گنجور

شعرهای هلالی جغتایی با وزن «مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)»

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵

 

نیست عرق، که در رهت از حرکات می چکد

هر قدمی، که می نهی، آب حیات می چکد

چند بهر سیه دلی باده ناب می کشی؟

حیف! که آب زندگی در ظلمات می چکد

بس که لب تو چاشنی ریخته در مذاق جان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰

 

ساخت گدای درگهت مرحمت الهیم

بلکه گدایی تو شد موجب پادشاهیم

بنده غلام آن درم، وه! چه کنم؟ که میکند

ترک سفید روی من ننگ ز رو سیاهیم

ساید اگر بفرق من گوشه نعل مرکبت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷

 

آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو

ماه مگر ز آسمان آمده بر زمین فرو؟

نیست عرق ز تاب می، وقت صبوح بر رخت

ریخته شبنم سحر، بر گل آتشین فرو

چند بخشم بگذری، توسن ناز زیر ران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰

 

یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟

وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟

نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟

عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟

یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳

 

ای که بخون مردمان چشم سیاه کرده ای

کشته شدست عالمی، تا تو نگاه کرده ای

دست برخ نهاده ای، بهر حجاب از حیا

پنجه آفتاب را برقع ماه کرده ای

پادشهی و ملک دل هست خراب ظلم تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲

 

ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟

وه! چه نگار طرفه ای! طرفه نگار کیستی؟

هست رخ تو ماه نو، کوکبه تو شاه حسن

ماه کدام کشوری؟ شاه دیار کیستی؟

لاله و سرو این چمن منفعلند پیش تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲

 

تیر و کمان گرفته ای، سوی شکار میروی

صید تواند عالمی، بهر چه کار میروی؟

جانب صید گه شدی، همره خویش بر مرا

بی سگ خویشتن مرو، چون بشکار میروی

وه! چه سوار طرفه ای! کز سر مهر پیش تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی