گنجور

شعرهای کمال‌الدین اسماعیل با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۹

 

کمال‌الدین اسماعیل » ترکیبات » شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً فی مرثیة الصّدر السّعید جلال الاسلام طاب مثواه

 

دل بر احوال روزگار منه

رنج بر خود باختیار منه

گل مقصود نشکفد زین خار

خویشتن را تو خیره خار منه

دشمن تست نفس امّا ره

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۴ - وله ایضا

 

منعما شکرهای انعامت

بزبان قلم نیاید راست

دوش در انتظار وعدۀ تو

یک دم باشد زنیست تا هست

هر کرا لقمه در گلو گیرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۶

 

دوش ناگاه نعره یی بر خاست

که دگر باره جنگ کرانست

مرگ دیدم بمرگ تا زنده

که همی باز گشت نتوانست

با یکی از هنروران که بر او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۷

 

از چه می افتد از برای خدای

آخر این قدر می توان دانست

کاثر هر قران که نحسان راست

خاص در جامع سپاهانست

و آنچه از افتران سعدینست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۱۱ - و قال فی وصف البناء

 

..... از ارم لطیف ترست

کعبۀ فضل و قبلۀ هنرست

گنبد او کلاه کیوانست

گرچه از روی وضع مختصرست

در ره پایداری ارکانش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً

 

ای زمین تو آسمان زحل

آستان تو قبله گاه امل

سقف مرفوع و خانۀ معمور

با وجود تا ضایع و مهمل

روی آئینه های گردون را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۱۵ - وقال یصنف فصد الممدوح

 

ای بزرگی که همت تو شکست

بر دل و پشت چرخ دون آورد

قدر از راستی انصافت

سقف افلاک راستون آورد

هرکه آورد رو بخصمی تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۱۷ - و قال

 

هیچ صحبت مباد با عامت

که چو خود مختصر کند نامت

صحبت عام در بهشت ، آباد

مرگ بهتر ، که مرگ عامی باد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۲ - وقال ایضاً

 

هرچه آن از مراسم سخن است

روزگارش گذاشتست بمن

زان چه حاصل ، چو روزگار دمی

نگذارد همی مرا بسخن


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۳ - و قال ایضاً

 

آنچنان گشته یی نهان پس ریش

کز تو جز چشم هیچ چشم ندید

بجز از ریش مرد ریک تو کس

سپر گاو راز پشم ندید


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۵ - ایضاً له

 

هر کرا قربت تو بیشترست

دانک او از همه درویشترست

وانک او دورترست از برتو

بعنایت ز همه پیشترست

دست چپ گرچه بدل نزدیکست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۷ - ایضاًله

 

بس پراکنده و پریشانم

ره فراکار خود نمی دانیم

هیچ جرمی نکرده محبوسیم

بی اوامی اسیر زندانیم

همجو خفاش روزکور همه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۸ - ایضاً له

 

ای ز وصف مکارمت قاصر

هر فصیحی و مدحت آرایی

توییآنکس که در دیاکرم

چشم عقلت ندید همتایی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۹ - ایضاً له

 

خیز تا زار و گریه برگیریم

خوش بگرییم و یه در گیریم

نوحه های جگر خراسش کنیم

چون بپایان رسد ز سرگیریم

سرتابوت خواجه بازکنیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » مثنویات » شمارهٔ ۱ - وله ایضا فی صفتها

 

ای ز احکام همچو رویین دز

دست و هم از گشادنت عاجز

طرفه معشوق و گونة عاشق

از درون صامت از برون ناطق

گاه چون نرگسی سرافگنده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » مثنویات » شمارهٔ ۲ - و قال ایصاً فی هجو شهاب الدّین عمر اللنبانی (مثنوی)

 

تا زبانم بکام جنبانست

در ثنای رئیس لنبانست

چه رئیس؟ آن خسیس پرتلیس

مایهٔ ظلم و سایهٔ ابلیس

از بخیلی نکردد آن با زن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

[صفحهٔ اول] … [۷] [۸] [۹]