گنجور

شمارهٔ ۸۶ - در حق حمید الدین

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » مقطعات
 

در هنر ، ای حمید دین رسول

همچو صدر نژاد عبادی

جاهت افروختست هر محفل

ذکرت آراستست هر نادی

مایهٔ صد هزار محمدتی

در خور صد هزار احمادی

خایفان را بتقویت عونی

جایعان را بمردمی زادی

مر معالی و مر مکارم را

سخت مطبوع و نیک منقادی

صید کردی بمکرمت دل خلق

از که آموختی تو صیادی ؟

بشنو از من که : تا چه می بینم

از معادات گنبد عادی ؟

گه مرا آبخور بصحرا بر

گه مرا خوابگاه در وادی

گاه بر کوه و گاه در دریا

گه شوم حاضر و گهی بادی

نه بجز آسمان مرا خیمه

نه بجز اختران مرا هادی

روز و شب هست چنگ و بربط من

بانگ ملاح و نعرهٔ حادی

کرده من در جهاد با کفار

همچو مریخ ، پیشهٔ جلادی

جای دارعه درع داودی

جای دستار بیضهٔ عادی

در مقامی ، که سرکشان از رمح

بر رگ جان کنند فصادی

هر که کشته شود فلک گوید :

« مالهذا القتیل من وادی ؟ »

دیرزی ، شاد باش ، طوبی لک

که برون زین عداد و اعدادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام