی است که پردهای را از روی غنچه کنار میزند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ذرات نقرهمانند تو بر روی عقیق ببارند، من نیز همچون یمانیها تمام لعلهام را به تو تقدیم میکنم.
هوش مصنوعی: حسرت این را داشتم که پرواز کنم اما به دام افتادم. اکنون در این لحظه حسرت بیپر و بالی را میکشم.
هوش مصنوعی: دهان تو دارای رازی است که اگر آن را بگوییم، گویا صدها کیلو شکر در آن نهفته است، و این نعمت بزرگ به صورت مختصر در این فضای تنگ قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر طاووس زیبایی و ناز و رفتار تو را ببیند، دیگر به هیچ وجه درباره رفتن و دور شدن از تو فکر نخواهد کرد. کبک دری هم تحت تاثیر زیبایی و جذابیت تو قرار میگیرد و از رفتن منصرف میشود.
هوش مصنوعی: عزیز من، باعث ناتوانی و عیب من در راه خرید و فروش شدهای. خدا تو را حفظ کند و به تو شکر میگذارم، ای بیهنر.
هوش مصنوعی: اگر کسی دایرهای از خطوط تو را ببیند، همچون دایرهای میچرخد که دور چهرهاش در حال به وجود آوردن فتنهای است.
هوش مصنوعی: عشق و محبت ترکان از دل یغما نمیرود؛ ای ناصح، نصیحت نکن که این پری از این شیشه بیرون نخواهد آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل من خواهی و اندوه دل من نبری
اینْت بیرحمی و بیمهری و بیدادگری
تو بر آنی که دل من ببری دل ندهی
من بدین پرده نیم، گر تو بدین پرده دری
غم تو چند خورم و انده تو چند برم
[...]
چون به هم کردی بسیار بنفشهٔ طبری
باز برگرد به بستان در چون کبک دری
تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری
که به چشم تو چنان آید، چون درنگری
آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری
تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری
زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری
می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک
[...]
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری
گشت تابنده ز دریای معانی گهری
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک
ملکالعرش عطا داد ملک را پسری
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هست
[...]
شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری
آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری
خوشدلی شوخی چون شاخک نرگس در باغ
از در آنکه شب و روز درو در نگری
گرمی و تری در طبع هلاک شکرست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.