گنجور

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای مرکز دایرهٔ امکانوی زبدهٔ عالم کون و مکان
تو شاه جواهر ناسوتیخورشید مظاهر لاهوتی
تا کی ز علایق جسمانیدر چاه طبیعت تن مانی؟
تا چند، به تربیت بدنیقانع به خزف ز در عدنی؟
صد ملک ز بهر تو چشم به راهای یوسف مصری، به در آی از چاه
تا والی مصر وجود شویسلطان سریر شهود شوی
در روز الست، بلی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۲ - فی المناجات و الالتجاء الی قاضی الحاجات

 

زین رنج عظیم، خلاصی جودستی به دعا بردار و بگو
یارب، یارب، به کریمی توبه صفات کمال رحیمی تو
یارب، به نبی و وصی و بتولیارب، به تقرب سبطین رسول
یارب، به عبادت زین عبادبه زهادت باقر علم و رشاد
یارب، یارب، به حق صادقبه حق موسی، به حق ناطق
یارب، یارب، به رضا، شه دینآن ثامن من اهل یقین
یارب، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۳ - فی نصیحة نفس الامارة و تحذیرها من الدنیا الغدارة

 

ای باد صبا، به پیام کسیچو به شهر خطاکاران برسی
بگذر ز محلهٔ مهجورانوز نفس و هوی ز خدا دوران
وانگاه بگو به بهائی زارکای نامه سیاه و خطا کردار
کای عمر تباه گنه پیشه!تا چند زنی تو به پا تیشه؟
یک دم به خود آی و به‌آیین چه کسیبه چه بسته دل، به که همنفسی
شد عمر تو شصت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۴ - فی ذم من صرف خلاصة عمره فی العلوم الرسمیة المجازیة

 

ای کرده به علم مجازی خوینشنیده ز علم حقیقی بوی
سرگرم به حکمت یونانیدلسرد ز حکمت ایمانی
در علم رسوم گرو ماندهنشکسته ز پای خود این کنده
بر علم رسوم چو دل بستیبر اوجت اگر ببرد، پستی
یک در نگشود ز مفتاحشاشکال افزود ز ایضاحش
ز مقاصد آن، مقصد نایابز مطالع آن، طالع در خواب
راهی ننمود اشاراتشدل شاد نشد ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۵ - فی العلم النافع فی العماد

 

ای مانده ز مقصد اصلی دور!آکنده دماغ، ز باد غرور!
از علم رسوم چه می‌جویی؟اندر طلبش، تا کی پویی؟
تا چند زنی ز ریاضی لاف؟تا کی بافی هزار گزاف؟
ز دوائر عشر و دقایق ویهرگز نبری، به حقایق پی
وز جبر و مقابله و خطاینجبر نقصت نشود فی‌البین
در روز پسین، که رسد موعودنرسد ز عراق و رهاوی سود
زایل نکند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۶ - فی المناجاة و الشوق الی صحبة أصحاب الحال و ارباب الکمال

 

عشاق جمالک احترقوافی بحر صفاتک قد غرقوا
فی باب نوالک قد وقفواو بغیر جمالک ما عرفوا
نیران الفرقه تحرقهمأمواج الادمع تغرقهم
گر پای نهند به جای سردر راه طلب، ز یشان بگذر
که نمی‌دانند ز شوق لقاپا را از سر، سر را از پا
من غیر زلالک ما شربواو بغیر جمالک، ما طربوا
صدمات جمالک، تفنیهمنفحات وصالک، تحییهم
کم قد احیوا، کم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۷ - فی التوبة عن الخطایا و الانابة الی واهب العطایا

 

ای داده خلاصهٔ عمر به بادوی گشته به لهو و لعب، دلشاد
ای مست ز جام هوا و هوسدیگر ز شراب معاصی بس
تا چند روی به ره عاطلیک بار بخوان زهق الباطل
زین بیش خطیئه پناه مباشمرغابی بحر گناه مباش
از توبه بشوی گناه و خطاوز توبه بجوی نوال و عطا
گر تو برسی به نعیم مقیموز توبه رهی، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی