ارباب قرب را که جگر آب میشود
از هیبت قضا و قدر آّ میشود
از حال مپرس که بیچاره در غمت
صدبار آب گشت و دگر آب میشود
جایی که حرف از لب و دندان او زنند
خون میشود عقیق و جگر آب میشود
آهندلی به کار نیاد به راه عشق
اینجا دل جرس ز خطر آب میشود
از خجلت عذار تو گل میشود گلاب
پیش لبت ز شرم شکر آب میشود