مستوجب طعنهٔ دمادم ماییم
شایان ملامت دو عالم ماییم
سوزیم چراغ کعبه در بتخانه
بدنام کن دودهٔ آدم ماییم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
مستوجب طعنهٔ دمادم ماییم
شایان ملامت دو عالم ماییم
سوزیم چراغ کعبه در بتخانه
بدنام کن دودهٔ آدم ماییم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با دلبر خود همیشه همدم مائیم
در بزم وصال یار محرم مائیم
انکس که بیکنظر دو عالم بفروخت
میدان بیقین که در دو عالم مائیم
گنجی که طلسم اوست عالم ماییم
ذاتی که صفات اوست آدم ماییم
ای آنکه تویی طالب اسم اعظم
از ما مگذر که اسم اعظم ماییم
در عشق تو دور از دل خرم ماییم
همصحبت درد و همدم غم ماییم
گر وصل ترا بخلق عالم بخشند
محروم ترین خلق عالم ماییم
بیش از همه کس و از همه کس کم مائیم
رانده و مانده دوده آدم مائیم
قومی به عرب غریب و قومی به عجم
غربت زده در تمام عالم مائیم
گنجی که طلسم اوست عالم ماییم
ذاتی که صفاتِ اوست آدم ماییم
ای آنکه تویی طالبِ اسم اعظم
از ما مگذر که اسم اعظم ماییم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.