گنجور

شمارهٔ ۴۶ - در حق نجم الدین

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » مقطعات
 

سوار فضلی ای نجم دین و می سازد

زمانه ساعد جاه ترا ز فخر سوار

یسار برده فراوان یمین مادح تو

از آن گزیده یمین و از آن خجسته یسار

نگار یافته از خط تو صحیفه عقل

وزان نگار خجل گشته خط و خد نگار

کنار عاطفت تست مأمن فضلا

که هیچ وقت نگیرند از آن کنار کنار

نزار شد تن بخت از شکوه بخشش تو

چنانکه پیکر شرک از نهیب آل نزار

بهار جود کف تست کز صنایع او

پرست باغ مکارم ز ضمیران بهار

مدار چرخ بفرمان تست و تا باشی

زهیچ حادثه از هیچ چرخ باک مدار

ببار بر سر احرار ، ابروار ، عطا

کزان نیابد الا گل مدیح ببار

بکار تخم محامد ، که نزد اهل خرد

بجز محامد ناید ازین زمانه بکار

بخار جان بد اندیش را بخار بلا

که خیره جان بد اندیش را سزاست بخار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام