گنجور

شمارهٔ ۹۰ - در حق فرید الدین

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » مقطعات
 

بر بدایع نظم تو ، ای فریدالدین

طویله های گهر را نماند مقداری

نه باغ طبع ترا هست جز ادب شجری

نه شاخ لفظ ترا هست جز هنر باری

بگرد تو نرسند اهل نظم و نثر امروز

و گر چه جهد و تکلیف کنند بسیاری

بشعر یار خودم خوانده ای و لیک بفضل

ترا ندانم اندر همه جهان یاری

چو من بفضل تو اقرار دارم از سر صدق

ز کس نیابی در مشرق و غرب انکاری

ترا فلک بمقام شرف رسانیدست

فلک نکرده ازین علاقه تر کاری

ببارگاه خداوند مشرق و مغرب

متاع فضل ترا خاست روز بازاری

گران بها گهری و کجا تواند بود ؟

چنین گدا را الا چنان خریداری

جهان تو داری ، طوبی لک ، ای فرید الدین

بزیر عدل چنان جهانداری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام