گنجور

شمارهٔ ۷۱ - در مدح شمس‌الدین وزیر

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » قصاید
 

جز مکارم زشمس دین ناید

سیرت سروران چنین باید

رتبت ملک و زینت دولت

از خصالش همی بیفزاید

معجزات از بیان او خیزد

مکرمات از بنان او زاید

کام دل از زمانه بستاند

هر کش از اعتقاد بستاید

فضل او راه عیب بر بندد

عقل او راز غیب بگشاید

ای بزرگی ، که در خلال جلال

مثل تو دور چرخ ننماید

با لقای تو شمس کی تابد ؟

با عطای تو گنج کی پاید؟

همهٔ ترتیب و تربیت حق را

همت عالی تو فرماید

یمن حزم تو دولت افزورد

امن عزم تو ملت آراید

هر که بگراید او بطاعت تو

هرگزش زهر دهر نگزاید

هر که برتابد از رضای تو سر

سر او روزگار برباید

خامهٔ تو ، که رنگ ملک ازوست

رنگ از روی فضل بزداید

بر بساط نشاطی و قهرت

جان دشمن همی بفرساید

سهمت از خون دل و رخ اعدا

این بپالاید ، و آن بیالاید

عنف و لطف تو وقت کینه و مهر

این نبخشاید، آن ببخشاید

هر که نام عداوت تو برد

بر سر خاک باد بپیماید

باد بر تخت بخت جایگهت

که چنین جایگه ترا شاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام